بیخیالی رو تمرین کن؛
نشنیدن از عمد،ندیدن از عمد و جست و جو نکردن از عمد؛
این اولین قدم برای پا نهادن در سرزمینی ست که حتی اگه پابرهنه باشی هیچ خاری زخمیت نمیکنه...
پانته آ
@beugarafi
📖 داستان کوتاه
یک نفر تعریف میکرد؛
دختر چهار ساله ایی تو تاکسی کنار دستم نشسته بود و با لذت زیاد لواشک میخورد!
گفتم مگه نمیدونی لواشک واسه سلامتی ضرر داره ؟! چرا میخوری؟
یک نگاهی بهم کرد و گفت؛
پدر بزرگم خدا بیامرز ۱۱۵ سال عمر کرد!
با تعجب پرسیدم؛
واسه اینکه لواشک می خورد...؟!
گفت؛نه!
چون سرش تو کار خودش بود...!
چنان قانع شدم که الان سه روزه با کسی حرف نزدم و دارم به عمق این قضیه فکر میکنم...!
سرمون توكار خودمون باشه😁
》میلادشونممم《
@beugarafi
حواستباشه
وقتی انرژی روانیت ته کشیده
مغزت ترجیح میده از ارتباطهای
اجتماعی دور بمونه که بتونه ترمیم
بشه، گاهی تنهایی یه راه شفاست
که خودت رو پیدا کنی، روی خودت و
پیشرفتت و کارهات متمرکز شی و
یه من قویتر خلق کنی
× نورا ×
@beugarafi
شخصی آشنا از معلمی پرسید :
شما که قاضی بوديد
چرا قضاوت را رها كرديد و معلم شديد ؟!
ايشون جواب دادند :
چون وقتی به مراجعين و مجرمينی كه
پيش من میآمدند دقيق ميشدم
ميديدم اکثرأ كسانی هستند كه يا
آموزش نديدهاند و يا دیدگاه درستی ندارند
به خودم گفتم :
به جای پرداختن به شاخ و برگ
بايد به اصلاح ریشه بپردازیم
و ما به معلمِ دانا
بیش از قاضی عادل نیازمندیم
👤همش
@beugarafi
۱_برای معلم کلاس سوم انگشتر عقیق یمن نقره گرفتم آقای سوارانی عزیز
۲_سلام وقتتون بخیر...
من بهترین هدیه ای که گرفته بودم قرآن بوده اما متاسفانه معلمش دیگه در قیدحیات نیست🥺
۳_برای معلم مطالعات اجتماعیم ، کتاب پروین اعتصامی رو گرفتم ک خیلی تو زندگیش تأثیرات مثبتی گذاشت
۴_سلام، یه قاب عکس برای معلم زبانم گرفتم، زیر بارون بردم در خونه شان.
پیگیربودم که برسونم دستشون
خانم قهرمانی
۵_کانالتون عالیه واقعا
#ارسالی_مخاطب
همیشه کسانی هستند که در نهایت دلتنگی نمتوانیم آن ها را درآغوش بگیریم .بدترین اتفاق شاید همین باشد....
HZ
@beugarafi
سلااااام صبحتون بخیر
🌸 امیدوارم امروز
❣ از اون روزایی باشه که
🌸 آرزوشودارید
❣ واتفاقایی براتون رقم بخوره
🌸 که بشه از روزای خوب زندگی تون
@beugarafi
امروز دیگه دلواپسی بسه
باید تمام دغدغه هارو تا کرد
روی طاقچه ی بیخیالی گذاشت
و
باید غصه هارو مچاله کرد..
از پنجره، همه ی دلواپسےها
وغصه ها
روبه بیرون پرت کرد..
روز و روزگارتون بدون دلواپسی🍀
👤رویا
@beugarafi
در دهههای شصت و هفتاد، کارتونهای تلویزیونی نه فقط برنامهای برای سرگرمی، بلکه پناهگاهی برای دلهای کوچکمان بودند. دوران جمعه صبحها که با انتظار صبورانه به تلویزیون خیره میشدیم، چشمانتظار اولین لحظهی "پسر شجاع" و "فوتبالیست ها" بودیم. قصههای ساده و بیشیلهپیلهای که ما را به دنیایی دیگر میبردند، جایی که دوستی و شجاعت بیش از هر چیز ارزش داشت.
به یاد بیاوریم "مدرسه موشها" که یادمان میداد با هر ضعف و نقطه ضعفی میتوان زندگی کرد و باز هم لبخند زد، یا "بابا لنگ دراز" و نامههایی که با امید و اشتیاق برای آیندهای روشن نوشته میشدند. هر کدام از این داستانها، هر شخصیت با چشمان درشت و قلبهای مهربانشان، گویی نمایانگر بخشی از کودکی و رویاهای دستنایافتهمان بودند.
به یاد بیاوریم "رامکال" با آن طبیعت بکر و ماجراجوییهایش، یا "هایدی" که بوی کوهستانهای پر از طراوت را در خانههایمان پخش میکرد. حتی "گالیور" با سفرهای دور و درازش ما را به جاهایی میبرد که هرگز فکر نمیکردیم. در میان این همه سختیهای زندگی و نگرانیهای روزمره، این کارتونها همچون دریچهای رو به دنیای خیال بودند؛ جایی که کودکیمان هنوز با خیال راحت نفس میکشید، بیدغدغه، بیمحابا.
این کارتونها فقط سرگرمی نبودند؛ ریشههایی بودند که در دل ما کاشته شدند و هنوز هم خاطرهای از آنها، عطری از آن روزهای ساده و ناب را به همراه دارد. روزهایی که آسمان، آبیتر، و دنیا بزرگتر و شگفتانگیزتر از آن چیزی بود که امروز میبینیم
👤دریا
@beugarafi