"سریال قهرمان ضعیف کلاس"
تقدیم به حرف های دفن شده🌱
از طرف من🤏🏻✨
با خستگی و چشمان بی روحش وارد شرکت شد.همگی به او نزدیک شده و خم شدند و او برای جواب سلام انان سری تکان داد و خیلی سریع به سمت اسانسور رفته و وارد انجا شد....
به فکر فرو رفته بود و در مغز و افکار آشفته اش غرق شده بود،دوباره آن مرد ناآشنا را در خواب هایش دیده و ذهنش درگیر شده بود!
یعنی آن چه کسی است که همواره در خواب هایش حضور دارد و حس میکند عمیقا عاشق اوست؟
در آسانسور باز میشود و با ناامیدی سر خود را بالا میاورد.با مردی قد بلند که با چشمان قهوه ای رنگ درشتش که همانند چشمان آن مردی که در رویاهاش حضور دارد سرشار از احساس است روبرو میشود.هردوی آنها در چشم های یکدیگر غرق میشوند...
زیر لب میگوید:این...این امکان نداره!))
"عشق رویاها"
تقدیم به یورای خوشگلم🤍
از طرف من🤏🏻🌱
دخترکی سرشار از نشاط و سرسبزی در کوچه هایی که درخت های بزرگی دور تا دور آن را فرا گرفته و از میان درختان قطره های کوچک باران به زمین میخورند در حال دویدن است...
چشمان خود را بسته و با صدای بلند آواز میخواند،مانند یک رویا!
همینطور که دوان دوان به سوی ناکجا آباد میرود ناگهان به کسی برخورد میکند و هردوی آنها به زمین میوفتند...
با خیره شدن در چشم های یکدیگر با صدای بلند شروع به خندیدن میکنند،مانند دو دیوانه ی مجنون...
مردم با دیدن آن دو دیوانه ی مجنون آنها را مسخره کردند اما چه کسی میداند همان دو دیوانه قرار هست مرحم و یار یکدیگر شوند و یکدیگر را نجات دهند؟))
"عشق دیوانه وار"
تقدیم به:https://eitaa.com/stay7army7🤍
از طرف من🤏🏻🌱