eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 - ... حرف زیاده اما بیخیال دعا کن خودمو پیدا کنم و بیام قصشو واست بگم ... دلم دویدن و رسیدن میخواد. + ز خودت نام و نشانی داری؟ من که دیگر چیزی ز خودم یادم نیست من، تو، آنها، اینجا همه سرگردانیم ما همه حیرانیم ما همه گم شده‌ایم بهتر آن است که با یکدیگر پی پیدا شدن خود باشیم ما همه گم شده‌ایم! •|🌌|• @bidelijat
دوری، از اینجا که منم...
✍🏻 - کجا رفتی که دلتنگتن ... + جایی نرفتم، برگشتم! از یه جای دور، یه جا که فکر می‌کردم خونمه و امنه... اما نبود‌. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 می : «آدم‌های رنج دیده معمولا یه سرو گردن از ما آدمایی که سوگ بزرگی رو تجربه نکردیم قد بلندترن.» •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #پیام_ناشناس - کجا رفتی که دلتنگتن ... + جایی نرفتم، برگشتم! از یه جای دور، یه جا که فکر می‌کرد
✍🏻 - برای تو امن نبود، یا کلا امن نیست؟ + سقف که آوار شه، سری که روش می‌ریزه رو انتخاب نمی‌کنه! •|🌌|• @bidelijat
راهی قبرستون بودم، اما اشتباه رفتم و به یه کتابخونه‌ پر از کتاب‌هایی با علامت های سبز رسیدم. تنها بودم، تنهای تنها، اما صدای غریبه‌ای پشت سرم آواز می‌خوند و یکی بهش می‌گفت: «هیس» روی یکی از کتاب‌ها نوشته بود «طبیب دل‌ها»، سبز بود، بی‌هیچ نشونه دیگه‌ای. برداشتمش. کلماتش صفحه‌ به صفحه توی قلبم ریشه می‌دووند، با هر جمله، خون توی رگ‌هام پمپاژ می‌شد و به کل وجودم می‌رسید، ریه‌ها، عضلات، مغز و استخون‌هام، لبریز شدم، صفحات پایانی اشک شدند و فرو ریختند. نگاهم تار شد، بستمش. تازه دیدم روی جلدش یه تصویر آشناست؛ تصویر کسی که قرار بود برم سر مزارش تو همون قبرستونی که راهش رو گم کرده بودم! یکی صدام زد «خانم اینجا ممنوعه، برو بیرون». کتاب رو پس دادم. نفهمیدم سقف ریخت یا من قد کشیدم... دلم آسمون می‌خواد...
✍🏻 به زعم من همه عاشقان بهشتی‌اند نمی‌شود که بسوزد کسی به هر دو جهان... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 «دوست دارم برم نجف زندگی کنم، یه خونه نقلی نزدیک حرم داشته باشم، تمام وعده‌های نمازم رو برم حرم، دهین بخرم، آقامو بغل کنم و ببوسمش، دوست دارم موقع اربعین خونم رو موکب کنم، زائرای آقا بیان خاک پاشون فرشامو تبرک کنه... آه... می‌شد...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 یه روز برای همیشه فرار کنم تو بغل آقام... کاش آخرش نجف دفن شم... کاش خونه بابام راهم بدن، برای همیشه... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 چه مبارک روزی باشد که بر خاک نجف وارد شویم و دل بدان سرزمین سپاریم. 📚 آ سید علی آقا ✍🏻 •|🌌|• @bidelijat