همهی آدما غمگین و خسته میشن؛
ولی فرق و هنرشون، تو خوب کردن یا حتی خوب نشون دادنِ حالشونه.
وقتی سطح تنفرم ازت زیاد شه، دیگه ساکت نمیمونم و مثل همیشه فقط تو قلبم ازت متنفر باشم.
وقتی سطح تنفرم به اون سطح آخر برسه، کابوست میشم، شروع میکنم به "سرت آوردن هربلایی که سرم آوردی."
هیچوقت منو به اونجا نرسون که مجبور بشم این ورژنو روشن کنم؛