eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
547 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
برای این‌قدر پیر شدن، هنوز خیلی جوونه.
یه جور قشنگی یاد گرفتم دعا کنم، مثلا خدایا به صبر بغلم کن... به عشق بغلم کن... به امید بغلم کن، به آرامش، بخشش، لبخند به نور... بغلم کن(:
رو دیگه چیزی نمی‌ترسونه.
آدم گاهی نمی‌فهمه دلش چقدر بزرگه! تا وقتی که دلتنگ شه، اون موقع میفهمه چقدر غم جا میگیره تو دلش (:
✍🏻 « احساس می‌کنم که چرند می‌نویسم، و هیچ بعید هم نیست! دلی که از عشق خالی شود، دیگر چه حرفی برای گفتن دارد؟ وقتی که از دلتنگی له شده و غصه سوزانده اش، چه بنویسد؟ دلی که زیر خروار غم دفن شده و از ترس می‌لرزد و از درد به خون می‌پیچد، برای چه حرف بزند اصلاً؟ چه کسی حرف او را می‌فهمد!...» •|🌌|• @bidelijat
آخرش میرم نجف به خود آقام میگم.
بعضی چیزا به باریکیِ تاره ولی زنجیر میشه... مثل تارِ موهایی که هیچ وقت نازشون نکردی، یا تار و پود چادری که بوسیدی، من، آدم بند شدن نیستم، یکی رو کوتاه کردم، اون یکی رو می‌سوزونم...
ساعت که صفر شد من تمام می‌شوم، همه چیز دوباره آغاز می‌شود.
شبِ امتحان
سنگریزه ها، سینه مرا زخم می‌کنند...