هدایت شده از مَن وَ اُو (اَلف-میم)
حجت الاسلام پیری:هوشیاری و تیز بینی مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای در مقابل دشمنان اسلام خواب را از چشم آنان ربوده،خداوند بهترین نعمتش را بعد از امام راحل به ما بخشید وآن وجود رهبر عظیم الشان است
۱۵ خرداد ۱۳۹۷
۱۵ خرداد ۱۳۹۷
۱۵ خرداد ۱۳۹۷
شش هزار ختم قرآن در قبر نمود سیّده نفیسه دختر حسن بن زید که پسر امام حسن مجتبی (ع) است در سنه 145 در مکه متولد شد و در مدینه نشو و نما کرد، روزها پیوسته روزه می گرفت و شبها را به عبادت بسر می برد، او ثروتمند بود و از ثروت خویش به زمین گیران و مریض ها و عموم احسان می کرد، سی مرتبه نیز به حج مشرف شده که اکثر آن با پای پیاده بود. زینب دختر برادر نفیسه گفت: چهل سال تمام عمه ام را خدمت کردم و در این مدّت ندیدم شبی بخوابد و یا روزی افطار کند، پیوسته شبها را به قیام و روزها را به روزه می گذراند، به او گفتم: با خود مدارا نمی کنی، جواب داد: چگونه با نفسم رفق و مدارا کنم، با اینکه در جلو عقباتی دارم که از آنها نمی گذرند مگر مردمان رستگار. جناب نفیسه از شوهر خود (اسحاق) دو فرزند داشت یکی به نام قاسم و دیگر ام کلثوم، سالی با شوهرش به زیارت حضرت ابراهیم خلیل مشرّف شد، در مراجعت به مصر تشریف آورد، و در منزلی سکنی گزید، در همسایگی آنها دختر یهودی نابینائی بود، یک روز به آب وضوی نفیسه تبرّک جست، در همان حین چشمش روشن شد، و بعد از آن یهودیان بسیاری اسلام آوردند و اهل مصر در حق آن مخدرّه بسیار عقیده پیدا کردند، از نفیسه خواهش کردند در مصر توقّف کند، او نیز در مصر توقّف نمود، تا اینکه در همانجا از دنیا رفت. آن مخدره قبری به دست خویش برای خود کنده بود و پیوسته در آن قبر داخل می شد، نماز می خواند و قرآن تلاوت می کرد، و 6 هزار ختم قرآن در آن قبر نمود تا اینکه در ماه رمضان سنه 208 از دنیا رفت و هنگام احتضار روزه بود، اطرافیان او را امر به افطار کردند فرمود: واعجبا، سی سال است که از خداوند متعال مسئلت می کنم با حالت روزه از دنیا بروم و اکنون که روزه هستم افطار کنم؟! شروع کرد به خواندن سوره انعام و همین که رسید به آیه مبارکه «لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ » از دنیا رفت. نقل شده که بعد از وفات نفیسه شوهرش اسحاق مؤتمن پسر حضرت صادق (ع) خواست بدن او را به مدینه معظمه منتقل کند و در بقیع دفن نماید، اهل مصر اجتماع نمودند و درخواست کردند که آن مخدّره را در مصر بگذارند برای تبرّک و تیمّن، و حتّی مال بسیاری بذل کردند، امّا اسحاق راضی نشد، تا آنکه در خواب پیغمبر (ص) را دید که فرمود: درباره نفیسه با اهل مصر معارضه مکن چرا که به واسطه برکت او بر آنها رحمت نازل می شود. *
۱۵ خرداد ۱۳۹۷
اعجاز «بسم الله الرحمن الرحیم» روزی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مدینه طیّبه بیرون رفت که دید مرد عربی سر چاهی برای شتر خود آب می کشد. فرمود: آیا کسی را اجیر می خواهی که برای شترت آب بکشد؟ عرض کرد: بلی، به هر دلوی سه خرما اجرت می دهم. حضرت راضی شد و یک دلو آب کشید و سه خرما اجرت گرفت. سپس هشت دلو دیگر کشید که ریسمان قطع شد و دلو به چاه افتاد. مرد عرب غضبناک شد و با جسارت به صورت مبارک رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زد! آن بزرگوار دست خود را میان چاه کرد و دلو را بیرون آورد و خود راهی مدینه شد. چون اعرابی این حلم و حسن خلق را از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دید دانست که آن حضرت بر حق بوده است. بنابراین با کاردی، دستی را که به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ جسارت کرده بود قطع نمود و غش کرد و بر زمین افتاد. در همان حال قافله ای از آن راه می گذشتند. مرد عرب را بدین حال دیدند. چون آب به صورتش پاشیدند به هوش آمد. گفتند: تو را چه شده؟ گفت: به صورت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زده ام. می ترسم که دچار عقوبت شوم! پس برخاست و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفت و در پی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ راهی مدینه شد. در مدینه به سلمان برخورد و ایشان وی را به خانه فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ برد. در آنجا پیامبر خدا نشسته و حسین را روی زانو جای داده بود. اعرابی جلو رفت و عذر خواهی نمود. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: چرا دستت را قطع کرده ای؟ گفت: من دستی را که به صورت نازنین شما سیلی زده باشد نمی خواهم. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اسلام بیاور و به یگانگی خدا اقرار کن! عرض کرد: اگر شما بر حقّید دست قطع شده مرا به حال اوّل برگردانید و شفا دهید. پیامبر دست قطع شده اش را به موضع خود گذاشت و فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم» و نفسی کشید و دست مبارک خود را به موضع قطع شده مالید. دست مرد عرب به حال اوّل بازگشت و او شهادتین به زبان جاری کرد و اسلام آورد. [ . ستارگان درخشان، ج 1، ص 23.] *
۱۶ خرداد ۱۳۹۷
هدایت شده از کلام ناب معصومین علیهم السلام
راه #درمان و رفع #اختلافات و ایجاد برکت و نزول خیرات در خانه˝
💟امام صادق عليه السلام :
خانه اى كه در آن قرآن خوانده نمى شود و از خدا ياد نمى گردد، سه گرفتاری در آن خانه بوجود می آید:
۱-بركتش كم شده،
۲- فرشتگان آن را ترك مى كنند
۳- و شياطين در آن حضور مى يابند.(مجادلات و اختلافها را شیاطین در خانه ها ایجاد میکنند)
📚اصول كافى، ج ۲، ص ۴۹۹، ح۱
🆔 @kalam_masoom
۱۶ خرداد ۱۳۹۷
هدایت شده از کلام ناب معصومین علیهم السلام
🌹 وقایع شب قدر 🌹
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ﴿١﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ﴿٢﴾ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿٣﴾ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ﴿٤﴾ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿٥﴾
❶ نزول قرآن در شب قدر
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
۱- نزول یکباره در یک شب معین.
۲- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص).
❷ تقدیر امور در شب قدر
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر می کند.
❸ نزول ملائکه و روح در شب قدر
❹ سلام و امنیت در شب قدر
اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوى او روى می آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطانها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
🆔 @kalam_masoom
۱۶ خرداد ۱۳۹۷
هدایت شده از کلام ناب معصومین علیهم السلام
✨ آثار خدمتــ بھ پدر و مادر ✨
✨🌹✨🌹✨🌹✨
●√ برتر از جهاد:
【پیامبر اکرم (ص)فرمودند: قسم به خدایی که جانم دردست اوست هر آینه انس پدر و مادر به تو در یک شبانه روز، از جهاد یک سال بهتر است.】
●√ نیکی به والدین کفاره گناهان است:
【شخصی نزد حضرت رسول (ص) آمد عرض کرد: کار زشتی نبوده مگر اینکه من انجام دادهام آیا برای من توبهای هست؟ حضرت فرمود: برو به پدر و مادرت نیکی کن تا کفاره گناهانت گردد.】
●√ نگاه شفقت به پدرو مادر:
【پیامبر(ص)وفرمود: نیست فرزند نیکوکار به پدر و مادرش مگر اینکه هر گاه از روی رحمت و محبت به والدین خود بنگرد بهر نظری ثواب یک حج مقبوله برایش می باشد.】
●√ خشنودی والدین خشنودی خداست:
【پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خشنودی خداوند با خشنودی والدین است و خشم او با خشم ایشان است.】
●√ دعای ملائکه به نیکی کننده به والدین:
【رسول خدا(ص) فرمود: خدای را دو ملک است که یکی از آنها میگوید خدایا از هر شری و آفتی نیکی کننده به والدین را نگهدار، و دیگری میگوید: خدایا هلاک کن عاق والدین ها را به سبب غضب فرمودند به آنها و البته دعای ملک هم مستجاب است.】
📚 منابع:
⇦بحار الانوار، ج 74، ص 52
⇦بحار الانوار، ج 74، ص 82
⇦بحار الانوار، ج 74، ص 73.
⇦کنز العمال، ج 16، ص 470.
⇦مستدرک الوسائل کتاب نکاح باب86 ص627
🆔 @kalam_masoom
۱۶ خرداد ۱۳۹۷
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 بالاتر از جهاد
جوانی به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! خیلی مایلم در راه خدا بجنگم.
حضرت فرمود: در راه خدا جهاد کن؛ اگر کشته شوی زنده و جاوید خواهی بود و از نعمت های بهشتی بهره مند می شوی و اگر بمیری، اجر تو با خداست. چنانچه زنده برگردی، گناهانت بخشیده شده و مانند روزی که از مادر متولد شدی، از گناه پاک می گردی.
جوان عرض کرد: ای رسول خدا! پدر و مادرم پیر شده اند و می گویند: ما به تو انس گرفته ایم و راضی نیستند من به جبهه بروم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در محضر پدر و مادرت باش. سوگند به آفریدگارم! یک شبانه روز در خدمت پدر و مادر بودن، بهتر از یک سال جهاد در جبهه جنگ است.
📗 #بحارالانوار، ج 2، ص 19
✍ مرحوم علامه محمد باقر مجلسى
@Dastanhaykotah
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 راه توبه
مردی خدمت حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! من در زندگی، بسیار گناه کرده ام و اکنون پشیمانم و می خواهم توبه کنم، چه راهی دارم که خداوند، زود از گناهان من در گذرد؟
حضرت فرمود: از پدر و مادرت کدام یک زنده اند؟ مرد عرض کرد: فقط پدرم. حضرت فرمود: برو و به پدرت خدمت کن.
وقتی که آن جوان حرکت کرد و رفت، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اگر این مرد، مادر داشت و به مادرش خدمت می کرد، زودتر گناهان او مورد عفو قرار می گرفت و گذشته اش جبران می گردید.
📗 #کشکول_ممتاز، ص 186
✍ مرتضی احمدیان
@Dastanhaykotah
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 ضمانت بهشت
ابوبصیر می گوید: من همسایه ای داشتم که پیرو سلطان بود و از راه رشوه و غصب و حرام، ثروت اندوخته بود. او مجلسی برای زنان آوازه خوان آماده می ساخت و همگی نزدش جمع می شوند و خودش نیز شراب می نوشید. من بارها به خودش شکایت بردم و گله کردم؛ ولی او دست برنداشت. چون زیاد پا فشاری کردم. به من گفت: من مردی گرفتارم و تو مردی بر کنار و با عافیت، اگر حال مرا به صاحبت (امام صادق علیه السلام) عرضه کنی، امیدوارم خدا، مرا هم به وسیله تو نجات بخشد.
گفتار او در دلم تاثیر کرد و چون خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، حال او را بیان کردم. حضرت به من فرمود: چون به کوفه باز گردی، او نزد تو می آید، به او بگو: جعفر بن محمد گفت: تو آن چه را بر سرش هستی، واگذار، من نیز بهشت را از خداوند برای تو ضمانت می کنم.
من چون به کوفه باز گشتم، او و دیگران نزد من آمدند. من او را نزد خود نگاهداشتم، تا منزل خلوت شد، آن گاه به او گفتم: ای مرد! من حال تو را به امام صادق علیه السلام گزارش کردم، او گریست و گفت: تو را به خدا! امام صادق علیه السلام به تو چنین گفت. من سوگند یاد کردم که او به من چنین گفت. آن مرد گفت: مرا بس است و سپس رفت.
او پس از چند روز، پیغام فرستاد و مرا خواست. وقتی به دیدارش رفتم، دیدم، پشت در خانه اش برهنه نشسته! به من گفت: ابا بصیر! هر چه در منزل داشتم، به صاحبانش رساندم و در راه خدا دادم؛ حتی لباس هایم را و اکنون آنم که می بینی!
ابو بصیر گفت: من نزد دوستانم رفتم و برایش لباس تهیه کردم. چند روز دیگر گذشت و او دنبالم فرستاد که من بیمارم، نزد من بیا! من نزدش رفتم و برای معالجه او در تلاش بودم، تا این که زمان مرگش فرا رسید. نزدش نشسته بودم که جان می داد. در این میان، لحظه ای بیهوش شد و سپس به هوش آمد و گفت: ابو بصیر! صاحبت به قولش وفا کرد و سپس در گذشت.
من چون حجم به پایان رسید، نزد امام صادق علیه السلام رسیدم و اجازه خواستم. چون خدمتش رفتم، هنوز یک پایم در صحن خانه و یک پایم در راهرو بود که حضرت از داخل اتاق، بی آن که چیزی بگویم، فرمود: ای ابو بصیر! ما به رفیقت وفا کردیم.
📗 #منتهی_الامال، ج 2، ص 247
✍ حاج شیخ عباس قمى
@Dastanhaykotah
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 با صدقه روزی خود را فراوان کنید
حضرت صادق علیه السلام به فرزند خود محمد فرمود پسرجان از مخارج چقدر زیاد آمده. عرض کرد چهل دینار، او را امر کرد از منزل خارج شود و آن مبلغ را صدقه بدهد. گفت در این صورت چیزی نخواهد ماند موجودی همین چهل دینار است.
فرمود آن را صدقه بده قطعا خداوند عوض خواهد داد، «مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ مِفْتَاحاً وَ مِفْتَاحَ اَلرِّزْقِ اَلصَّدَقَة»ُ نمی دانی هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی صدقه است پس اینک چهل دینار را به عنوان صدقه بده. محمد امر امام علیه السلام را انجام داد.
بیش از ده روز نگذشت که از محلی مبلغ چهار هزار دینار برای آن جناب رسید. فرمود پسرجان برای خدا چهل دینار دادیم خداوند چهار هزار دینار عوض آنرا داد.
📗 #فروع_کافی، ج 3 ، ص 41
✍ ثقة الاسلام كلينى
@Dastanhaykotah
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 سخن چینان، بخوانند
در بنی اسرائیل، قحطی
۱۶ خرداد ۱۳۹۷
افتاد. مردم چاره ای ندیدند جز آن که به خدای رو آورند و باران از او خواهند. چندین بار نماز باران خواندند و از خدا باران خواستند؛ اما هیچ ابری در آسمان پدیدار نشد.
موسی (ع) علت را از خداوند پرسید. وحی آمد که ای موسی! در میان شما، سخن چینی است که دعای شما را باطل می کند و تا او در میان شما است، دعایتان را اجابت نکنم.
موسی (ع) گفت: بار خدایا! او را به ما بشناسان تا از میان خویش، بیرون افکنیم. باز وحی آمد: ای موسی! من دشمن سخن چینی هستم، آن گاه خود سخن چینی کنم و عیب کس را با تو بگویم!؟
موسی گفت: پس تکلیف چیست؟ وحی آمد که همه توبه کنند و نمام نباشند. چون همه از سخن چینی توبه کردند، خداوند باران فرستاد.
📗 #کیمیای_سعادت
✍ ابوحامد محمد غزالی
@basirat65
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 حضرتِ موسی(ع) و شب قدر!
در حدیثی طولانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میخوانیم که حضرت موسی علیه السلام به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: «قُرْبی لِمَن اسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ الْقَدْر»، قرب من، در بیداری شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رَحْمَتی لِمَنْ رَحمَ الْمَساکینَ لَیلةَ الْقَدر»، رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است.
گفت: خدایا، جواز عبور از صراط میخواهم. پاسخ آمد: «ذلِک لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَیْلَةَ الْقَدْر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.
عرض کرد: خدایا بهشت و نعمتهای آن را میطلبم. پاسخ آمد: «ذلک لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبیحَة فی لیلةِ القدر»، دستیابی به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلک لِمَنْ اسْتَغْفَرَ فِی لَیلةِ الْقَدْر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.
در پایان گفت: خدایا رضای تو را میطلبم. پاسخ آمد: «رِضای لِمَنْ صَلّی رَکعَتَینِ فِی لَیلةِ الْقَدْر»، کسی مشمول رضای من است که در شب قدر، نماز بگذارد.
📗 #وسائل_الشیعه، ج 8، ص 20
✍ شیخ محمد بن حسن حر عاملی
@basirat65
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 سفره افطار
ام كلثوم دختر امير المؤمنين عليه السلام می گويد: در شب نوزدهم ماه رمضان دو قرص نان جو، يك كاسه شير و مقداری نمك در يك ظرف برای افطار خدمت پدر آوردم.
وقتی نمازش را به اتمام رساند. برای افطار آماده شد. هنگامی كه نگاهش به غذا افتاد به فكر فرو رفت. آنگاه سرش را تكان داد و با صدای بلند گريست و فرمود: عزيزم! برای افطار پدرت دو نوع خورش (شير و نمك)، آن هم در يك ظرف آماده ساخته ای؟
تو با اين عمل می خواهی فردای قيامت برای حساب در محضر خداوند بيشتر بايستم؟ من تصميم دارم هميشه دنباله رو برادر و پسر عمويم رسول خدا صلی الله عليه و آله باشم. هرگز برای آن حضرت دو نوع خورش در يك ظرف آورده نشد تا آنكه چشم از جهان فرو بست.
دختر عزيزم! هر كس در دنيا خوردنيها، نوشيدنيها، و لباسهايش از راه حلال و پاك تهيه گردد، روز قيامت در دادگاه الهی بيشتر خواهد ايستاد و چنانچه از راه حرام باشد علاوه بر بيشتر ايستادن عذاب هم خواهد داشت زيرا كه در حلال اين دنيا حساب و در حرام آن عذاب است.
📗 #بحارالانوار، ج 42، ص 276
✍ مرحوم علامه محمد باقر مجلسى
@basirat65
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 امام سجاد و جذامیها
در مدینه چند نفر بیمار جذامی بود. مردم با تنفر و وحشت از آنها دوری می کردند. این بیچارگان بیش از آن اندازه که جسما از بیماری خود رنج می بردند، روحا از تنفر و انزجار مردم رنج می کشیدند. و چون می دیدند دیگران از آنها تنفر دارند خودشان با هم نشست و برخاست می کردند.
یک روز هنگامی که دور هم نشسته بودند غذا می خوردند، علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) از آنجا عبور کرد. آنها امام را به سر سفره خود دعوت کردند. امام معذرت خواست و فرمود: من روزه دارم، اگر روزه نمی داشتم پایین می آمدم، از شما تقاضا می کنم فلان روز مهمان من باشید. این را گفت و رفت.
امام در خانه دستور داد، غذای بسیار عالی و مطبوع پختند. مهمانان طبق وعده قبلی حاضر شدند. سفره ای محترمانه برایشان گسترده شد. آنها غذای خود را خوردند و امام هم در کنار همان سفره غذای خود را صرف کرد.
📗 #وسائل_الشیعه، ج 2، ص 457
✍ شیخ محمد بن حسن حر عاملی
@basirat65
📚 #داستان_های_کوتاه_و_آموزنده
👈 علت شهادت حضرت علی سلام الله علیه
پس از جریان جنگ صفّین و تحمیل ابو موسی أشعری برای حَکَمیّت؛ و بعد از به وقوع پیوستن جنگ نهروان با خوارج، سه نفر از بزرگان خوارج که حضرت علیّ علیه السلام را تکفیر کرده بودند تصمیم گرفتند تا به عنوان خونخواهی، سه نفر از والیان و سران حکومتی را ترور نمایند.
یکی عبدالرّحمن بن ملجم مرادی بود که ترور امیرالمؤمنین، امام علیّ علیه السلام را در کوفه؛ و دیگری بَرک بن عبدالله که او ترور معاویه
۱۶ خرداد ۱۳۹۷
را در شام؛ و سوّمین نفر عمر بن بکر، ترور عمرو بن عاص را در مدینه به عهده گرفت.
و بعد از آن که هر سه منافق هم قسم شدند که یا کشته شوند یا هدف شوم خود را به اجراء درآورند، هر کدام به سوی هدف مورد نظر خود رهسپار شدند. و عبدالرّحمن پس از آن وارد کوفه شد،
روزی در یکی از کوچه های کوفه زنی را به نام قُطّام که پدرش در جنگ نهروان کشته شده بود ملاقات کرد. و چون قطّام زنی بسیار زیباروی و خوش اندام بود؛ و عبدالرّحمن نیز از قبل مذاکراتی با او برای خواستگاری کرده بود، پس شیفته جمال او گردید و نسبت به آن اظهار عشق و علاقه نمود؛ و سپس پیشنهاد ازدواج به قطّام داد.
قطّام در پاسخ گفت: در صورتی با پیشنهاد تو موافقت می کنم که سه هزار درهم و یک غلام مهریه ام قرار دهی، مشروط بر آن که علیّ ابن ابی طالب را نیز به قتل برسانی. عبدالرّحمن برای امتحان قطّام گفت: دو شرط اوّل را می پذیرم؛ لیکن مرا از قتل علیّ معاف دار.
قطّام گفت: خیر، چون شرط سوّم از همه مهم تر است؛ و اگر می خواهی به کام و عشق خود برسی، بایستی حتماً انجام پذیرد. عبدالرّحمن وقتی چنین شنید، گفت: من به کوفه نیامده ام، مگر به همین منظور.
پس از آن، قطّام هر ساعت خود را به شکلی آرایش و زینت می کرد و در مقابل عبدالرّحمن به طنّازی و عشوه گری می پرداخت تا آن که او را بیش از پیش دلباخته خود نماید.
و چون آتش عشق و شهوت عبدالرّحمن شعله ور گشته و فزونی یافت؛ و نیز زمان موعود با هم پیمانانش فرا رسید، آن ملعون شمشیری مسموم همراه خود برداشت؛ و سحرگاه به مسجد کوفه وارد گشت.
و هنگامی که نماز صبح به امامت حضرت علیّ علیه السلام شروع شد، عبدالرحمن پشت سر امام ایستاد؛ و هنگامی که سر از سجده برمی داشت ناگهان عبدالرّحمن فریادی کشید و با شمشیر بر فرق مقدّس آن امام مظلوم فرود آورد و گریخت.
در همین لحظه امام علیه السلام اظهار داشت: «فُزْتُ وَرَبِّ الْکَعْبَةِ» یعنی؛ قَسَم به پروردگار کعبه، رستگار و سعادتمند شدم.
بعد از آن، حضرت را با فرق شکافته و بدن خونین به منزل آوردند؛ و پزشکان بسیاری جهت معالجه آن حضرت آمدند، یکی از آنان پزشکی بود به نام أثیر بن عمرو سکونی، که بر بالین حضرت وارد شد؛ و شروع به مداوا گردید.
اطرافیان و اعضاء خانواده حضرت، اطراف بستر آن بزرگوار حلقه زده بودند و با حالتی نگران چشم به پزشک دوخته که آیا چه می گوید؛ و نتیجه چه خواهد شد.
پس از آن که پزشک نگاهی به جراحت آن حضرت کرد، گفت: گوسفندی را ذبح نمائید و سفیدی جگر ریه آن را تا سرد نشده، سریع بیاورید. وقتی آن را آوردند، پزشک رگ میان سفیدی را بیرون آورد و میان شکاف سر آن حضرت قرار داد؛ و لحظه ای درنگ نمود، در حالتی که تمامی افراد در انتظار نتیجه، لحظه شماری می کردند.
سپس شکاف سر را باز کرد و رگ را خارج نمود؛ با نگاهی به آن خطاب به حضرت کرد و عرضه داشت: ای امیرالمؤمنین! اگر وصیّتی داری بفرما، چون متأسّفانه زخم شمشیر و زهر آن به مغز سر اصابت و سرایت کرده؛ و راهی برای معالجه آن نیست.(داستان بسیار مفصّل است، مشروح آن را از کتب مربوطه بهره مند شوید.)
بدین گونه پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاكمی دلسوز و یتیم نواز، كامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص)، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا(ص) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.
📗 #أعیان_الشّیعة، ج 1، ص531
✍ سید محسن امین عاملی
@basirat65
۱۶ خرداد ۱۳۹۷
#احکام_غسل_شستن_زیر_باند
💬سوال:
اگر باندي كه بر روي زخم دست يا صورت بسته شده، بيشتر از معمول اطراف آن را گرفته باشد، تكليف وضو يا غسل او چيست⁉️⁉️
✅پاسخ:
📝عظام امام، بهجت، صافى، فاضل و نورى: اگر برداشتن باند اضافى ممكن است، بايد آن را بردارد و اطراف زخم را (هنگام وضو و غسل) بشويد و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل كند و اگر ممكن نيست، بايد وضو يا غسل جبيره اى بگيرد و بنابر احتياط واجب تيمم هم بكند.
📝الله تبريزى:
اگر برداشتن باند اضافى ممكن است، بايد آن را بردارد و اطراف زخم را (هنگام وضو و غسل ) بشويد و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل كند و اگر ممكن نيست، بايد تيمم نمايد؛ مگر اينكه باند در مواضع تيمم باشد كه در اين صورت، بايد وضو يا غسل جبيره اى نمايد.
📝آيه الله سيستانى:
اگر برداشتن باند اضافى بدون مشقّت ممكن است، بايد آن را بردارد و اطراف زخم را (هنگام وضو يا غسل) بشويد و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل كند و اگر بدون مشقت ممكن نيست، بايد تيمم كند، مگر اينكه جبيره در مواضع تيمم باشد كه در اين صورت بايد هم ( وضو يا غسل) كند و هم تيمم نمايد.
📝آيه الله مكارم:
اگر برداشتن باند اضافى ممكن است، بايد آن را بردارد و اطراف زخم را (هنگام وضو و غسل) بشويد و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل كند و اگر ممكن نيست، بايد وضو يا غسل جبيره اى بگيرد و بنابر احتياط مستحب تيمم هم بكند.
📝آيه الله وحيد:
اگر برداشتن باند اضافى بدون مشقّت ممكن است، بايد آن را بردارد و اطراف زخم را (هنگام وضو يا غسل) بشويد و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل كند و اگر بدون مشقّت ممكن نيست، بنابر احتياط واجب ( وضو يا غسل ) جبيره بگيرد و تيمم هم بكند.
#خواندن_سوره_سجده دار
💬سوال:
آيا براى زن حائض تنها خواندن آيه سجده دار حرام است؛ يا علاوه بر آن خواندن بقيه سوره نيز حرام است⁉️
✅پاسخ:
📝آيات عظام امام، بهجت، فاضل و نورى:
علاوه بر خواندن آيه سجده دار، خواندن بقيه آن سوره نيز حرام است.
📝عظام تبريزى، خامنه اى، سيستانى، صافى و مكارم:
تنها خواندن آيه سجده دار، حرام است و خواندن بقيه سوره حرام نيست.
#احکام_غسل
💬سوال:
اگر كسي براي انجام غسل خاصي (مانند غسل جنابت) نيت كند و آن را به جا آورد، آيا از ساير غسل ها كفايت مي كند⁉️⁉️
✅پاسخ:
📝آيات عظام امام، خامنه اى، صافى و مكارم:
اگر غسل جنابت باشد و به قصد آن غسل كند، از ساير غسل ها كفايت مى كند؛ ولى اگر غير غسل جنابت باشد بنا بر احتياط واجب از ساير غسل ها كفايت نمى كند.
📝آيه الله بهجت:
اگر غسل واجب باشد و به قصد آن غسل كند، از ساير غسل ها كفايت مى كند؛ ولى اگر غسل مستحبى را قصد كند، تنها از غسل هاى مستحبى كفايت مى كند
📝 عظام تبريزى، سيستانى، فاضل و وحيد:
به قصد هر كدام انجام دهد از ساير غسل ها كفايت مى كند.
رساله تمام مراجع 👇👇🌹
@basirat65
۱۷ خرداد ۱۳۹۷