اگر همسر صبور می خوایید ما بورسی ها بهترین گزینه ایم، هر اتفاقی بیفته میگیم دیدت باید بلند مدت باشه و ایشالله درست میشه، یه نیمچه حمایت هم ازمون بکنید، عاشقتون میشیم :))
فقط یه کم غرغرو هستیم که به نظرم می ارزه به صبرمون :(
》Reyhane《
✨@beugarafi
مامانم با چندتا از وسایل خونه بلد نیست کار کنه،
بهش یاد نمیدم که وقتی قهریم یه دلیل باشه که باهام حرف بزنه :)))
》چیـــکا《
✨@beugarafi
تو خانواده های ایرانی اگه یکی بمیره دزد و قاچاقچیم باشه، بعد یه هفته عمه بزرگه فامیل خوابشو میبینه که تو یه دشت سرسبزه، داره جوجه با کوبیده میزنه، جاش خیلی خوبه به همه هم سلام میرسونه
》لی لی الی《
✨@beugarafi
❤️ داروی «عینشینقاف»
🌇 هر سال تابستانها میآمد مشهد.
🕌 در حرم همراهش شده بودم.
ایستاده زیارت میکرد.
من اما بعد از مدتی خسته میشدم. اینپاوآنپا میکردم.
بیشتر که خسته میشدم، مینشستم.
باز از نشستن خسته میشدم، میایستادم.
اما پیرمرد تمام مدت ایستاده مقابل مرقد مطهر زیارت میکرد و ذکر میگفت.
⏳ معمولاً زیارتش دو ساعتی طول میکشید.
یکبار از حرم که بیرون آمدند، از ایشان پرسیدم:
🔹 «شما خسته نمیشوید؟! ما که جوانیم، از پا افتادیم!»
▫️ جوابی ندادند.
زیارت که تمام میشد، تازه صحنهای حرم امام رضا علیهالسلام شروع میشد،
به صحنها میرفت،
همه را یاد میکرد؛
سر مزار علما میرفت و برایشان فاتحه میخواند.
یک بار از صحن که بیرون آمد،
به من اشاره کرد:
🔸 «بیا!»،
▫️ از جیبش پولی درآورد و به من داد و گفت:
🔸 «برو عطاری، داروی «عینشینقاف» بگیر تا خسته نشوی!»
⬅️ این بهشت، آن بهشت، ص٣١و٣٢؛ براساس خاطرۀ یکی از همراهان آیت الله بهجت (ره)
🏷 #امام_رضا علیه السلام
#میلاد_امام_رضا علیه السلام #آیت_الله_بهجت (ره)
✨@beugarafi
شمس تبریزی یه نصحیت فوق العاده بهمون میکنه و میگه؛
"به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو!
بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تو...
نگران این نباش که زندگیات زیر و رو شود، از کجا معلوم زیرِ زندگیات بهتر از رویش نباشد؟!"
✨@beugarafi
توی سفارت سوئیس در سوئد، پاسپورتم رو نگاه کرد و دید نوشته محل تولد اصفهان. یهو به فارسی گفت چطوری؟! :))
گفت من اصفهان بودم و میدان نقشجهان خیلی زیباست، مخصوصا توی شب.
چقدر کیف میده یکی از کشور و شهرت تعریف کنه 🥲
》Hossein《
✨@beugarafi
این بچه خیلی بانمکه.
یهربع، نشستیم جدی و موشکافانه راجعبه اسباببازیهاش گپوگفت کردیم. آخرسر، واسه پایاندادن به بحث گفت «دیگه بسه داداشامیر. گوشم خوشحال شد باهات حرف زدم!»
فرص کن! گوشم خوشحال شد. :))
》الف. امیر《
✨@beugarafi
با خودمون تکرار کنیم:
میشه بدون توهین، اظهار مخالفت کرد
میشه بدون تحقیر، ابراز وجود کرد
میشه بدون تخریب، جایگاه پیدا کرد
میشه بدون حسادت، به دست آورد
》ضدی《
✨@beugarafi
دخترِ دختر عموم ۱۱سالشه خونشون نزدیکه خونمونه، بعدازظهرا میاد با خواهرم بازی میکنه، یهو گوشیش زنگ خورد قطع که کرد بدو بدو لباس پوشید، بهش میگم چیزی شده مهتا؟ میگه نهههههه شام برنج دراز داریم، مامانم میگه.
منظورش ماکارونی بود:))))))))))))))))
》Yasi《
✨@beugarafi
خب خداروشکر این یه امشبو راحت میخوابم.
مغزم: مریض هایی که توی بیمارستان های ترکیه بخیه میزنن دوخت ترک حساب میشن؟
》شیمبله《
✨@beugarafi
پسر جوانی كه جلوی تاكسی نشسته بود، گفت: «انگار هوا يه ذره خنکتر شده...»
راننده تاكسی گفت: «بله... پاييز اومد ديگه.»
پسر جوان گفت: «هنوز يک ماه تا پاييز مونده...»
راننده گفت: «يک ماه كه چيزی نيست چشم به هم بزنی پاييزه.»
پسر گفت: «اگه اينجوری باشه كه پس عمرمون هم تمومه، چون چشم به هم بزنيم رفته...»
راننده گفت: «خوب معلومه...»
پسر جوان گفت: «اين جوری كه نمی شه زندگی كرد، چون همه چی هنوز شروع نشده، تموم شده.»
راننده گفت: «اتفاقا زندگی كن، چون خيلی وقت داری، ولی حواست باشه كه خيلی وقت نداری!»
پسر جوان خنديد و پرسيد: «ايستگاهمون كردی؟» زنی كه عقب تاكسی نشسته بود، گفت: زندگی ايستگاهمون كرده چون هم وقت هست، هم وقت نيست.
»سروش صحت«
✨@beugarafi