eitaa logo
| بَـیـــان مـدیــا |
1.2هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
8.1هزار ویدیو
92 فایل
•﷽• • کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ • تبیین برای تفکر زایی و رشد و بارور کردن اندیشه‌هاست. • سوره بقره، آیه ۲۶۶ 🔸️ #بَیـــــــــــان_مــــــدیـــــــــا 🔸️ 🔹️ رسـانــه‌ی منطقــه پارچیــن 🔹️
مشاهده در ایتا
دانلود
👤 پــدر شهیـــد: 🔸️محسن مداحی‌های سيد ذاكر را خيلی دوست داشت و در گوشی‌اش مداحی‌هايش را ريخته بود و گوش میكرد. خودش هم ته صدايی داشت و گاهی مداحی می‌كرد.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
👤 پــدر شهیـــد: 🔸️زمانی كه میخواست به ارتش برود گفتم بيا جاهای مختلف را نشانت بدهم. آقای ضرغامی بچه محل قديم ماست و حتی گفتم بيا پيش حاج عزت برويم ولی خودش تحقيق كرد و ارتش انتخاب اول و آخرش شد. آقا محسن دانشگاه امام علی(ع) درس خواند و مدرک كارشناسی رشته مديريت دفاعی داشت. 🔹️حتی يک سال كه در دوره شيراز بود، گفت دوست دارم در تيپ ۶۵ بيفتم و كارهای عملياتی كنم. نزديک ۱۹۰ سانتی‌متر قد داشت و بلند بالا بود. دوره غواصی، غريق‌نجات، چتربازی و كوهستان ديده بود و به نوعی تئوری و عمل را كنار هم داشت. حتی گفته بودم میتوانم به قسمت‌های اداری منتقلت كنم كه در جواب گفته بود اگر میخواهی در حق من لطفی كن سفارش كن مرا به سوريه ببرند. مخالفتی نكردم و گفتم خودت تصميم گيرنده هستی. موقع رفتن هم گفتم پسرم فكرهايت را كرده‌ای كه تصميم به رفتن گرفته‌ای. گفت عاشقانه فكر كرده‌ام.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
👤 پــدر شهیـــد: نگهبان بی بی (س)🌷 🔸️در این مدتی که شهید شده چندباری پسرم را در خواب دیدم. دیدم بیرون در ایستاده. تعارف کردم که محسن جان بیا داخل خانه. چرا نمی‌آیی؟ محسن هم هربار گفته: بابا آخر من نگهبان بی بی هستم. نمیتوانم اینجا را ترک کنم! 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مـدیــا
👤 پــدر شهیـــد: 🔸️پسر من جنگاور بود،​ غواص بود، چترباز بود دوره‌هایی که یک رنجر باید ببیند گذرانده بود، کلاه سبز بود، غریق نجات بود. اما قبل از همه اینها محسن یک بسیجی بود؛ یک نظامی خالص. از خیلی سال قبل تر مسئول حوزه بسیج بود، مسئول آموزش ناصحین بود، مسئول آموزش دانش آموزی پاکدشت بود و همیشه خودش را سرباز رهبر میدانست.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
👤 پــدر شهیـــد: 🔸️آنجا فرمانده فاطميون هم بود. با يكی از نيروهای تيپ فاطميون كه صحبت میكردم میگفت ايشان مثل افراد ديگر نبود؛ غذايش را با ما میخورد، با ما زندگی میكرد و با ما میخوابيد. میگفت بعضی اوقات كه سردش میشد ما چهار، پنج نفره بغلش میكرديم تا گرمش كنيم. تا اين اندازه عاشقانه دوستش داشتيم. میگفت برادرمان بود نه فرمانده‌مان. همه را جذب خودش كرده بود. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
👤 دوســت و همــرزم شهیـــد: 🔸️روز توجیه مأموریت در همان سالن محل اجتماع مدافعان با حاج محسن کنار هم نشسته بودیم. وقتی اون روز به محض ورود محسن رو دیدم واقعا خوشحال شدم و احساس تنهایی که ممکن بود در ماموریت برام پیش بیاد با دیدن محسن کاملاً برطرف شد. از حال و هوای همدیگه پرسیدیم و قشنگترین جمله‌ایی که بهم گفت این بود که دستش رو انداخت گردن من و گفت قسمت رو میبینی دوره تکاور همرزم شدیم و الان هم توی سوریه خدا قسمت کنه همرزم میشیم. منم واقعاً خوشحال بودم از اینکه محسن کنارم بود. 🔹️به محسن گفتم تصمیمت واسه رفتن جدیه؟ 🔸️با اطمینان گفت آره تو چی؟ منم گفتم خب اگه تصمیمم جدی نبود الان که توی این جلسه نبودم! 🔹️دیدم واقعا خوشحال شد گفت از اینکه اونجا کنار هم هستیم خیلی خوشحالیم و امیدوارم سربلند برگردی..!! 🔸️خب منم تعجب کردم گفتم من برگردم؟! پس خودت چی؟ 🔹️محسن با اون لبخندهای همیشگی نگاهم کرد و گفت: من؟! مطمئن باش شهید میشم. 🔸️منم گفتم هممون آرزوی شهادت داریم ولی همه چیز خواست خداست.. 🔹️دوباره گفت خودم خواب دیدم و میدونم سند شهادتم امضاء شده. خب توی جلسه موقعیت نشد که خوابشو برام تعریف کنه.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
👤 همــرزم شهیـــد: 🔸️این دوره آموزشی‌مون خیلی سخت بود، و در هوای بسیار گرم و شرجی برگزار شد. برخلاف همه‌ی سختی‌هایی که گفتم... 🔹️حاج محسن این کلاس رو طوری آموزش میداد که اتفاقاً بهترین و شیرین‌ترین کلاس برای همه‌ی افسران بود، در عین حالی که بیشترین بازدهی رو هم داشت! از بس خودش با روحیه پر انرژی بشاش خندان و با انگیزه بود که سختی و تلخی این کلاس رو به شیرینی و لذت تبدیل میکرد.. 🔸️بر خلاف اینکه هیچ وقت به خاطر سختی‌هاش دلِ خوشی از این آموزش نداشتیم، ولی در کلاس حاج محسن همه از انگیزه و شوق و ذوق بالایی برخوردار بودند و لحظه شماری میکردند که زودتر به کلاس برن و به این بهونه بیش‌تر در کنار این فرشته زمینی باشند. خودش هم که از با آموزش‌ترین تکاوران تو مبحث مشق عملیات سریع بود.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
👤 دوســت شهیـــد: 🔸️میگفتیم: محسن تو صیاد شیرازی آینده هستی..! 🔹️محسن از افسران رشید و علاقمند به ارتش بود. هر موقع محسن را میدیدیم در حال تمرین و حفظ آمادگیش بود. 🔸️اینقدر کارش را خوب دنبال میکرد که من همیشه به او میگفتم: حاج محسن تو آنقدر خوب پیگیر کارت هستی که فکر می‌کنم صیاد شیرازی آینده باشی.. 🔹️با عشق کارش را دنبال میکرد و همین باعث میشد ما او را همانند شهید صیاد سخت کوش بدانیم. الگویش شهید صیاد شیرازی بود.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
👤 دوســت شهیـــد: 🔸️همیشه نمازشون اول وقت بود؛ زندگیشون آقا ابا عبدالله بود، شخصیت شوخ طبع و بسیار اهل خنده و گردش بود با وجود این که یه ارتشی واقعی بود، ولی بسیار فروتن بود.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
👤 معلــم شهیـــد: 🔸️معلم شهید محسن قوطاسلو از دوست داشتنی و عزیز بودن محسن بین بچه‌های اهل محل میگوید و بهترین روحیه‌اش را ایجاد الفت و دوستی بین دوستان و مجموعه‌هایی که در آن فعالیت داشت میداند و ادامه میدهد: بهترین روحیه محسن ایجاد الفت بین بچه‌ها بود یعنی تلاش میکرد که بین دوستانش کوچکترین مشکل و موضوعی پیش نیاید خودش محور حل مشکلات میشد. اگر بخواهیم فقط یک صفت از ایشان بگوییم همین اصلاح ذات بین بودن محسن بود.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
🇮🇷 خاطره‌ای از شهید پر افتخار وطن حاج محسن قوطاسلو 🔸️بنده یکی از افسران یگان تکاور تهران هستم که از سال اول دانشگاه افسری امام علی(ع) با این شهید بزرگوار آشنا و بعد از مدتی دوستیِ صمیمی بینِ ما ایجاد شد. دوره‌ی چهارساله دانشگاه افسری برای هر دانشجویی که از این دانشگاه مقدس فارغ التحصیل بشه بیشترین و بهترین خاطره‌هاش رو به ارمغان میاره و در مدت تحصیل و خدمت در این دانشگاه دوره‌ی رنجر که در ترم آخر دانشگاه قبل از فارغ التحصیلی دانشجویان منتخب در سطح آمادگی و جسمانی بالا به این دوره اعزام میشوند که همونطور که قبلا عرض کردم در دوره‌ی تحصیلی دانشگاه دوره رنجر از اهمیت بالا و پرخاطره ترین ایام برای هر دانشجو میباشد. 🔹️بزرگترین افتخار من هم این بود که سعادت این را داشته باشم که در دوره‌ی تکاور و رنجری با ایشان همرزم شدم. بچه های نظامی و دانشجویان دانشگاه‌های افسری میدونند که همرزم بودن یعنی از برادر به هم نزدیکتر بودند. چون یک تکاور در طول دوره‌اش فقط خودش و همرزمش پا به پای هم و با کمک هم باید این دوره طاقت فرسا را طی کنند. خلاصه من و شهید حاج محسن در این دوره با توجه به دوستی صمیمی که از قبل با هم داشتیم در این دوره هم همرزم شدیم و خاطرات زیادی از ایشون دارم و قشنگترین خاطره از ایشون برای من زمانی بود که جفتمون با هم داوطلب شدیم برای اعزام به سوریه.. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا
💌 در وصیت نامه اش نوشت: 🔸️آرزو داشتم قبل از رفتن، حضرت آقا دست متبرکشان را به روی سرمان بکشند اما قسمت نشد.. 🔹️بعد از شهادتش زمانی که مقام معظم رهبری به گلزار شهدای بهشت زهرا میروند و وارد قطعه ۵۰ میشوند بالای سر مزار او رفته و محسن را به آروزی دیدارش میرسانند. 🌹 @bayan_media | بَـیـــان مدیـا