"سریال قهرمان ضعیف کلاس"
تقدیم به حرف های دفن شده🌱
از طرف من🤏🏻✨
با خستگی و چشمان بی روحش وارد شرکت شد.همگی به او نزدیک شده و خم شدند و او برای جواب سلام انان سری تکان داد و خیلی سریع به سمت اسانسور رفته و وارد انجا شد....
به فکر فرو رفته بود و در مغز و افکار آشفته اش غرق شده بود،دوباره آن مرد ناآشنا را در خواب هایش دیده و ذهنش درگیر شده بود!
یعنی آن چه کسی است که همواره در خواب هایش حضور دارد و حس میکند عمیقا عاشق اوست؟
در آسانسور باز میشود و با ناامیدی سر خود را بالا میاورد.با مردی قد بلند که با چشمان قهوه ای رنگ درشتش که همانند چشمان آن مردی که در رویاهاش حضور دارد سرشار از احساس است روبرو میشود.هردوی آنها در چشم های یکدیگر غرق میشوند...
زیر لب میگوید:این...این امکان نداره!))
"عشق رویاها"
تقدیم به یورای خوشگلم🤍
از طرف من🤏🏻🌱