رقیه کوچولو و آقا ابوالفضل لباس احتیاج دارن
۵۸۹۲۱۰۱۲۶۳۹۴۷۸۷۷
سمیه احمدی الموتی
پنج هزارتومن نه ما رو فقیر میکنه نه اونا رو پولدار فقط قلب دو کودک شاد میشه و اون شادی ،زندگی دنیوی و اخروی ما رو شاد میکنه!
قدمی هرچنداندک به وقت انتظار
🎙آیا از نظر شرعی و قانونی تهیه فیلم و عکس از زنان کشف حجاب برای ارسال به پلیس جایز است؟ ┈┈••••✾•🌿🌺
سه دقیقه ی آخرو چه آقایان چه بانوان به هیچ وجه از دست ندیم!
هدایت شده از نبض قلم
رسید قصه به سر،هر سری که بود افتاد
دوباره ماه به چشمان ِشب ،کبود افتاد
دوباره سیلی نامردها به صورتِ گل
شمیم ِعطر ِحسینی به روی عود افتاد
چقدر سر که به تیزی نیزه ها تن داد
چقدر دل که به سر نیزه ی حسود افتاد
چه آتشی که بر اندوه مادران رقصید
چه خار ها که به پاهای غنچه زود افتاد
نه ابر بود و نه باران نه جرعه ی آبی
هزار خون ِگلو در دهانِ رود افتاد
هزار مرثیه گویای یک محرم نیست
هزار مرثیه از آه ِدل فرود افتاد
همیشه آتشِ عشقِ حسین(ع) سوزان است
کلاف قافیه ام ناگهان به دود افتاد
#صفیه_قومنجانی
@nabzeghalam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نه مهلت که پیراهن تو ببویم 😔
قدمی هرچنداندک به وقت انتظار
نه مهلت که پیراهن تو ببویم 😔
حتما تو هیئت ها و مساجد شرکت کنیم
هدایت شده از ڪَِــوَِلَِهَِ بَِاَِرَِ عَِشَِـَِقَِ²¹³
شیطﯡنهڪنارِ
گوشټزمزمهمیڪنه :
ټاجوونۍاززندگیټلذټ ببر
هرجورڪهمیشهخوشبگذروڼ
اماټوحواسټباشه ،
نڪنهخوشگذروڼیټبه
قیمټِشڪسټنِدࢦامامزمانمونڼ باشھ(:
#تلنگرانھ
@KoleBareEshgh213
حجاب و چالش های آن_1.mp3
27.09M
نشست بصیرتی حجاب
زمان: به مناسبت هفته عفاف و حجاب
مکان: مرکز بهداشت شماره ۵ علوم پزشکی
۱.در ایران پوشش اجباری است یا حجاب
۲.دعوا بر سر چندتار مو
۳.حجاب مد نظر قرآن و حجاب جامعه ما
۴.اولین گام انقلاب جنسی در ایالات متحده
۵.چرا خدا در قرآن نگفت لاتزنوا(زنا نکنید)
۶.فرق لاتزنوا(زنا نکنید) با لا تقربوا الزنی(به زنا نزدیک نشوید)
۷.آمار فرزندان نامشروع بعد از انقلاب جنسی
۸.فرق عفاف و حجاب
#حجاب #خانواده #انقلاب_جنسی
https://eitaa.com/joinchat/4236574811C02a34d2af9
عبدالله بن جعفر نامه ای برای امام (علیه السلام) فرستاد و همراه دو فرزندش عون و محمد خدمت امام حسین (علیه السلام) فرستاد و ... . پس از مدتی عبدالله خودش خدمت ابی عبدالله (ع) رسید و ... و فرزنداش را سفارش نمود تا در خدمت امام باشند و در رکابش جانبازی کنند .
حضرت زینب (س) از اعزام فرزندانش توسط عبدالله بسیار خوشحال شد ..
بعضی روایات داره خانوم،اینها رو تو خیمه لباس نو به تنشون كرد،چشماشون رو سرمه كشید،به موهاشون شانه زد،به بدن هاشون عطر كشید،فرمود:حالا برید پهلو دایی تون،به دست و پاش بیوفتید،اجازه ی میدون بگیرید، مادر یادتون باشه،اگه دایی قبول نكرد،یادتون نره،دایی رو به چادر مادرم قسم بدید،
نقل اینه :خانوم زینب دستاشون رو گرفت: آوردشون جلوی خیمه آقا سید الشهداء فرمود: من تو نمیآم،شما برید از دایی تون اجازه بگیرید من اینجا وایستادم،خود زینب بیرون ایستاده،هی میگه خدایا،نكنه من سهمی نداشته باشم،
بچه ها رفتند تو و برگشتند،بی بی زینب دید محزونند،چی شد مادر،سرشون رو انداختند پایین،گفتند:مادر دایی راضی نمیشه.راضی نمیشه
عقیله بنی هاشم زینب کبری(س) بی درنگ عرض می کند: برادر به حق مادرم، اذن میدان به فرزندان خواهرت بده . پسران نیز این درخواست و سوگند را مؤثر یافته و می گویند: دایی جان، به حق مادرت فاطمه زهرا (س)اجازه بده.