eitaa logo
بنــت‌ الحسیــن .
281 دنبال‌کننده
227 عکس
484 ویدیو
3 فایل
بسم رب اینجا روایت ِدلی‌ست ك به عشق ِحسین ، هوای مهدی دارد .. کپی ؟ نوش ِروحتون ، به شرط دعا برای ظهور آقا صاحب الزمان .. - محافل : @mahafel313 - شنوای سخنان : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f2o115r&btn=سیده...
مشاهده در ایتا
دانلود
خداروشکر بخاطر نماز‌صبح هایی ك قضا نشد .. :)
بسم رب‌ الفاطمه .. .
بنــت‌ الحسیــن .
علی بابامه ، فاطمه مادرمه .. :)
جوانی بود از اهل سنت. نزد علامه امینی آمد و گفت: مادرم در حال مرگ است! علامه گفت: من که طبیب نیستم! جوان گفت: پس کجاست آن همه کرامات اهل بیتﷺ‌ شما؟! علامه امینی این حرف را که شنید، تکه کاغذی برداشت، چیزی داخل آن نوشت و آن را تا زد. کاغذ را به جوان داد و گفت: این را بگیر و برو و روی پیشانی مادرت بگذار؛ انشاالله که شفا می‌یابد. اما به هیچ وجه داخل کاغذ را نگاه نکن. جوان رفت و چند ساعت بعد دیدند که جمعیت زیادی دارند می‌آیند علامه پرسید: چه خبر شده است؟! شاگردان گفتند: آن جوان به همراه مادر و طایفه اش دارند می‌آیند و گویا مادرش شفا یافته است! زن داستان را چنین تعریف کرد: من درحال مرگ بودم و فرشتگان آماده ی قبض روح من بودند. ناگهان مرد‌ی نورانی که وقار و شکوهی غیر قابل وصف داشت تشریف آوردند و به ملائک دستور دادند که من را رها کنند. و فرمودند: به آبروی علامه امینی، او را شفا دادیم! _ اطرافیان اصرار کردند و از علامه پرسیدند که: در آن کاغذ چه نوشته بودید؟! گفت: چیز خاصی ننوشتم . باز کنید نگاه کنید. کاغذ را باز کردند و دیدند فقط سه جمله نوشته است: [ بسم الله الرحمن الرحیم از عبدالحسین امینی به مولایش امیرالمومنینﷺ: اگر امینی آبرویی پیش شما دارد، این مادر را شفا دهید؛ والسلام... ]
بسم رب‌ الفاطمه .. .
بنــت‌ الحسیــن .
اگه بری علی میمونه وغمات ..
ما گدایان ِعلی ، ریزه‌خور‌ فاطمه‌ایم ؛ جان‌ فدای ِکرمت‌ حضرت‌زهرای ِعلی .. :)
شب جمعه‌س ؛ شب زیارتی اباعبدالله .. ماهم یاد کنین تواین شب :)