در دهههای شصت و هفتاد، کارتونهای تلویزیونی نه فقط برنامهای برای سرگرمی، بلکه پناهگاهی برای دلهای کوچکمان بودند. دوران جمعه صبحها که با انتظار صبورانه به تلویزیون خیره میشدیم، چشمانتظار اولین لحظهی "پسر شجاع" و "فوتبالیست ها" بودیم. قصههای ساده و بیشیلهپیلهای که ما را به دنیایی دیگر میبردند، جایی که دوستی و شجاعت بیش از هر چیز ارزش داشت.
به یاد بیاوریم "مدرسه موشها" که یادمان میداد با هر ضعف و نقطه ضعفی میتوان زندگی کرد و باز هم لبخند زد، یا "بابا لنگ دراز" و نامههایی که با امید و اشتیاق برای آیندهای روشن نوشته میشدند. هر کدام از این داستانها، هر شخصیت با چشمان درشت و قلبهای مهربانشان، گویی نمایانگر بخشی از کودکی و رویاهای دستنایافتهمان بودند.
به یاد بیاوریم "رامکال" با آن طبیعت بکر و ماجراجوییهایش، یا "هایدی" که بوی کوهستانهای پر از طراوت را در خانههایمان پخش میکرد. حتی "گالیور" با سفرهای دور و درازش ما را به جاهایی میبرد که هرگز فکر نمیکردیم. در میان این همه سختیهای زندگی و نگرانیهای روزمره، این کارتونها همچون دریچهای رو به دنیای خیال بودند؛ جایی که کودکیمان هنوز با خیال راحت نفس میکشید، بیدغدغه، بیمحابا.
این کارتونها فقط سرگرمی نبودند؛ ریشههایی بودند که در دل ما کاشته شدند و هنوز هم خاطرهای از آنها، عطری از آن روزهای ساده و ناب را به همراه دارد. روزهایی که آسمان، آبیتر، و دنیا بزرگتر و شگفتانگیزتر از آن چیزی بود که امروز میبینیم
👤دریا
@beugarafi
واقعا کانالتون رودوست دارم خیلی از متنهاشو مینویسم تو دفترم
۱_سلام کلاس پنجم برا معلمم مجسمه بردم خانم قهرمانی
۳_الان خودم معلمم بهترین هدیه که گرفتم
سلامتی شاگردم بود که مبتلا شده بود به ذات الریه وقتی فهمیدم حالش خوبه واقعا خوشحال شدم
۳_سلام سال ۶۹برای معلمم تخم مرغ رنگی بردم اقای برزنونی روستای گلشن اباد نیشابور....هر جا که هستن موفق باشند🥰
#ارسالی_مخاطب
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺻﻼ ﺍﺷﮏ
ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﻤﯿﺎﺩ ، ﺑﺪﻭﻥ
ﺧﯿﻠﯽ " ﺗﻮو ﺩﺍﺭﻩ "...!
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ ،
ﺑﺪﻭﻥ " خییییییلی ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ همه ﭼﯿﺰ
ﺑﯽ ﺗﻮجهه ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺣﺪ ، ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ توو ﺍﺣﻮﺍﻝ ﭘﺮﺳﯽ،
ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻪ: ﺷُﮑـــﺮ
ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ، ﺑﺪﻭﻥ " ﺩوﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ ،
ﻧﻪ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮﺑﻪ ﻧﻪ "ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺵ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﯿﻠﯽ
ﻓﯿﻠﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﺎﻃﻔﯽ ، ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺁﻫﻨﮓ
ﮔﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺩﺭﺩﻫﺎﺷﻮ ، ﺧــِــــیـﻠﯿﻬﺎ نمی فهمن "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ
ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﺧــِــــــــیلیا ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...
اگه ديدى کسى زيادميخوابه
بدون"خيلى تنهاست"...
ﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ،
ﻭﻟـــﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﯿﻢ....
خواهر مهربون
@beugarafi
⚠️گاهی نباش !
خودت را بردار و کمی دورتر از قافله بایست ،
وجودت را از همه ی آدم هایِ اطرافت دریغ کن ،
ببین چه کسی نبودنت را حس می کند ؟
چه کسی حواسش به حال و احوالاتِ توست ؟
سکوت کن و منتظر بمان و ببین کدام آدمِ با معرفتی برایِ پیدا کردنِ تو ، پس کوچه هایِ تنهایی ات را زیر و رو می کند ؟!
کدامشان نگرانت می شود ؟!
و اصلا چه کسی ، برای نگه داشتنِ تو ، به خودش زحمت می دهد ؟!
اگر نبودی و دیدی آب از آبِ روزمرِگی هایشان تکان نخورد ، تعجب نکن !
رسمِ آدم ها همین است ؛
اگر بودی که هیچ ...
اگر نبودی ، دیگران هستند !
این تویی که باید عاقل باشی و خودت را برایِ چنین جماعتِ بی تفاوت و بی عاطفه ای ، خرج نکنی ...
چشم آهو
@beugarafi
گفتی
که
شاهکار
شما
در
زمانه
چیست؟
بالله
که
زنده
بودن
ما
شاهکار
ماست!
💬حسین مهدوی
@beugarafi
بعضیها از ترس اینکه گدا نشن،
یه عمر مثل گداها زندگی میکنن.
👤 فریدریش نیچه
@beugarafi
✨داستان پندآموز
مردی در کاروانسرا بود که صبح چون از خواب برخواست دید شتری از شتران او نیست. هیچ تأسف نخورد و بر شتر سوار شد و راه را ادامه داد.
پرسیدند: «چرا غمی نخوردی؟»
گفت: «گویند غم خوردن را سودی نیست؛ ولی من گویم غم خوردن را جایی نیست.
آن که شتر من برده است یا نیازش داشته و برده است که صدقه من بر او از مالم محسوب میشود،
یا نیاز نداشته و برده است؛ پس مالم حرامی داخلش شده بود و نمیدانستم و او مال حرام را از مال حلال من جدا کرد و مال مرا پاک کرد.»
شاداب
@beugarafi
اگر قرار است خوشبخت باشی،
همین امروز شروع کن...
منتظرِ هیچ معجزهٔ عجیب
و غریبی نباش!
رویِ پایِ خودت بایست
و لحظه هایت را
زیباتر از همیشه بساز...
ســــــــلام دوستان صبح بخیـــــــــر🌹
@beugarafi
ڪوچ ڪردم
ڪه دلم را بہ ڪسی نسپارم
حس خوبیست ڪه من این همه بی آزارم
عشق احساس قشنگیست
ولی من شخصاً
دیدگاهی متفاوت بہ دو عاشق دارم
خوش ندارم
بہ ڪسی قولی و قلبی بدهم
ڪه بہ یڪ حادثہ روزے دل از او بردارم
این دلیلیست
ڪه در این سفر تنهایی
از مسیرے ڪه بہ عشقی برسد بیزارم...
👤رستا
@beugarafi
بعضی اوقات دلم میخواهد از دنیای بزرگسالی بگریزم و سوار بر اسب رویا به دنیای زیبای کودکی سفر کنم
به روزهای قشنگی که دلخوشی هایمان بیشتر از غم هایمان بود صدای سکه های قلک و ذوق پر شدن اون قند تو دلمون آب می کرد ...
همه ما بچه های دهه شصت این خاطرات را زندگی کردیم صدای پول خرد های قلک و اسکناس های مچاله شده ...
*مرمری*
@beugarafi