✍🏻
جهان به غبارِ میدان چشم دوخته و به صدای چکاچک شمشیرها گوش سپرده،
سیدی از تبار علی«علیه السلام» رجز میخواند و تیغی از جنس ذوالفقار در دستِ ایمان بالاست؛
دندان روی جگر بگذارید،
بالآخره خاکِ معرکه میخوابد،
و دوباره تاریخنگاران روایت فتح را مینویسند...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
اینجا نه هراسی از مرگ هست و نه کسی به سوگِ سردارانِ رفته مینشیند،
این خاک، سرزمینِ اعجاز است...
که در بطنِ مادرانش سرباز میپروراند و در سرِ پدرانش غیر سودای شهادت نیست...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
این ستاره بارانِ تماشایی،
امتدادِ نفرین موسی«علیهالسلام» است که آتشش دامنِ سرزمینِ غصبیشان را گرفته و غرشش آسمانشان را میشکافد...
آواره بودن حق آن قومِ رانده شدهٔ گوساله پرستِ از فرعون گریختهاست که شکافتن دریا را به اعجاز موسی«علیهالسلام» دیدند، اما بهانه عدس گرفتند!
بیش باد.
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
هرچند که خیلی از سیاست سر در نمیآورم، اما درباره صفین شنیدهام و از تکرارِ تاریخ میترسم...
آنجا که حیله به حیرت دهان گشود،
و سرِ علی«علیهالسلام» به افسوس فرود آمد و تیغِ مالک –وقتی فقط یک نیم روز تا پیروزی فاصله داشت– عقب نشست،
آنجا که سمت درست تاریخ سقوط کرد...
آه!
ثم آه،
و آه...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
مَکرِ عمروعاص شاید بِبَرَد،
اما شَک به علی«علیهالسلام» حتما میبازد.
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
وقتی قصه رسیده به مباهله،
جایی که ایمان تکیه میزند بر حق
و ترس دو زانو مینشیند جلوی اقتدار،
فرقی نمیکند که در مقابل چند جبهه سنگر گرفتهاند،
همهشان به خطِ بطلان محکوماند به نابودی!
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 ظا مظلوم است و منتظر. مثل سایهای که بر ظرافتِ ظهورِ نور افتاده، ظاهری که عظمت احساسش را در ظلمت
✍🏻
عین
عرقِ شرم است بر پیشانیِ «عقل» در مطلعِ «عشق»...
#الفبای_عشق
•|🌌|• @bidelijat
نه با لباس نظامی و چفیه فلسطینی حق به جانب حرف زدن معنیش بر حق بودنه -چون طرف حق بودن به ادا نیست-!
و نه با زیر پا گذاشتنِ حرفِ خدا و لودگی میشه جذب حداکثری کرد!
طبل تو خالی صداش بلنده
زبون مار هم درازه.
حالا هی خودتو با یحیی سریع مقایسه کن و درباره شهادت جوک بگو.
#صَریحْتَراَزْرُکْ!
هدایت شده از حواشی حضور
از دل هر جنگی صدایی می آید
که لحجه اش عبریست...
✍🏻
قصه نزدیک غدیر بود، چشمها بسته و قاب عکسها روی دیوار، هنوز صاف آویزان بودند.
تیک تاکِ ساعت به لحظه اذان نزدیک میشد و سحر در انتظار بیداری مردم بود که ناگهان بمب افتاد وسط رویای شهر!
بانگ «الله اکبر» پیچید به نوای انفجار و از خواب پریدیم.
مرحب دوباره شیر شده بود و صدای نعرههایش از پشتِ مرزهای تاریکی و خندقِ کفر و دیوارِ طمع به گوش میرسید.
نوای «لا اله الا الله» تحقق آرزوی سردارانمان شد تا نمازشان را در بهشت به امامتِ رسول خدا بخوانند.
خون از پیشانی آسمان ریخت و اذان رسید به «اشهد ان علی ولی الله»
رگِ غیرت غدیر روی گردنِ وطن باد کرد، بالای قابعکسها نوار سیاه و دور سر شهر سربند سرخ بست و به ولایت علی شهادت داد،
و حیدر با تیغ دو دمِ ذوالفقار عازم میدان شد...
ما با «حی علی الصلاه» ایستادهایم به ایمان،
و با «حی علی الفلاح» اقتدا کردهایم به حق،
و کمر همت بستهایم به «حی علی خیر العمل» تا نابودی آن مهاجمانِ بیریشه بدونِهویت که حتی واژه از نوشتن نامشان شرم دارد و صدا از گفتن اسمشان طفره میرود.
و به یقین خیلی نمانده تا این اذان به «قد قامتَ»ش برسد و ما نمازِ صبحِ پیروزی را پشتِ نواده علی «علیهالسلام» در قدس اقامه کنیم.
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
قصه میرسد به محرم...
میتازند قومِ کفر تا کربلا که تاریخ را دو پاره کنند، با شمشیرهای تیز شده، نعلِ تازه و اسبهای سیراب...
حسینِ علی«علیهالسلام» هم هرکه ترسیده یا حتی مردد است، جا میگذارد و میآید،
حسین «علیهالسلام» با همان کمی که پشتِ او میایستند در نمازِ خوف؛
آفتابِ حقیقت، وسط آسمان نشسته و
یک جهان ایستادهاند به تماشای اللهِ پرچمی که با دست بالا برده برای «تکبیر»، در برابر استکبار علم شده؛
امام، حمد خواند و سپاهش تکیه کردند به یاری خدای ابراهیمِ در آتش و پرودگارِ موسایِ در آب؛
در رکوع، ماشه را فشردند،
امام ایستاد، موشکها صعود کردند،
و با سجدهاش، فرود آمدند وسط سرِ کفر...
حالا نوبتِ شهدا شده که دفاع کنند–آنها که رکعت اول را به امامشان اقتدا کرده بودند–
و زمانِ قنوت است،
مردم، پشتِ دستهای رو به آسمانِ امام، فقط دعا میتوانند...
تا سجده شکر بعد از «سلام» چیزی نمانده،
ماجرا نزدیکِ عاشوراست.
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat