در خیابان های نیویورک قدم میزد و باران نیز روی گونه هایش میچکید...
کتابی در دست گرفته و زیر باران میخواند،همه چتری در دست داشته و به سرعت به سمت خانه میرفتند ولی آن زن بدون نگرانی و به آرامی در زیر باران در حال خواندن کتاب در دستش بود!
همینطور که داشت در خیابان راه میرفت یه لحظه احساس کرد کسی با چتر روبرویش ایستاد!
سرش را بالا آورد و با مرد قد بلندی که چتر در دستش را روی سر آن گرفته بود روبرو شد...
به آن مرد با چشمانی که خستگی از آن میبارید خیره شد!
چند دقیقه ای زیر باران در همان حال باقی ماندند و فقط به یکدیگر نگاه میکردند....
شاید بعد از سال ها انتظار بالاخره آن زن عشق خود را در همان جا زیر باران ببیند،شاید))
"عشق میان خستگی ها و باران"
تقدیم به گمشده میان افکار🤍
از طرف من🤏🏻🌱
با روح خسته خود در میان سیاهی شب گم شده بود!
حتی نمیتوانست خود را پیدا کند،فقط با قدم های کوچک به سمت خانه میرفت...
ناگهان روی زمین افتاد و دیگر توان ادامه دادن نداشت!
به آسمان خیره شد،آسمانی پر از ستاره...
لبخندی زد!
تا چند دقیقه پیش مطمئن بود دیگر چیزی نمیتواند آن را بخنداند ولی حالا همین ستاره های کوچک که تابحال به آنها دقت نکرده بود باعث شدند لبخند بزند!
تصمیم گرفت تا وقتی که خستگی اش به طور کامل از بین برود در همان جا بماند و به ستاره ها خیره شود...
همان طور که به ستاره ها نگاه میکرد پسرکی را دید که آمد و کنار او نشست...
با هم به دیدن ستاره ها مشغول شدند...
پسرک به آرامی گفت:همین ستاره های کوچولو و آسمونن که باعث میشن روزم زیباتر بشه،همیشه بعد از یه روز خسته کننده به دیدنشون میام.مطمئنم تو هم مثل من عاشق همچین چیزایی هستی،درسته؟
دخترک در فکر فرو رفت،در فکر اینکه آیا تابحال به این فکر کرده بود که عاشق چه چیزی است و به چه چیزی علاقه دارد؟
فقط سرش را تکان داد...
شاید همان حرف پسرک باعث شود در آینده به ستاره ها نزدیک تر شود،خیلی نزدیک!
"عشق در میان کلمات امید بخش"
تقدیم به:https://eitaa.com/mymindandmedaily🤍
از طرف من🤏🏻🌱
در خیابان های سئول در حال قدم زدن بود و شکوفه های بهاری در آسمان در حال رقصیدن بودند و روی گونه هایش میریختند و او نیز در زیبایی آنها غرق شده بود!
مدت ها منتظر بهار و شکوفه های زیبای بهاری بود و حالا نیز احساس بسیار خوبی داشت،واقعا نمیتوانست آن را با کلمات توصیف کند پس به خانه میرفت تا آن احساس زیبا را در برگه ای نوشته و تا همیشه نگه دارد!
کسی در کنار او در حال قدم زدن بود و دخترک خبر نداشت که مدت زیادی به او خیره شده بود،آن مرد شکوفه ای را که در حال افتادن روی زمین بود در آسمان گرفت زیرا شنیده بود اینکار باعث میشود آن دو فردی که در حال قدم زدن با یکدیگر هستند عاشق هم شوند!
دخترک ناگهان متوجه حضورش شد و به شکوفه در دستش نگاهی انداخت...
شاید عشقی بین آنها ایجاد شود،به خاطر گرفتن همان شکوفه کوچک.شاید))
"عشق بهاری"
تقدیم به:@Saranng🤍
از طرف من🤏🏻🌱
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
حرفایی که تو چنلت میزنی و از روزی که تو مدرسه داشتی تعریف میکنی و دوستات و خنده هاتون باعث شده کلی از چنلت خوشم بیاد و شاتای کیوتت هم باعث شدن چنلت خیلی دوست داشتنی تر بشه بچههه😭
تقدیم به بورای عزیزم⭐.
از طرف من🤏🏻🌱!
مهربونیا و حرفای قشنگت باعث شده کلی از چنلت خوشم بیاد و توش موندگار بشم و عکسایی که از آسمون و طبیعت میزاری توی چنلت خیلی زیبا هستن و چنلت رو دوست داشتنی کردن دختر مهربونمم😭
تقدیم به:https://eitaa.com/Panah_Banoo_2189⭐.
از طرف من🤏🏻🌱!
وقتی اول اومدم توی چنلت بیوگرافی و پروفایل رو چک کردم و خیلی باحال و زیبا بودن و باعث شدن که توی چنلت عضو بشم و عکسا و شاتایی که توی چنلت میزاری باعث شدن چنلت خیلی دوست داشتنی تر بشه دخترمم😭
تقدیم به:@unspoken_words⭐.
از طرف من🤏🏻🌱!
تقدیمی های زیاد و قشنگی که میزاری باعث شدن تو چنلت عضو بشم چون از تقدیمی گرفتن خیلی خوشم میاد و فعالیت هایی که از ویرانگر(اولین سریالی که دیدمم)و بقیه سریالا میکنی باعث شدن چنلت خیلی دوست داشتنی تر بشه دخترر😭
تقدیم به:https://eitaa.com/joinchat/1691878094C4cb48fef00⭐.
از طرف من🤏🏻🌱!
از اونجایی که خیلی دوست دارم اوتاکو بشم و از انیمه ها خوشم میاد و همچنین فعالیت های باحالت باعث شدن اصلا توی چنلت حوصلم سر نره و دلیلی شه برای عضو شدنم و فعالیت هایی که درباره ستاره ها و کهکشان توی چنلت مشاهده کردم باعث شدن چنلت خیلی دوست داشتنی تر بشه دخترمم😭
تقدیم به:@Pupriku_809⭐.
از طرف من🤏🏻🌱!
چنلت خیلی مرتبه و زیباست و این دلیلیه برای عضو شدنم و اینکه عکس هایی که درباره تکهوک عزیزممم هستن و بقیه عکسایی که درباره بی تی اس عزیزمم هستن باعث شدن چنلت خیلی دوست داشتنی تر بشه دخترمم😭
تقدیم به:https://eitaa.com/joinchat/185270962C8e7bc979a6 ⭐.
از طرف من🤏🏻🌱!