بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #شبیه آخرین قطرهٔ جوهر، یک لمس تا خراشیدن! •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#شبیه آخرین گام نزدیک به لبه پرتگاه،
یک لمس تا سقوط!
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 _ چرا دوست داری نویسنده بشی؟! _ فقط دلم میخواد بیشتر از یکبار توی عمرم زندگی کنم و کلمهها این فر
قبلا دوست داشتم نویسنده باشم
دیگه دلم نمیخواد
آدم وقتی کلمههارو بلد میشه،
همه گمون میکنن شعر مینویسه! قصه میگه!
دیگه هیچکس حرفاشو جدی نمیگیره!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
دلتنگ بهمن پر حادثهای ام که یک شبش رو تو محراب مسجد خوابیدم!
✍🏻
#پیام_ناشناس
- دلتنگ مرداد پر حادثه ای هستم که شبش رو کف قطار خوابیدم...
•|🌌|• @bidelijat
این روزا
حتی نمیشه اشک بریزم.
لطفاً اگر خواستی گریه کنی،
جای منم گریه کن رفیق!
من اندازه هر دوتامون بغض دارم.
✍🏻
می #گفت :
« تو شبیه زخمی! زخمی که ناخواسته سر باز کرد و دیگه هیچوقت خوب نشد. درد کرد. درد کرد و خوب نشد... »
•|🌌|• @bidelijat
قول میدم،
یه روز که وقت داشتم،
و به اندازه کافی خودکار
و کلی کاغذ سفید،
دوباره واژه هامو پیدا میکنم
و مینویسم
که چه بر سرم آوردی.
✍🏻
ما
-چه کلمه شکنندهای-
انقدر دوریم که اگر فاصلهمان را تقسیم کنیم
به همه آدم های زمین، خانهای امن میرسد
و ما
آوارگانِ بیپناهِ دورافتاده،
گم شده در پیچِ کوچههای میانمان...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد
یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد
گفتند عاشقِ که شدی؟! گریهام گرفت
میخواستم بخندم و حاشا کنم، نشد...
#سجاد_سامانی
•|🌌|• @bidelijat