eitaa logo
³¹⁵
1.7هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
35 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
زمزمه‌ می‌کرد: یک سفر آمده بودیم، زَهرَش کردند …
أمّا؛ سَیِّدی مَاکو مِثْلُکَ الْغَریْبْ
اطرافِ ظهر بود که روزم سیاه شد🖤. ‌- سالارِ زینب
حدود ساعت سه جان من می‌رفت آهسته ‌‌..
سه ساعته شلوغه تو گودال ..
قربون دل نگرانت برم حسین..
همین ساعتاست..
والشمر جالس علی صدره
صلی الله علیك یاغریب یااباعبدالله..
هزارو نهصد و پنجاه زخم خوردى و من هزارو نهصد و پنجاه بار زمين خوردم
کربلا ساعت سه یکی به داد زینب برسه کربلا ساعت سه یکی دست شمرو بگیره دیگه بسه...
یه مادری صدا میزنه [بُنَیَّ، قَتَلوکَ، ذَبَحوکَ و مِنَ الماءِ مَنَعوک]