#گزارش_تصویری
• یافتّـٰـاح🌱
• متحدانه در مسیر حق✊🏻
┄┅┅┄⤏🇮🇷⇠┄┅┅┄
💠 مدرسه جنگ: با استقبال مستمر و ادامه دارِ دانش آموزان عزیز میهنمان و همکاری و مشارکت داوطلبانه آنها و دانشجویان برای تدریس دروس فارسی، ریاضی، قرآن، عربی و... آموزش و تربیت نسل انقلابیمان.
💠 غرفه نوجوان [دختران]: حضور و همکاری داوطلبانه و قابل توجه دختران قشرِ نوجوانِ منطقه و ایجاد مستمر فضای تبیینی_فرهنگی_آموزشی در این شبها.
💠 حضورِ مستمر و چشمگیر مردم عزیز و انقلابی استان کرمان از کوچک تا بزرگ به همراه اجرای ویژه برنامههای میدان شهدا.
📍اینجا کرمان: میدان مشتاق
✨آموزه ای از جان✨
⟻ باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولا در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا میکند، خدشهای وارد نشود.
📝 #امام_سید_مجتبی_خامنهای
┄┅┅┄⤏🇮🇷⇠┄┅┅┄
#نصرت_الهی
#فتح_خیبر
#وارثان_رهبر_شهید
#دختران_تمدن_ساز
#ستاد_جنگ_تحمیلی_سوم
🔵 @bdbahonar
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید باهنر کرمان
💠 سری روایت دیدار با خانواده شهدا 🌹 روایت شهید سید محمدصادق میرافضلی 🌷 لاله دوم؛ برگ دوم 🍀 «نمایش
💠 سری روایت دیدار با خانواده شهدا
🌹 روایت شهید سید محمدصادق میرافضلی
🌷 لاله دوم؛ برگ سوم 🍀
«وقتی زمانِ ایستادن تمام شد»
سید صادق از آنهایی بود که برای رهایی از قفسِ تن، از همهچیز کنده بود. در ایام جنگ ۱۲ روزه، به همسرش گفته بود: «اشتباه کردم که شهادت را کمتر از شما خواستم؛ جای من در این دنیا نیست، جای من کنار رفقای شهیدم است.»
آن روزِ سرنوشتساز، سید صادق مرخصی گرفته بود. ساعت ۹ صبح همراه پدرش در بانک بود که خبر حمله دشمن رسید. بیدرنگ با پدر خداحافظی کرد؛ گویی وعدهای داشت، که نباید دیر میرسید.
ساعت ۱۲ ظهر بود که تیرِ موشکِ خصم به پایگاه رسید. موشک دشمن، تنها یک بهانه بود برای باز کردن درب آسمان؛ سید صادق به همان جایی رسید که سالها برایش گریه کرده بود. اما هنوز خانوادهاش از این اتفاق بیخبر بودند؛
پدری که بیتاب دیدار مجدد پسرش است...
مادری، منتظر دوباره شنیدن صدای فرزندش، که میگفت «مادر جان دعایم کن»...
همسری که در دلش آشوب به پا شده...
فرزندانی که مشتاق بازی دوباره با پدر هستند...
و نوزادی که هنوز پا به دنیا نگذاشته و پدر را ندیده...
ولی غافل از اینکه دعای مادر به استجابت رسیده است.
او عاقبت بخیر شد.
📌 #ادامه_دارد در لاله دوم؛ برگ چهارم🌱
#روایت_دیدار
#اول_خانواده_شهید
#دیدار_خانواده_شهدا
🪴 @bdbahonar