هدایت شده از سید حسین میرعمادی
تظاهرات ضد ترامپ بنام Noking در شهرهای مختلف آمریکا برگزار شد
اونوقت برخی فارسی زبانان ایران نشین از ترامپ کمک خواستند
روزگار خفت و خواری بد روزگاریست که برای شما آغاز شده و روز به روز بر آن افزوده خواهد شد
@Shmiremadi
اگه طرفدارای شوهر دوست دختر تام مورلی دردشون نمیاد خواستم بگم
رفتین دوتا دونه مسجد آتیش زدین، ولی الان کل خیابونای ایران مسجد و حسینیه شده
چه کاری بود آخه😁
🌿 @belbasi_ir
بسم الله الرحمن الرحیم
روایت مردی روی باند فرودگاه
یا
روایت آخرین شب زندگی دنیایی حاجقاسم سلیمانی- ۱۲ دی ۱۳۹۸ که کاش هیچوقت خورشید روز سیزدهمش طلوع نمیکرد…
✒️پرستو علیعسگرنجاد
http://ble.ir/parastooasgarnejad
پیش از آنکه آنطور آسیمهسر و شیدا، بنویسد «خدایا مرا پاکیزه بپذیر» و سه امضای مهر تأیید بنشاند به جان کاغذ و برود تا موشکهای لعنتی آمریکایی را در آغوش بگیرد، حتمی خیلی کارها کرده. من از آنرازها خبر ندارم؛ فقط از آخرین شب زندگیاش، یک قاب هست که بیچارهام کرده.
شب دوازدهم دیماه ۹۸، شب سردی بود. وارد محل جلسه شد؛ در سوریه. دید چند مرغ و خروس گوشهای بغ کردهاند. پرسید: «اینها چرا اینجا هستند؟» گفتند مال سرایدار ساختمان است. گفت: «میفهمم، ولی چرا اینجا هستند؟ چرا جا ندارند؟ سرد است. اذیت میشوند.» رزمندهای گفت: «چشم. درستش میکنیم.» او گفت: «نه! تا این جلسه تمام شود، جای این زبانبستهها هم باید درست شود.» نیروهایش را وادار کرد همانموقع با تیر و تخته و هرچه هست، لانهای برایشان بسازند.
راوی این خاطره اینجا جملهای دارد که جگرم را به جلزولز میاندازد. میگوید: «جلسه تمام شد و حاجی، خوشحال از سامانگرفتن مرغ و خروسها، رفت که رفت که رفت.»
رفت که رفت که رفت…
گوشتان را بیاورید جلو. مجاهد مرگآگاهی که میدانست دارد آخرین شب عمرش را میگذراند، دلش پیش بیسامانماندن پرندهها بود… حاشیهٔ آخرین جلسهٔ عمرش را گذاشت پای سامانگرفتن لانهٔ مرغ و خروسها.
چطور همزبانهای غیرهمدلی رویشان میشود بگویند این آدم که رقیقالقلبترین انسان معاصر ماست (بود…)، تروریست آدمکش بود؟ بود؟ والله نبود. والله نبود. والله نبود.
🌿 @belbasi_ir
تو چهل و هفت سالگیت
هر روز و مدام و پیوسته
بدون لرزیدن صدا بهت گفتیم «آری»
🌿 @belbasi_ir
از محلِ شهادت:
سوریه
عراق
لبنان
رسیدیم به:
"تــِهـْرانْ"
روح حاج قاسم و مدافعین حرم شاد
🌿 @belbasi_ir
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥 داشمجیدُ ایول
🇮🇷 از طرف ۹۰ میلیون ایرانی
🌿 @belbasi_ir
چند نفرتون پل B1 رو میشناختین؟
چند نفر پُلِ ورسک رو میشناسین؟
من حاضرم روی یه درصد بالایی از جمعیت ایران شرط ببندم که دومی رو میشناسن و اولی رو نه.
دومی چیه مگه حالا که همه میشناسنش؟
هیچی، پهلویِ اول پول داد به یه سری مهندس آلمانی که بیان ورسک رو بسازن، بعدشم توی جنگ جهانی دوم همین ورسک بشه راهی برای عبور دادن یه عالمه موادغذایی و تسلیحات توسط انگلیس و شوروی از جنوب به شمال کشور:)
ولی یهجوری تو بوق و کرنا کرد که گوش آسمونم باهاش کر شد.
اولی چیه؟
با یه عالمه تحریم از چپ و راست، یه سری مهندس وطنی اومدن و این پل رو ساختن برای کاهش ترافیک یه ساعتهٔ تهران-کرج به ده دقیقه، یه ربع. جالب اینجاست که بلندترین پل غربِ آسیا هم لقب گرفت.
B1 اونقدر عظمت داشت که تو چشم تکتکمون فرو بره اما ندیدیم، چرا؟
چون عادت کردیم فقط بدبختی از ایران ببینیم و بشنویم.
سالهاست فضای رسانه جوریه که انگار تنها چیزی که ایران داره، عقبموندگی و بحرانه!
انگار اگه هزار تا مشکل واقعی داشته باشیم، باید هزار بار هم بزرگتر روایت بشه تا مطمئن بشیم بدبختیم!
اما اگه یه پیشرفت زیرساختی، یه پروژه شهری، یه کار مهندسی بزرگ هم اتفاق بیفته، یا اصلاً دیده نمیشه، یا اونقدر بیصدا از کنارش رد میشن که انگار اصلاً وجود نداشته.
رسانه یهجوری ما رو عبد خودش کرده که عاااادت کردیم هر خبر خوبی رو استثنا بدونیم و هر خبر بدی رو قاعدهٔ بیچون وچرا!
خلاصه بگم:
تصویر ما از کشورمون، بیشتر محصول روایتهاست تا واقعیت:)
@shia_in_foreignland