هدایت شده از _ بـٰاتلاق
اره.من تغییر کردم.
خب که چی؟
فکرکردی اسون بود؟
چه شباییو گریه کردم،رهاکردم،سکوتکردم،گمشدمتوخودم،خیلیاروازدستدادم و و و .
کی بود؟کی باهام بود؟کی به یادم بود؟
بعد میگی جرا سرد شدی؟چرا فلصله گرفتم؟چرامثل قبل نیستم؟
اونموقعه که بهتون نیازداشتم کجا بودین؟
وقتی دارم ازتون فاصله میگیرم،تصمیم یشبم نیست
مشکله چندسالمه!
بله ، تغییر کردم . خیلیم راضیم
باتلاق *
هدایت شده از _ بـٰاتلاق
فوقش آدم يه شب تا صبح گریه میکنه
یه مدت آهنگ غمگین گوش میکنه
يه تايمى فكر ميكنه همه آدما دروغگو و دوروان
بعدش خوب ميشه دیگه،نه؟
هدایت شده از _ بـٰاتلاق
نزار قبانی چقدر قشنگ میگه:
عشق وابسته به یکچیزه؛ «توجه». میگه: «اگه کسی بهت گفت دوستت دارم، ولی بهت توجه نکرد، بدون که دوستت نداره. ولی اگر کسی حواسش بهت بود، از غصهت غمگین شد، تو جمعها نتونست بهت بیتوجه باشه و همیشه پیگیرت بود، حتما دوستت داره.