جایی هم ابتهاج میگفت:
مقابلهی آدم با آدم همیشه فاجعه است،
من نخواهم ایستاد رو به روی تو جز برای بوسه دادن...
«اکنون بنظر میرسد که صبور تر شدهام، اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند...»