³¹⁵
وصیت امیرالمؤمنین به امام حسن(ع): ابتدا مولا به یگانگی خداوند و برگیزدگی پیامبر و سوال شدن از اعمال
بچه ها ببخشید اگر طولانی میشه تا جایی که میتونم مختصر میگم اما وصیت رو دیگه نمیشد کوتاه کنم بیشتر🤌🏻
و اینکه خودم خیلی دوس داشتم همیشه تا ضربت رو همه جا دیدم کمتر جایی دیدم که بگن بعدش چیشد🥺
اتفاقات بعد از ضربت:
امیرالمؤمنین بعد از خوندن نماز صبح به صورت اشاره و نشسته💔از نزدیکان خواستن تا ایشون رو به منزل ببرن
یارا و همراهانشون مولا رو به سمت منزل بردن و مردم با اشک و آه و شیون و گریه امام رو همراهی کردن…
#شهادت_امام_علی
امام علی(ع) از فرزندانشون خواستن تا گریه و فغان نکنن که با گریهی امام حسن و حسین(ع) فرشته های آسمون گریه میکردن:)
#شهادت_امام_علی
بخاطر جراحت وارد شده به سر مولا رنگ رخسارشون از عمامهی سرشون زردتر بود😭
تا لحظه آخر زبانشون به تسبیح و تقدیس الهی مشغول بود
#شهادت_امام_علی
پس از زمانی بیهوش شدن در حالیکه امام حسن(ع) گریه میکردن قطرات اشک بر صورت مولا ریخت و حضرت به هوش اومدن و فرمودن:
«ای فرزندم! چرا گریه و جزع میکنی؟ همانا بعد از من تو را به زهر ستم شهید میکنند و برادرت حسین را به تیغ شمشیر به شهادت میرسانند. به پدر و مادر خود ملحق میشوید.»
#شهادت_امام_علی
پزشکا و جراحای کوفه جمع شده بودن که حاذقترینشون (اثیر سکونی) بود.به دستور او گوسفندی رو ذبح کردن، از بین شش هاش رگی رو بیرون کشیدن و اون رو بر زخم سر امام گذاشتن تا زهرش گرفته بشه. طبیب بعد از مدتی اونو بیرون آورد و بهش نگاهی کرد و گفت:
زهر تا سفیدی مغز امام(ع) نفوذ کرده. و به امیرالمؤمنین عرض کرد؛ وصیت خود را بکن که ضربت این دشمن خدا، کار خود را کرده است و دیگر کاری از دست ما بر نمیآید😭
#شهادت_امام_علی
صبح که مردم به دیدار امام اومدن
امام فرمودن:
«ایها الناس! سلونی قبل ان تفقدونی»
ای مردم! پیش از آن که مرا از دست بدهید، از من سؤال کنید.
#شهادت_امام_علی
لحظات آخر عمر امیرالمؤمنین (ع) فرا رسیده بود که دیدههای خود را گردانیدند و به تمام اهل بیت خود نگاه کردند و فرمودند: «همه را به خدا میسپارم خدا، همه را در راه حق و راست قرار دهد و از شر دشمنان حفظ نماید. خدا خلیفه و ناصر من بر شماست و خدا برای این امر کافی است.»
#شهادت_امام_علی
رَبَّنا وَلا تُحملنا ما لا طاقَتَه لُنا بِهِ
خدایا غمی که در طاقتمون نیست
رو برامون نخواه