در کوچه که راه می روی گاه یک تکه دود صمیمانه روی شانهات می نشیند و این تنها ملایمت این شهر است وگرنه آن جرثقیل که از پنجره اتاق پیداست نمیتواند صمیمانه روی شانهات بنشیند، اگر این کار را بکند به اصالت خانوادگی اش لطمه می زند...
(از نامههای سهراب در توصیف نیویورک)
》bAno0o《
✨@beugarafi
بابام داشت غر میزد که سرم درد میکنه و پیرشدم و...
مامانم از اون ور گفت: ای بابا، چرا عزیزم؟
بابام جواب داد: حالا که گفتی عزیزم حس میکنم بهترم:))
》The D《
✨@beugarafi
دلمون برای کسایی تنگ میشه که دیگه ما رو به زور یادشونه
دل کسایی رو میشکونیم که برای خوشحالیمون از عمرشون گذاشتن
》پطروس مقدس《
✨@beugarafi
خواهرزادم امسال میره کلاس اول، برگشته خیلی جدی به مامانش گفته: مامان من اجازه دارم یه دونه یک بگیرم تو امتحانام؟:)
》Farzaneh《
✨@beugarafi
وقتى سعى كنى همه چيز رو كنترل كنى
از هيچ چيزى لذت نميبرى
آسوده باش
نفس بكش
رها كن و فقط زندگى كن...
صبح بخیر
✨@beugarafi
آقا انقد پیش هرکی ناله نکنید ، به هرکی میرسین فاز بدبخت بیچاره هارو نگیرین.باور کن هرکی اندازه ی سنش و زندگیش مشکل داره و بی حوصلست دیگه تو خراب نشو سرش🤦♀️
》پری آ《
✨@beugarafi
یه استاد طب داشتیم شب میومد اورژانس، بدون این که پرونده ها رو ببینه یه دور میزد تو شلوغی همه مریضا رو چشمی ورانداز میکرد بعد میگفت این و اون و اون یکی و اون دو تا که اون تهن ترخیص بشن. برگامون میریخت میگفتیم چرا خب استاد؟ میگفت مریضی که نشسته شام میخوره جاش اورژانس نیست.
》علز《
✨@beugarafi
عروسیمون موقع عکاسی توی آتیله، عکاس گفت عروس و دوماد چشماتونو ببندین، پیشونیتون رو بچسبونین به هم و به بهترین چیزی که دوست دارین فکر کنین.. ازش پرسیدم به چی فکر میکنی؟ نگفت تو، گفت پیتزا.
》دلفین《
✨@beugarafi
رفیقم باباش جانباز موجی بود. میگفت وقتی موج پدرش رو میگیره تمام وسایل خونه رو خورد میکنه و همه رو کتک میزنه. گفت اینجاش درد نداره، درد واقعی اونجاس وقتی که به خودش میاد و میبینه چیکار کرده و میشینه گریه میکنه و از خدا مرگشو میخواد😢
》عمو کاکتوس《
✨@beugarafi
بچه اول بودن اینجوریه که ممکنه آرزوی انجامِ کاری به دلت مونده باشه که یکی دیگه هرروز، جلوی چشمت اون کارو انجامش بده و اون آدم، بچه دوم خانوادهست :))))))
》زاگرۆس《
✨@beugarafi
اگر کسی اطرافتونه که شغلش با خلاقیت مرتبطه، ممکنه رفتارهایی انجام بده که تنبلی به نظر برسن ولی در اصل در حال انجام کارشه! مثل زل زدن به سقف یا صفحه سفید، خوندن مطالب بیربط، دیدن سریال، شستن ظرف و قدم زدن بیهدف. تولید اثر یک پروسهس و اجرای اون مرحله آخره، بیشترش توی ذهن میگذره.
»Mersen«
✨@beugarafi
خواهرم میگه چند وقتیه همسرش که میاد خونه؛یه نون سالمه یه نون نصفه ست میگم چرا نون نصفه ست؟جریانش چیه ؟
شوهر خواهرم میگه وسطای کوچه یه مرکزی هست که نگهبانش یه سربازه؛ یه روز متوجه شدم سربازه گرسنه ست؛ از اون موقع به بعد دوتا نون میگیرم میرم پیشش؛ (از هر دری سخنی )که نون رو بخوره
کلا نون دوم به نیت اونه؛ چون تعارف هم که میکنی که بزار بمونه همینجا میگه نه ممنون .
این مدل مهربونی به دلم نشست
》zari《
✨@beugarafi