eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 سرِ نخواستنمان همیشه دعوا بود. ما نطفه خون‌آلودِ بودنمان، در غباری از درد بسته شد. وقتی جهان در سوی طلوع و غروبش، دو سنگر ساخته بود و در این میان غرب و شرق بر هم می‌کوبیدند، یکی قد علم کرد از دل بی‌جای جغرافیا که نه شرقی بود نه غربی، دوتای جهان –شبیه پیوستنِ محال شب و روز– یکی شدند که این‌‌یکی را بزنند! و ما همان یکی بودیم که جنگ سرِ بودنمان همیشه بود؛ در کشمکشِ تاریخ اما ما ماندیم، با قامتی از تبار کوه، در میانه طوفان، با پرچمی برافراشته... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 از هجومِ آن بی‌ریشگانِ بدونِ‌هویت که حتی واژه از نوشتن نامشان شرم دارد، پنج روز گذشته، و امروز، ما زخمی و برافروخته، سایه خانه‌ را به شاخه‌های نیم‌سوخته سپردیم و تهران را ترک کردیم. در قلبم، دردی از جنسِ اندوه می‌تپد که اگر مجال بیابم می‌نویسمش، اما حالا رسیده‌ام به یک پرسش! به میلِ به بقا در انسان فکر می‌کنم و هنوز در قیاس نفهمیده‌ام که این بیشتر است یا عشق؟ واقعا کدامش قوی‌تر می‌تپد در سینه انسانی که می‌خواهد باشد!؟ •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 پشت پلک‌های بسته مردم، وقتی هنوز تاریکیِ آسمان، جا برای عشق‌بازیِ نور باز نکرده بود، چکمه‌های سیاهِ آتش از روی خواب شهر عبور کردند! و در آن صبحِ ازدست‌دادن، وقتی نام علی در بانگِ اذان، با نالهٔ نابودی در صدایِ انفجار به هم پیچید، خون از رگ غیرت غدیر در قلب وطن جوشید و چونان حیدر عزم فتح خیبر کرد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 جهان به غبارِ میدان چشم دوخته و به صدای چکاچک شمشیر‌ها گوش سپرده‌، سیدی از تبار علی«علیه السلام» رجز می‌خواند و تیغی از جنس ذوالفقار در دستِ ایمان بالاست؛ دندان روی جگر بگذارید، بالآخره خاک‌ِ معرکه می‌خوابد، و دوباره تاریخ‌نگاران روایت فتح را می‌نویسند... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 اینجا نه هراسی از مرگ هست و نه کسی به سوگِ سردارانِ رفته می‌نشیند، این خاک، سرزمینِ اعجاز است... که در بطنِ مادرانش سرباز می‌پروراند و در سرِ پدرانش غیر سودای شهادت نیست‌... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 این ستاره بارانِ تماشایی، امتدادِ نفرین موسی«علیه‌السلام» است که آتشش دامنِ سرزمینِ غصبی‌شان را گرفته و غرشش آسمانشان را می‌شکافد... آواره بودن حق آن قومِ رانده شدهٔ گوساله پرست‌ِ از فرعون گریخته‌است که شکافتن دریا را به اعجاز موسی«علیه‌السلام» دیدند، اما بهانه عدس گرفتند! بیش باد. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 هرچند که خیلی از سیاست سر در نمی‌آورم، اما درباره صفین شنیده‌ام و از تکرارِ تاریخ می‌ترسم... آنجا که حیله به حیرت دهان گشود، و سرِ علی«علیه‌السلام» به افسوس فرود آمد و تیغِ مالک –وقتی فقط یک نیم روز تا پیروزی فاصله داشت– عقب نشست، آنجا که سمت درست تاریخ سقوط کرد... آه! ثم آه، و آه... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 مَکرِ عمروعاص شاید بِبَرَد، اما شَک به علی«علیه‌السلام» حتما می‌بازد. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 وقتی قصه رسیده به مباهله، جایی که ایمان تکیه می‌‌زند بر حق و ترس دو زانو می‌نشیند جلوی اقتدار، فرقی نمی‌کند که در مقابل چند جبهه سنگر گرفته‌اند، همه‌شان به خطِ بطلان محکوم‌اند به نابودی! •|🌌|• @bidelijat
نه با لباس نظامی و چفیه فلسطینی حق به جانب حرف زدن معنیش بر حق بودنه -چون طرف حق بودن به ادا نیست-! و نه با زیر پا گذاشتنِ حرفِ خدا و لودگی میشه جذب حداکثری کرد! طبل تو خالی صداش بلنده زبون مار هم درازه. حالا هی خودتو با یحیی سریع مقایسه کن و درباره شهادت جوک بگو. !
هدایت شده از حواشی حضور
از دل هر جنگی صدایی می آید که لحجه اش عبریست...