eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 : «دل حرم خداست، پس، جز خدا را در حرم خدا مَنِشان...» علیه السلام •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 - روباه جدید به سرپرستی نگرفتی؟ + نه اون یکی روباهم رو هم انداختم دور! •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 : «اینکه چگونه آن همه غم در قلبم جا شد مرا شگفت زده نکرد تنها چیزی که مرا به شگفت واداشت این بود که مگر دستانت چقدر بزرگ و سیاه بودند که توانستند آن انبوه را در قلبم بگذارند...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 دنیای دنیّ پُر هوس را چه کنی؟ آلودهٔ هر ناکس و کس را چه کنی؟ آن یار طلب کن که ترا باشد و بس معشوقهٔ صد هزار کس را چه کنی؟ •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
روباهم دیروز مُرد!
وقتی خونه رو ترک می‌کردم، اسبم سر جاش بود، توی اولین طبقه! خانواده جغد‌ها هم سرجاشون بودن، طبقه سوم طاقچه‌های کنار تلویزیون؛ اما روباهم نبود! دو سه روزی می‌شد که پدر یه آینه جدید روی طبقه دوم گذاشته بود؛ وقتی خونه رو ترک می‌کردم، روباه رو گذاشته بودن کنار جغدا! طبقه سوم برای قد روباهم کوتاه بود! حتی طبقه دوم هم که بلندتر بود، بازم کوتاه بود ولی من گوش‌های روباه رو تراشیده بودم که جا بشه! اما موقع برگشت، روباهم افتاده بود! حق داشت... هیچ کس با گوش‌های تراشیده، خم‌شدن کمرش رو برای جا شدن حتی تو یه طبقه بالاتر نمی‌پذیره...! وقتی خونه رو ترک می‌کردم تنها بودم، اما موقع برگشت با مادر اومدم، مادرم روباه افتاده رو دید! مادرم دیگه بهم لبخند نمی‌زنه. من روباهم رو دوست نداشتم، درسته که سر جنازه شکسته‌اشو به سینک کوبیدم و تیکه هاشو دور انداختم! اما بالاخره یه روز همه می‌فهمن که من نکشتمش... فقط کافیه به همون آینه طبقه دوم نگاه کنید که شاهد سقوط بود...
پیام‌های‌ ناشناس رو می‌خونم... خیلی از نفهمیدن گله کردید...! مگه دنبال چه معنایی می‌گردید که پیداش نمی‌کنید؟ من خیلی خسته تر از فکر کردن به لایه دوم پیام هام! یکی گفته بعضیا دوست ندارن ازشون بپرسی چرا؛ گاهی دیگه حالی برای توضیح دادن نمی‌مونه و حق دارن...، اما هیچکس دوست نداره قضاوت شه حتی اگه نخواد بگه چرا! تویی که گفتی بیا انقدر حرف بزنیم کلماتمون تموم‌شه... دیر رسیدی، حوصله‌ام سر رفت، حالم ته گرفت و کلماتم سوخت! میگی روباه اون بود؟ اما گوشاشو من تراشیده بودم! یکیتون به واقعیتم شک کرده... اگه درک نشم خب نه نیستم، چه اهمیتی داره!؟ و درباره احیا پرسیدید، نه، ممنون! وصلم به سرچشمه حیات، زنده‌ام. و در آخر نگران رفتنم نباشید... جایی نمی‌رم، اتفاقا دارم برمی‌گردم!
به نظرم که چشماتونو حروم کلمات کسی که برگه‌های دفترشو تموم کرده نکنید! ولی اگه موندید، فعلا واژه‌های بیهوده‌مو تحمل کنید تا یه صفحه‌ جدید باز کنم...(:
✍🏻 اینجا بارونه رو به نورم و چیزی تا طلوع نمونده. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 تنگ تنهایی‌ام را کوچکترین نهنگ اقیانوس ببلعد! •|🌌|• @bidelijat
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی که دیدمت، دست‌پاچهٔ رفتن بودی! اما کاش تیکه‌هایی که از من بردی رو طوری انتخاب می‌کردی که بعدش بتونم بایستم...! من هنوز اون‌جایی که تو رفتی موندم!
وایسا دنیا داره سحر میشه...