eitaa logo
|بگو سیـــــــــــــب|📸
130 دنبال‌کننده
394 عکس
56 ویدیو
0 فایل
لبـخــنــد تُ را دیــــر زمانیــســــــت ندیــدم یک بار دگر خانه‌ات آباد بگو سیــــــــــــــب ← عکاسی‌ها و روایت‌هام📸✍🏻 •شکوفه سلیمانی‌نیا• برای او ♾️ راه ارتباطی: @hamehoo
مشاهده در ایتا
دانلود
ـ❁﷽❁ روایت پرچم/روز آقای جمهوری اسلامی/روز طبیعت این که می‌بینی یک متر پارچه نیست. پدافند رزم‌های شبانه‌ی من است. دین است، شرف است، بهار است، برکت است. وجب به وجب سرزمین من است که با قطره قطره خون مطهر انسان‌هایی شریف و غیرتمند حفظ شده است. حرف به حرف الفبای عشق است. عشق به آزادگی، جاودانگی و رهایی از بند طاغوت و شیطان و بندگی الله! این یک متر پارچه نیست. پله پله تا ملاقات خداست. 🖋️🎥🎬 شکوفه سلیمانی‌نیا 🆔@begoosib (: بگوسیبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ❁﷽❁ روایت کودکان میناب - دختران و پسران میناب؟ + غایب🌷 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تدریس مجازی را دوست ندارم! چون قلبم را مچاله می‌کند! چون گوشه‌گیرم می‌کند! چون دلتنگم می‌کند! دلم برای محمدحسن تنگ شده که بـا شـــوخی‌های فی‌البداهه و بی‌نظیـــــرش رسـما کـلاس و بحـث و درس را به بـاد فـنـا مـی‌داد و تـمـام تـلاشـم بـرای حـفـظ ظـاهر یــک عـدد مـعـلـم جـدی را درهـم می‌شکست! برای محمدجواد که مدام پای میزم بود تــا اگــر لــب تــر کــردم، جــلـدی بــپـرد و انجامش دهد. برای امیررضا که دم در می‌ایسـتاد و با اشاره‌ی دسـت می‌گـفـت: «خـانـم! اول شما!» دلم برای وقت‌هایی که هرکدام‌ گوشه‌ای از کارم را می‌گرفتند و نمی‌گذاشـتـند آب در دلـم تــکـان بـخــورد و من مثل مادری که چند پسر ارشـد دارد، قند در دلم آب می‌شد، خیلی خیلی تنگ شده! دلـم حـتـی بـرای کـل‌کـل‌هـای خنده‌دار و بی‌منـطـق و کودکانه‌شـان که اتفاقا برای خـودشـان خیـلی جـدی و سـرنوشـت‌سـاز بود، تنگ شده! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: به‌عنوان یک معـلـم می‌گویـم خوب شــد که معلـم‌هـای‌ بچه‌های میناب هـمـراه آنان پر کشیدند! وگرنه اگـر می‌ماندند، با مــرور خـاطــرات‌شـان دق می‌کردند! 🖋️ 📸 شکوفه سلیمانی‌نیا 🆔@begoosib (: بگوسیبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ❁﷽❁ 🖋️ روایت مردم مبعوث / موج ۳۶ سوژه: فریادِ سکوت 🖋️📸 شکوفه سلیمانی‌نیا 🆔@begoosib (: بگوسیبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ❁﷽❁ روایت جریان زندگی در اینجا؛ اینجا یعنی ایران همین‌طور که با پرچم و شعار و مشت‌های گره‌کرده، از کنار مغازه‌ها عبور می‌کنیم، دلم گرم می‌شود از چراغ‌هایی که روشن‌اند، میوه‌هایی که منظم چیده شده‌اند و دل می‌برند از رهگذران، تخمه‌هایی که تازه تفت داده شده‌اند و بوی‌شان آدم را می‌برد پای دورهمی‌های خانه‌ی مادربزرگ، دلم بستنی قیفی می‌خواهد، دلم وسطی بازی کردن سیزده‌به‌در بچگی‌هایم را می‌خواهد، دلم ... وقتی بازتاب شور و شوق حضور مردم را در چشم مغازه‌دارانی که به تماشای این جمعیت بی‌پایان ایستاده‌اند می‌بینم، ذهنم می‌رود به روزهایی تلخ، روزهایی که چراغ همین مغازه‌ها، از رعب و وحشت حضور اراذلانی که نه از جنس این مردم بودند و نه درد این مردم را داشتند، خیلی زودتر از وقت معمول خاموش می‌شد و شهر در سکوتی مرگ‌بار فرومی‌رفت. در دلم حسی از جنس قدرت و صلابت و محبت جوانه می‌زند که صدای بلندگو مرا از خودم بیرون می‌کشد تا فریاد بزنم: «مرگ بر آمریکا» 🖋️ 📸 شکوفه سلیمانی‌نیا 🆔@begoosib (: بگوسیبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ❁﷽❁ روایت بهار و بعثت بهار را دوست دارم. شاید چون دختر بهارم. شاید چون وقتی به دنیا آمدم، پدرم به آقاسید گفت اذان را با نام شکوفه در گوشم زمزمه کند تا بیشتر به بهار گره بخورم و شکوفه‌ی بهاری بابا باشم! شاید هم اصلا چون خود بهار دوست داشتنی است؛ شاید که نه، حتما! آری این بهار دوست‌داشتنی را دوست دارم! حتی حالا که با قلبی زخمی و تنی مجروح تحویلش گرفتیم. حتی حالا که حسرت یک دل سیر تماشا کردنش، تنفس عمیق هوای نمناکش، قدم زدن شاعرانه زیر آسمان ابری‌اش بر دل‌مان مانده! حتی حالا که خیلی‌ها را قبل از آمدنش از دست دادیم! خیلی‌ها مثل آقای شهیدمان خیلی‌ها مثل بچه‌های میناب خیلی‌ها ... بهار را دوست دارم، چون برانگیخته شدن و بعثت دوباره‌ی آدمی را پس از مرگ به‌یادم می‌آورد. بعثت دوباره‌ی آدمی پس از مرگ ... 🖋️ 📸 شکوفه سلیمانی‌نیا 🆔@begoosib (: بگوسیبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ