eitaa logo
بنت العباس
172 دنبال‌کننده
181 عکس
168 ویدیو
0 فایل
بسم رب العباس 💕 اکثرا . . . درد هارا عباس درمان میکند:) #حضرت‌عباس🤍✨ (تأسیس:1405/3/19) و آرزوی ماست خادم الحسین و خادم العباس بودن و در خاک کربلا مردن . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
. می‌خندم همین‌طور می‌خندم اما دلم شاد نمی‌شود! چون شب که این‌همه ستاره روشنش نمی‌کند...
عزیزای دلم یه مدت کنارتون نیستم بدی دیدین حلال بفرمایید:)
اما عزیزِ من،آدم میتواند بلند ترین خنده ها را داشته باشد و هم زمان دلش از اندوه لب ریز باشد. ⁹⁶روز .🖤
بنت العباس
ای صاحب برزخ🥺
گر بگویم دل برای توست ؛ باور می کنی؟ دک دک قلبم صدای توست باور می کنی؟ گر بگویم زنده ام از بهر تو . . گویی عجب ! من نفس هایم هوای توست باور می کنی؟ انتظارم تا بیایی و بغل گیری مرا بر دو دیده جای پای توست باور می کنی؟🙂❤️‍🔥
مزاحم چیع عزیزدلم 🥺غزال گیانم دمت گرم ممنونتم نازارگم التماس دعا شدید حتما حرم حضرت عباس اع یادم بوی💔
سلام و عرض ادب خدمت خانواده شهید والامقام مرادی اینجانب دو سال قبل به همراه خانواده راهی اربعین شدیم در حال برگشت به سمت گاراژ بودیم که حاج خانمی ما رو دید و فهمید ایرانی هستیم نوع پوشش نشون میداد اهل دیار لرهای غیور هستن از ما خواستن تا مرز مهران ایشون رو همراهی کنیم چون از کاروانشون جدا شده بودن و کسی رو نداشتن ما هم قبول کردیم قرار شد تا پارکینگ اربعین ایشون رو برسونیم و از اونجا با اتوبوس خرم آباد تشریف ببرن همون بین راه همسرم گفتن از مسیر خرم آباد میریم من که شنیده بودم مسیر پرپیچ و خمی هست و ماشین ما هم تو مسیر رفت چندین بار خراب شده بود و اذیت میکرد گفتم اگه بین راه بمونیم چی همسرم گفتن انگاری کع مادر خودم گم شده من باید ایشون رو ببرم خلاصه به سمت خرم آباد راه افتادیم بین راه به بچه های حاج خانم زنگ زدیم و گفتیم داریم مادر رو میاریم وقتی رسیدیم تو ورودی شهر پسر حاج خانم منتظر ما بودن ما قرار بود ایشون رو پیاده کنیم و به سمت مشهد راه بیفتیم که آقا خیلی اصرار کردن ما شام درست کردیم و باید بیان خونه از ایشون اصرار و از ما انکار ولی گویا قسمت چیز دیگه ای بود که دوباره ماشین شروع به ریپ زدن کرد و ما مجبور شدیم شب رو منزل پسر حاج خانم بمونیم که صبح ماشین رو ببرن تعمیر از صحبت های اهالی خانواده متوجه شدیم طبقه پایین آقا ابوذر نامی با خانواده زندگی میکنن که ظاهراً باجناق پسر حاج خانم هستن و قرار شد صبح ماشین رو ببرن مثل اینکه همون شب آقا ابوذر با بهترین مکانیک شهر تماس میگیرن و صبح اول وقت ماشین رو میبرن و تعمیر میکنن و خیلی زود کار رفتن ما جور میشه اما این بار آقا ابوذر اصرار میکنن که من نمی‌ذارم زائر اربعین اومده و اینجوری بره می‌خوام ببرمتون بیرون نهار بخورین بعد برین دوباره اصرار از ایشون و انکار از ما که باید برگردیم بچه ها مشهد منتظرن گفتن الا وبالله نمیذارم جای همگی خالی آقا ابوذر از همون جوجه های معروفشون برامون تهیه کردن چقدر شوخ طبعی میکردن آقایی که برای اولین و آخرین بار تو زندگیم دیدم با چهره بشاش و پر از نور با قامت استوار پدری مهربان همسری دلسوز و امام حسینی گفتن که نتونستن امسال مشرف بشن اربعین اصلا قرار شد سال بعد با هم بریم اربعین خلاصه مهمونی که تموم شد و ما عزم برگشت کردیم ایشون ما رو بردن پمپ بنزین باک ماشین رو با کارت خودشون پر کردن و ما رو راهی کردن یعنی همه جوره محبت رو در حق ما تموم کردن فقط بخاطر اینکه زائر امام حسین علیه السلام بودیم با هم قرار گذاشتیم شهادت امام رضا علیه السلام بیان مشهد ولی انگار قسمت نشد گذشت تا خرداد سال بعد که یک تماس سراسر غم از خرم آباد با من گرفته شد که آقا ابوذر شهید شد که خونه ما تو مشهد شد آوار غم ما که فقط یکبار ایشون رو دیده بودیم اینقدر جذب اخلاق و منش ایشون شدیم وای بر خانواده شون خداوند بهشون صبر بده ما اون سال دیگه تصمیم نداشتیم بریم اربعین ولی همسرم گفتن به نیابت از آقا ابوذر میریم امسال . و قسمت شد یکبار دیگه به نیابت از این عزیز کرده غیور راهی سفر عشق بشیم برای اینکه خدمت خانواده محترمشون برسیم و عرض ادب کنیم مسیر خرم آباد رو دوباره انتخاب کردیم تو ورودی شهر خرم آباد عکس آقا ابوذر دلمون رو داغ کرد خداوند رحمت واسعه خودش رو نصیب ایشون و همرزمانشون کنه .شفیع ما هم بشن انشاءالله. حــ‌اَبوذرـاج
سلام خدمت شما من شهید رو نمیشناختم یک روز با دوستام به گلزار شهدا رفتیم یکی از دوستام گفت سمت قطعه پایینی که مخصوص فرماندهانه بریم من دیرم شده بود باید زودتر میرفتم اما به اصرار بچه ها قبول کردم وقتی سرمزار ایشون رسیدیم یه حس خاصی داشتم تو دلم افتاد ازشون حاجتی و بخام که تا به اون روز اتفاق نیوفتاده بود از گفتن حاجتم معذورم اما باورم نمیشد که با یه درد و دل ساده سر مزار شهیدی ک نمیشناسمشون حاجتمو بگیرم راستی بعد از اینکه حاجت اولمو گرفتم الان به عنوان یک زیارت اولی زائر کربلام😭 و مطمعنم کار شهید ابوذره دعاگوی همتون هستم حــ‌اَبوذرـاج