فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*ڪلیپــــ شبانه*☄️🎻🖤
*🌙بـے تو یعنے هیچـــ و پوچـــ ...🥀*
"شهــ گمنام ــیـد"
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ماجرای دیدار حاج قاسم با شهید حججی
"شهــ گمنام ــیـد"
آن روز ها ما یک تلویزیون کوچک داشتیم که الآن هم داریم، منتهی ماموران ساواک آن را شکسته اند. ولی به هر شکل آن را برای یادگاری نگه داشته ام.
یک روز شهید اندرزگواخبار ورود کارتر به ایران را تماشا می کردمن هم کنار ایشان نشسته بودم، پرسیدم: چرااین پهلوی را نمی کشی؟چراهیچ اقدامی برای نابودی این آدم نمی کنی؟
جواب داد: من شش ماه تمام روی طرحی زحمت کشیدم ولی حاصل کار من لو رفت، برای همین نتوانستم پهلوی را از بین ببرم. حالا شش ماه دوم را شروع کرده ام و دارم کار می کنم. این پهلوی را یا با دست خودم از بین می برم یا با خون خودم.
همان شب یک بار دیگر که تلویزیون همین خبر را پخش می کرد، شهید اندرزگو یک دفعه برگشت و به من گفت: می بینی یک روز جمهوری اسلامی می شود، اوایل مردم مورد امتحان قرار می گیرند،آقای خمینی به ایران تشریف می آورند.
پیش گویی هایی می کرد.
من امروز آن ها را به چشم می بینم، ولی آن روزها، این حرف ها را خیلی جدی نمی گرفتم. حتی یک بار هم گفتند: آقایی به نام سید علی، رییس جمهور می شود.
چون نام خودش هم سید علی بود، گفتم: نکندخودت می خواهی رییس جمهور شوی؟
جواب داد: «نه، من آن موقع نیستم. مسئولیت خیلی سنگین است
"شهــ گمنام ــیـد"
در سمت تل زینبیه تکه زمین بزرگی بود با بنری روی سر در آن.
روی بنر نوشته بود موکب ستاد بازسازی عتبات عالیات.
در آن تکه زمین دو چادر خیلی بزرگ برپا کرده بودند شبیه سوله ها
و هر شب چند هزار نفر آنجا اسکان پیدا می کردند.
چند چادر کوچک تر و چند کانتینر هم بود در مجاورت همان چادرهای بزرگ.
هوا بسیار سرد بود و به هر نفر نهایتا یک پتو می رسید که جواب گوی آن سرما نبود.
دستشویی بیشتر از دویست متر با آنجا فاصله داشت و هر بار حداقل 20 دقیقه معطلی در صف داشت.
گروه کوچک ما در یکی از کانتینرهای این موکب مستقر بود چرا که وسایل تصویربرداری مان زیاد بود و...
روز دوم حضورمان در کربلا بود که شهید حسین همدانی و خانواده اش برای اسکان آمدند آنجا.
باورم نمی شد فرمانده مهمی از نیروی قدس که آن زمان اشراف کاملی بر عراق داشت برای اسکان چنین جایی آمده باشد.
در شرایطی که در مجاورتمان هتلی بود در قرق...
آفتاب تازه طلوع کرده بود و من دوربین را برداشته بودم که بروم بیرون و تصویر بگیرم.
دیدم همدانی روی مقوایی نشسته و زیارت نامه ای می خواند.
از دور لنز را تله کردم و شروع کردم به تصویر گرفتن.
به محض اینکه متوجه شد، زیارت نامه را در جیب گذاشت و...
همدانی حتی یک لحظه هم نمی خواست به چشم بیاید و نگاهی را به خودش معطوف کند و سد راهی باشد برای نگاه هایی که باید سمت خدا باشند.
این فیلم مربوط است به یک روز قبل از اربعین 93است
"شهــ گمنام ــیـد"
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
﷽ 🕊🖤 🕊﷽
⚫️#محرم_نامه_شهدایی
🖤شهید مدافعحرم احمد اسماعیلی
بهش گفتــــم
«۴تا بچه داری، سوریه نرو!»
گفت:مگه امامحسینعلیهالسلام نرفتند؟!
مگــــه...
"شهــ گمنام ــیـد"
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙صوت شهید حسین معز غلامی
🏴محرم حسین
☘☘☘☘
"شهــ گمنام ــیـد"
در یکی از روزهای ماه محرم وقتی مرا به دانشگاه رساند، ماشینش را روبهروی یک بوتیک پارک کرد، آن زمان به احترام ماه مُحرم، لباس مشکی پوشیده بود و ریشِ پُری داشت، آقای مُسنّی که صاحب بوتیک بود، به شیشهی ماشین زد و گفت: آقا به این "یا حسین" که پشت ماشین نوشتهای، چقدر اعتقاد داری؟ جلال جواب داد: برای دلِ خودم نوشتهام، صاحب بوتیک گفت: نخیر! تو نوشتهای که جامعه ببیند، جلال گفت: عزای امام چیز کمی نیست، دلم خواست ماشین ناچیز منم برای امام عزادار باشد، آن آقا گفت: به ریشی که گذاشتهای، چقدر اعتقاد داری؟ جلال گفت: من همیشه اینقدر ریش ندارم، این ریش هم به احترام عزای امام است، از آن روز به بعد، هربار جلال و آن آقا همدیگر را میدیدند، سلام میکردند و دست تکان میدادند.
🌷شهید جلال ملکمحمدی🌷
📎 به روایت همسر شهید
"شهــ گمنام ــیـد"
🌺بسم رب الشهدا و الصدیقین🌺
توی این همه عملیات، فقط یک بار دیدم گفت: «راه دشمن را از یک طرف باز بگذارید که بتواند فرار کند.»
توی عملیات آزادسازی سد بود. می گفت: «اگر نتوانند فرار کنند، به فکر خراب کردن سد می افتند.»
وارد تأسیسات سد که شدیم، دیدم کف ورودی سد نوشته اند محمود کاوه؛ که هر کس آمد، اسم محمود را لگد کند و تو برود. بس که از محمود متنفر بودند.
"شهــ گمنام ــیـد"
5.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبتهای مهم ۴۰ سال قبل شهید دکتر عبدالحمید دیالمه درباره انحراف فکری میرحسین موسوی و زهرا رهنورد
شهید دیالمه دو روز پس از این سخنرانی در هفتم تیر در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید!
شهید دیالمه: جُرم من آن است که حرفهایم را زودتر از زمان میزنم..
"شهــ گمنام ــیـد"
فرازی از وصیت نامه: 🌸
دوست دارم اگر شهید شدم پیکری نداشته باشم
از ادب دور است که در پیشگاه سیدالشهدا با تنی سالم و کفن پوش محشور شوم...
#شهید_مرتضی_عبدالحی 🕊🌱
"شهــ گمنام ــیـد"
یکی از فرمانده ها میگفت:
شهید امین ڪریمي ڪه به شهادت رسید،
خبر شهادتشو تو هیئت به بچهها دادیم...
میگفت:
بعد از خبر شهادت امین
بچهها همه بیتاب شده بودن و ...
محمّد هم حتما اونجا دیگه نمیتونه طاقت بیاره...
امین ڪریمی شب تاسوعا شهید شد
و
محمدرضا دهقان آخرین شب محرّم
در عملیات محرم...
هردو شهید هم یڪجا دفن شدند...
امامزاده علیاڪبر چیذر
چه زیباست داستان های شهدا...
خدایا کمک کن مارا ڪه ادامه دهیم راه و آرمان شهدایمان را...
#شهید_امین_کریمی
#شهید_محمدرضا_دهقان
☘☘☘☘
"شهــ گمنام ــیـد