قول میدم،
یه روز گوشیمو خاموش کنم
برم یه جا، تنهای تنها
یه دفتر جدید بردارم و تو همه صفحاتش از عشق بنویسم.
✍🏻
#نوشته_بودم
« عشق آدم رو از همه چیز منصرف میکنه،
عشق آدم رو توی افقی میبره که کسی اونجا نیست، حتی خودش!
عشق آدم رو به نقطه تمرکز میرسونه، نقطهای که همه چیز در اون رها میشه به جز معشوق!
وقتی میگذره و کم کم توی وجود عاشق میشینه، وقتی آروم آروم به زندگی برمیگرده و قراره بین عشق و روزمرهاش جمع کنه، همه چیز رنگ و بوی جدیدی میگیره! همه احساسات آدم متفاوت میشن و ادراکات جدیدی پیدا میکنه!
کم کم از شدت و حدت بیقراریها کم میشه، شور و شوق کم نمیشه ولی بروزش کمتر میشه و یه آتیشی درون آدم شعله میگیره که توی وجود آدم میسوزه! مثل آتیش زیر خاکستر که داغه ولی دیده نمیشه و هرگز هم بنا نیست خاموش بشه...»
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 من چیزى از عشقت به کسى نگفتهام! آنها تو را هنگامى که در اشکهاى چشمم تن مىشستهاى دیدهاند...
✍🏻
من درباره تو به آنها نگفتهام.
اما تو را در کلماتم دیدهاند
عطرِ عشق،
نمیتواند پنهان بماند...
#نزار_قبانی
•|🌌|• @bidelijat
یه جور قشنگی یاد گرفتم دعا کنم،
مثلا
خدایا به صبر بغلم کن...
به عشق بغلم کن...
به امید بغلم کن،
به آرامش، بخشش، لبخند
به نور...
بغلم کن(:
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
قول میدم، یه روز گوشیمو خاموش کنم برم یه جا، تنهای تنها یه دفتر جدید بردارم و تو همه صفحاتش از عشق
شاید اسم کتابمو بذارم «حادثه عظیم عشق»
آدم گاهی نمیفهمه دلش چقدر بزرگه!
تا وقتی که دلتنگ شه،
اون موقع میفهمه چقدر غم جا میگیره تو دلش (:
✍🏻
#نوشته_بودم
« احساس میکنم که چرند مینویسم، و هیچ بعید هم نیست!
دلی که از عشق خالی شود، دیگر چه حرفی برای گفتن دارد؟
وقتی که از دلتنگی له شده و غصه سوزانده اش، چه بنویسد؟
دلی که زیر خروار غم دفن شده و از ترس میلرزد و از درد به خون میپیچد، برای چه حرف بزند اصلاً؟
چه کسی حرف او را میفهمد!...»
•|🌌|• @bidelijat