یه جا یه تعریف قشنگی از اشک خوندم که میگفت:
"و اشک تاوانی است که چشمها، باید بابت درست ندیدن بپردازند."
بعضی وقتها آدما مجبورن به چشمای هم زل بزنن و وانمود کنن
که هیچ خاطره ای باهم ندارن.
نیاز دارم برگردم به روزی که دو تا غریبه بودیم و زخمت رو تنم نبود، میدونی اون موقع هم آدم غمگینی بودم ولی انقدر زخمی و غمگین نه.