❇️ فرزند صالح می خواهی!
✍ آیت الله #بهجت (ره) : کار خیر خود را کم دست نگیرید ، در هر کار خیری خود را به قدر نخود هم شده شریک کنید ، شاید همان کار خیر بی ریا قبول و باعث نجاتتون شد . ضمن اینکه انجام کار خیر توفیق آور است . (توفیق زیارت ، رفیق خوب ، همسر و فرزند خوب و..)
انجام کارخیر اول ، کار خیر دوم را براتون ارمغان میاره ، و این خیر دائمی باعث سعادتمندی و نجات انسان میشه.. در حدیث داریم فرزند صالح میخواهی زیاد صدقه بده.. صدقه دادن زمینه نسل صالح است.. صدقه تا هزار سال و تا ۷ نسل روی انسان اثر میگذارد .
📚 فضائل الصدقه
🍃🍃🍃✨✨✨🍃🍃🍃
🕋 @sebghatallaah
8.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ماجرای اهل سنتی که متخصص زبان عربی بود و شیعه شد از زبان خودش
✍ تخریبچی
🚨تخریبچی، کانال اخبار خاص
🆔 @takhribchi110
🆔 @takhribchi110
#حکایت👌
مردی از اولیای الهی، در بیابانی گم شده بود. پس از ساعتها سردرگمی و تشنگی، بر سر چاه آبی رسید. وقتی که قصد کرد تا از آب چاه بنوشد. متوجه شد که ارتفاع آب خیلی پایین است؛ و بدون دلو و طناب نمی توان از آن آب کشید. هرچه گشت، نتوانست وسیله ای برای آب کشیدن بیابد. لذا روی تخته سنگی دراز کشید و بی حال افتاد.
پس از لحظاتی، یک گله آهو پدیدار شد و بر سر چاه آمدند. بلافاصله، آب از چاه بیرون آمد و همه آن حیوانات از آن نوشیدند و رفتند. با رفتن آنها، آب چاه هم پایین رفت!
آن فرد با دیدن این منظره، دلش شکست و رو به آسمان کرد و گفت:
خدایا! می خواستی با همان چشمی که به آهوهایت نگاه کردی، به من هم نگاه کنی!
همان لحظه ندا آمد:
ای بنده من، تو چشمت به دنبال دلو و طناب بود، باید بروی و آن را پیدا کنی. اما آن زبان بسته ها، امیدی به غیر از من نداشتند، لذا من هم به آنها آب دادم
✅ رضایت خدا در رضایت مردم
🔹#امام_خمینی: «کاری بکنید که دل مردم را به دست بیاورید. پایگاه پیدا کنید در بین مردم. وقتی پایگاه پیدا کردید، خدا از شما راضی است؛ ملت از شما راضی است.»
@sahifeh_noor
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 عمامهی نجاتبخش
⭕️ مهدی شیخمعینی یک روحانی است که در کوه صفه با استفاده از عمامه خود، فردی که در حال سقوط از پرتگاه بود را نجات داد.
⭕️ او میگوید که هفتهی گذشته پس از صعود به قله، یکی از دوستانمان که قرار بود به جمع ما بپیوندند در طی صعود، راه را گم کرد و در حال سقوط بود. چون وسایل امدادی در دسترس نبود، با عمامه خود او را نجات دادم.
✍ تخریبچی
🚨تخریبچی، کانال اخبار خاص
🆔 @takhribchi110
🆔 @takhribchi110
عالی ترین جلوه رفاقت .mp3
8.98M
#تلنگری #اربعین ۲
🥀#اربعین کلاسی است که در آن، انسانها رفاقت و مهربانیِ فارغ از هر دین، نژاد و اختلاف را تمرین میکنند.
🌾آزمون این تمرینِ رفاقت کی برگزار میشود؟
ممکن است در این آزمون رفوزه شویم؟
#استاد_شجاعی 🎤
#استاد_پناهیان
#استاد_رائفیپور
*عمامه من عاریتی است!*
مرحوم آیتالله العظمیحاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی میرزای شیرازی، در سامرا بود.
حاج شیخ عبدالکریم میگوید:
در حرم امیرالمؤمنین(ع) گفتم: آقا! دارم بر میگردم ایران، سِیل مقلّدین به سوی من میآیند؛ الگویی معرفی کنید تا در زندگیِ من شاخص باشد؛ دنیا، مرجعیت، عزّت، ثروت و آقایی، مرا غافل نکند!
*سه ماه در نجف، صبح و شام مُشَرّف میشدم، و از امیرالمؤمنین (ع) همین خواسته را تقاضا میکردم .*
*سه ماه هم در کربلا جمعاً شش ماه!*
*کم کم داشتم ناامید میشدم!*
شبی با دلی شکسته از حرم بیرون رفتم!
در عالم رؤيا *سیدالشهداء(ع)را دیدم که فرمود :*
انسانی جامع، کامل و وارسته به عنوان الگو میخواهی؟
گفتم: آری!
فرمود : فردا طلوع فجر وارد حرم شو، کنار قبرِ حبیب بن مظاهر جوان ۱۸ سالهای نشسته، عمامه، عبا و لباسی از کرباس دارد؛ وقتی وارد شدی، این جوان بلند میشود به من سلامی میکند، به علی اکبر و به جمیع شهداء؛ سپس از حرم خارج میشود. او را دریاب!
*طلوع فجر وارد حرم شدم، کنار قبر حبیب بن مظاهر، همان گوهری که امام حسین (ع) معرفی کرده بودند را دیدم!*
تا وارد شدم قیام کرد و آمد سلامی به سیدالشهداء(ع)، و سلامی به علی اکبر و سلامی هم به شهداء کرد و از حرم خارج شد؛ دنبالش دویدم، صدایش زدم و گفتم: آقا! بِایست من با شما کاری دارم.
برگشت نگاهی به من کرد و *گفت: عمامهی من عاریتی است* این را گفت و رفت تا از صحن خارج شد.
در کوچه پس کوچههای کربلا دنبالش دویدم، آقا! عرضی دارم، مطلبی دارم، بایستید.
*دوباره در حال حرکت برگشت و گفت: عبایم نیز عاریتی است* این را گفت و رفت!
باز هم دویدم تا خودم را به او رساندم، دستش را گرفتم!
نگاهی به من کرد و گفت:
*چه کسی مرا به شما معرفی کرد؟گفتم: صاحب این بارگاه، سیدالشهداء*
گفت : دنبال من بیا!
کوچهپسکوچههای کربلا را طی کرد تا از کربلا خارج شدیم!
تَلّی را دیدم که روی آن اتاقکی بود!
*گفت: اینجا خانهی من است، فردا طلوع فجر وعدهی دیدار من و تو همین جا!*
فردا، طلوع فجر، بیرونِ کربلا، روی همان تل، پشتِ در همان اتاقک، صدای نالهی پیرزنی را شنیدم که صدا میزد:
وَلَدی! وَلَدی!( پسرم! پسرم! )
در زدم، پیرزنی با چشمانی اشک آلود در را گشود.
*گفتم: دیروز جوانی وارد این خانه شد و گفت: اینجا خانهی من است؛ او با من قرار ملاقات گذاشت!*
گفت : آری! آن پسرم بود، الآن از دنیا رفت!
داخل شدم دیدم رو به قبله جان به جانان تسلیم کرده است!
*درسی که آن جوانِ بزرگ و کامل به من آموخت، درسی عملی بود!*
*روز قبل به من گفت : عمامهی من عاریتی است، عبای من عاریتی است!*
*امروز عبا و عمامه را گذاشت و رفت!*
با زبان اشارت مرا آگاه کرد که :
*مرجعیت عاریتی است!*
*ریاست تان عاریتی است!*
*خانههایتان عاریتی است!*
*ثروتتان عاریتی است!*
*وجودتان عاریتی است!*
*سلامتیتان عاریتی است!*
*همه چیز عاریتی و امانت است!*
*دل به این عاریهها نبندید!*
*او با مرگش نشان داد که: هر چه داریم عاریتی است!*
"این جانِ عاریت که به حافظ سپرده دوست"
"روزی رُخَش ببینم و تسلیم وی کنم"
*حافظ شیراز *
*فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصَارِ!*
*ای صاحبانِ بینش و بصیرت! عبرت بگیرید!*
@MNT_Mrkz
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔊 #بشنوید
🎶 نواهنگ #قدم_های_عاشقی
🎞 قسمت اول:
*«همراهی با حسین علیهالسلام»*
🚩 #اربعین
🏴 برگرفته از ص۱۲۰ کتاب #قدم_عاشقی
✅ به #ندای_تهذیب بپیوندید:🔻
https://eitaa.com/nedaye_tahzib
#امام_زمان_عج
دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو
مُژهای از من و خاکِ کفِ پایش با تو
زحمت روضهمان هم که فقط با زهراست
قندش از مادر تو مزهی چایش با تو
کاش میشد که در این یکدهه جان میدادیم
ضجه از ما زدن و مرثیههایش با تو
وا غریبا ز تو و جامهدریدن با من
وا حسینا زِ من و سوز صدایش با تو
بین این روضه که پاگیر شدم فهمیدم
گریهاَش از تو دماَش از تو و جایش با تو
مادرم گفت دَمِ پنجره فولادِ رضا
گوشهای در حرمِ کرببلایش با تو
یک سفر پای پیاده به زیارت با ما
یک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو
کاش میشد حرم عمهتان میرفتیم
آرزو از من و یک بار دعایش با تو
برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه چشم انتظارها
از یک خروش ناله عشاق کوی تو
«حاجت روا شوند هزاران هزارها»
یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها
از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها
«ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها»
باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محض یار»ها
دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها
یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاد بارها
شب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اند
برگرد ای توسل شب زنده دارها
این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
«یا ایها العزیز»ِ تمام ندارها
#لطیفیان #امام_زمان(عج)
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👌پیشنهاد دانلود
🌺 چرا میرین عراق؟ با این پول مدرسه بسازید....🔻
💠📽️ استاد شهید مطهری ره
✅ به #ندای_تهذیب بپیوندید:🔻
https://eitaa.com/nedaye_tahzib