eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
545 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
کلید‌واژه حیات بخش: «استیصال»
✍🏻 - اگه بخواید از مسیر هایی ک رفتید و برگشتید و تجربه شد براتون یه جمله بگید برای کسی ک ابتدای مسیر شماست چی میگید از تجربه زندگی کردنتون؟ + «باید سریع‌تر به استیصال رسید». پ.ن: بنده در غلط‌های خودم گرفتارم و در حد نصیحت و این حرفا نیستم؛ پ.ن۲: همچین مسیر خاصی هم نرفتم والا! پ.ن۳: ولی اگه خدا بخواد این جمله رو بعدا بیشتر توضیح میدم. •|🌌|• @bidelijat
- ... چجوری اینجوری مینویسید؟؟؟ کلاس خاصی رفتید؟؟؟ ... 🔴 این سوال چون خیلی همیشه تکرار میشه، مفصل می‌نویسم انشاءالله، حوصله‌تون شد بخونید. + بخش دوم رو اول جواب میدم: بله. دوران راهنمایی تو پژوهش‌سرای محله‌مون یک ترم کلاس داستانِ کوتاه نویسی رفتم و حدود سه سال پیش دوره آنلاین نویسندگی خلاق گذروندم. درباره سوال اول‌ هم چیزی که میگم مطلب تخصصی نیست، توصیه هم نیست، نظر و تجربه شخصیمه، البته بنده نه نویسنده‌ام و نه بلدم آموزشش بدم، فقط به نوشتن علاقه دارم. (لذا نه باور کنید نه با خوندنش امیدوار بشید نه نا امید) به نظر من برای نوشتن سه تا چیز لازمه، ۱. محتوا (باید اولا حرف داشته باشی برای گفتن که یا علمِ زیاد می‌خواد یا نگاهِ خلاق!) ۲. کلمه (برای نوشتن لازمه دایره واژگانت گسترده باشه تا بتونی معنای مورد نظرت رو از قالب مفهومِ ذهنی به متن تبدیل کنی، خیلی وقت‌ها هم باید بتونی واژه بسازی!) ۳. خلاقیت (این یکی اگر نباشه، کلمه بلد بودن هم به کار نمیاد و نوشته‌ها دیگه مخاطبی نخواهند داشت (مگر اینکه خودت علمی رو تولید کرده باشی یا حرفی رو برای اولین بار در جهان بزنی) در غیر این صورت مثل هر هنرمندی، لازمه که نگاه نو داشته باشی تا بتونی از چیزای تکراری و ساده، یه چیز جدید ابداع کنی تا وقتی درباره یه موضوع همه حرف میزنن، حرف تو خوندنی باشه./ خلاقیت در پیدا کردن محتوا اثر مستقیم داره.) نکته بعدی که به نظرم مهمه، «عدم تکرارِ کلمات و زیاد ننوشتن»ـه، چون به نظرم وقتی تلاش کنی منظورت رو کوتاه و موجز بگی، جملات عمیق‌تری خلق می‌کنی. و در نهایت «زیاد خوندن». نوشتن بدون خوندن مثل راه رفتن با چشم بسته‌ست. وقتی زیاد بخونی—نه فقط کتاب، حتی گفتگو، شعر، توییت یا حتی دردِ دل آدم‌ها— ذهنت پر از تصویر و ایده می‌شه. اون وقت دیگه نمی‌نویسی چون باید بنویسی، بلکه چون نمی‌تونی ننویسی. و نکته بعدی، «نوشتن بدون ترس»ـه. همون اول یه دفعه برای مخاطب نوشتن احتمالا کار درستی نباشه، از طرفی با وسواس فقط برای خودت نوشتن هم خوب نیست، راهش اینه که واقعا به فرشته‌های قلم اجازه بدی تا بنویسن و تا یه جمله به ذهنت می‌رسه، قبل از شروع جمله بعدی ویرایشش نکنی! چون این جنگ نمی‌ذاره ادامه بدی. همه‌ی اینا رو گفتم ولی تهش اینه که نوشتن یادگرفتنی نیست، کشف‌کردنیه. کشفِ نگاهت به جهان؛ مهمه که اول اینو پیدا کنی. درباره کلاس رفتن و دوره دیدن: یقین دارم که صرف کلاس رفتن کسیو نویسنده نمی‌کنه، اما چیزایی که تجربه ممکنه چند ساله یادت بده، تو کلاس و با آموزش دیدن چند روزه یاد میگیری. اگر نویسندگی هدفتونه، به نظرم حتما آموزش تخصصی ببینید. البته (بنده یک عدد عالم بی عمل هستم.)
✍🏻 - از کربلا بگو... - از انگور های نجف روایت کن... + کربلا را نمی‌شود گفت، باید گریه کرد... و انگورهای نجف... که باده عشق می‌ریزند در قدحِ شکسته دل، و مست‌ کرده‌اند جهان را... •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #پیام_ناشناس - دیگه ... نیستی؟ چیشد یهو ول کردی و رفتی ... + با امید و آرزو ماندم که باشم لیک ا
✍🏻 - میشه بدونیم چرا دیگه فعالیتی نداری؟! ... - چرا از صحبت کردن ... فرار میکنی؟ ... - ... چرا از همه جا کشیدید کنار ... + روزی رودی بودم، که سد راهم شدند؛ یادم رفت بودنم را… و به خیال عمیق شدن، باختم به‌ سکونی که نَرساندم به موج... اما هنوز، دلم دریاست. و حالا که سد شکسته، در لحظات دلنشین مسیر، از همیشه زیباتر می‌مانم، سخت، زیبا، جاری. برگرفته از شعر •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 - مخترع سبک صحن نویسی ... ... انگار غبار یک زائر سیاه رو پوشوند و یه زهرای نورانی تر داد به کانال درست مثل سیر نوشته هات که انگار بهشون جون تزریق شد قبل نجف... بعد نجف + نجف، جوانه‌هایی در سینه‌ام کاشت، که آب ندادم‌شان... اما گاهی، در تاریکیِ بی‌پناهی، که دلم می‌لرزد، بی‌صدا شکوفه می‌دهند... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 شُکر... که آرامِ دلمان، به این پایان داد؛ و شکر... که واژه‌، دوباره حرمت گرفت، و آرامشی آمد، نه از فراموشی، که از فهم؛ فهمی که از دلِ تشویش گذشت، تا به حریمِ یقین رسید... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 حسین آمده تا برود، آمده تا ببرد، حسین همه چیزش فرق می‌کند... 📚 •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی و هر آنکه او را گذری به ساق عرش بوده نیک می‌داند حسین پر حرارت‌ترین حقیقت تاریخ است؛ حسین سوزاننده‌ترین معشوق آفرینش است... 📚 •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 حسین صحنه ظهور تمام پاکی‌هاست، همان جلوه تمام زیبایی‌های عالم؛ 📚 •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 حسین را همه باید بشناسند، حسین اتمام حجت خداست با اهل زمین؛ 📚 •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 عالم را همه، نور خدا پر کرده است و حسین چون از خویش عبور کرده است، غرق در اقیانوس نور شده، و دیگر آنجاست که حسین، حسین نیست، حسین نورِ خداست. 📚 •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 من آب را حقیرتر از آن می‌دانم که تو تشنه‌اش باشی،... کسی آن‌سوی آب‌های روان در باور من، تشنه دیدار تو بود... 📚 ✍🏻 •|🌌|• @bidelijat