ـحضرتاباعبداللّٰه :)
تاریکیِشبهآیمَراروشنکن
توباحُرچهکردهای؟
همانبامَنکن ..💔
تو عـَراقي ُ مـَن ایران . . .
خـود بـگــو درد فراغـَت را
چــطُور تـَحمل کــُــنم ؟! ¹²⁸💔
دعای فرج✨🌱
«بسم الله الرحمن الرحیم»
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ، وَ بَرِحَ الْخِفآءُ، وَانْکشَفَ الْغِطآءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجـآءُ، وَ ضاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ، و اَنْتَ الْمُسْتَعـانُ وَ اِلَيک الْمُشْتَکى، وَ عَلَيک الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخآءِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، اُولِى الْأَمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَينا طاعَتَهُمْ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِک مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ، فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ، يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ، اِکفِيانى فَاِنَّکما کافِيانِ، وَانْصُرانى فَاِنَّکما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکنى اَدْرِکنى اَدْرِکنى، السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرين
بنت العباس
چرا سوم ماه محرم به نام حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است؟
روز سوم ماه محرم به نام حضرت رقیه (س) دختر خردسال سه ساله حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نامگذاری شده است که در روز عاشورا در کربلا حضور داشت و شاهد آن مصیبتهای عظیم بود...
بنت العباس
روز سوم ماه محرم به نام حضرت رقیه (س) دختر خردسال سه ساله حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نامگذاری شده اس
گرچه حضرت رقیه (س) دختر امام حسین (ع) در روز سوم یا پنجم صفر سال 61 هجری قمری در سفر اهل بیت به شهر شام از دنیا رفتند اما سوم ماه محرم به نام ایشان نامگذاری شده است که در عزاداری های محرم مظلومیت طفل سه ساله امام حسین(ع) که در اسارت و با دیدن سر مبارک پدرش به شهادت رسیدند، فراموش نشود.
بنت العباس
گرچه حضرت رقیه (س) دختر امام حسین (ع) در روز سوم یا پنجم صفر سال 61 هجری قمری در سفر اهل بیت به شهر
شهادت دختر امام حسین (ع) در خرابه های شام
روز بعد از عاشورا اسیران نبرد کربلا را به کوفه و سپس به شام منتقل کردند. محل نگهداری اسیران در دمشق، خرابات شام بود که اسیران در آن از سرما و گرما در امان نبودند؛ رقیه یکی از این اسیران بود که عمادالدین طبری در کامل بهایی میگوید یک شب در خرابههای شام سراغ پدرش را گرفت و صدای ناله و زاری او به گوش یزید رسید؛ او دستور داد تا سر حسین را به محل اسیران ببرند. رقیه پس از دیدن سر پدرش، درگذشت. (محلاتی، ریاحین الشریعه، 3: 312.)