بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
بعد از پریدن مستی شاتِ دهم از سرم، مطمئن میگم که پیرمردهای مسنتر قهوههای خوشمزهتری درست میکنن؛ ☕
میزبانان این محله با ریختن شیر و شکر در قهوه ناراحتم کردن💔☕
اینجای مسیر زائرها باید تفتیش بشن و بعد برن...
خب بذارید بگم دقیقا چه اتفاقی افتاد،
پلیسهای عراقی خانمها رو به سمت راست و پشت پرده سیاه هدایت میکردن، آقایون هم در همون مسیر مستقیم به صف میشدن تا تفتیش بشن.
پشت پرده سیاه دو تا خانم عراقی بودن،
من یه کوله بزرگ روی دوشم داشتم، یه کیف کمری رو مورب روی سینهام آویزون کرده بودم، به مچ یه دستم کیسه پفیلا آویزون بود و روی کف دست دیگهام یه پیتزای داغ که پیچیده شده بود لای کاغذ!
گفتم سلام، خانمه هم گفت علیک سلام، بعد دست چپشو گذاشت رو شونه راستم، دست راستشو کشید روی بازوی چپم و اجازه داد برم!
به نظرم اسمشونو بهجای بازرس باید بذارن نازرس💘
ممکنه بگید «پیتزا؟!»
که خب جواب اینه که اونا گفتن زائره بفرما پیتزا، منم میگم پیتزا!
وگرنه یک کف دست نون بود (شبیه نونِ تافتونِ بدون سوراخ) که روش سس کچاپ زده بودن، بعد یه لایه پیاز رندهشده و فلفل دلمه خورد شده داشت، بعد مرغ پخته له یا چرخ شده که با سیب زمینی آبپز ورقهای قاطی شده بود، لایه بعد باز پیاز بود که اینا خلالی خورد شده بودن، بعد بادمجون و زیتون حلقه شده و لایه آخر هم دوباره پیاز و اینبار ورقهای 😁
ده قدم جلوتر روی یه تابلو سبز نوشته:
«محافظة
کربلاء المقدسة
ترحب بزوارها الکرام»
دو سه عریضه شدیدالحن دارم و نشستم بنویسم بعد وارد شهر کربلا بشم که هم تو دلم نمونه، هم اونجا اوقاتمو تلخ نکنم؛
اول اینکه،
از آدمایی که بیحساب کتاب فتوا صادر میکنن بیزارم!
مثلا طرف چون تو صفِ توالت زنبیل گذاشته(!) و یه خانم دیگه زودتر رفته، بهش میگه زیارتت قبول نیست(!) مدیونی(!)
باشه بهتر که مدیون تو باشه🤦🏻♀️
یا مثلاً اون دسته که میگن اگه مثلاً فلانکارو کنی از هزارتا زیارت بهتره، مهمتره، وظیفهاس، نرفتی هم نرفتی(!)
کوفت و هزارتا زهرمار
که یکی مثل من پارسال باور میکنه و جا میمونه،
اینارو گمونم خدا هم از هدایتشون منصرف شده!
پس دعا میکنم تموم شن.
دوم هم
تنها اومدن انتخابِ دلخواه من نبود،
بلکه بین دوراهی نیومدن و تنهایی، چاره دیگهای نداشتم.
سخت بود؟
+خیلی!
ترس داشت؟
+زیاد!
دوباره تنها میام؟
+ در شرایط مشابه هرگز به خاطر تنهایی منصرف نخواهم شد!
به هیچکس هم توصیه نمیکنم که چون من کردم اونم انجام بده!
اما به ترتیب امیدوارم خدا این آدمهارو به راه راست هدایت کنه:
اول اونا که میگن اربعین جای خانما نیست!
دوم اونا که گفتن نباید تنها بری چون دختری!
سومین و مهمترین دسته هم اونا که میگفتن طریق العلما خطرناکه!
در آخر هم امیدوارم خدا چشم اون بزرگوارانی که درباره مسیر اطلاعات غلط بهم دادن، باز کنه(:
اگه محاسباتم درست باشه،
تا حرم یک ساعت دیگه پیاده مونده که نمیرم.
اومدم تو یه موکب که شب رو بمونم و انشاءالله صبح حرکت کنم که تو روز برسم، احتمالا کربلا خیلی شلوغه و بعیده برا موندن جا باشه.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
تو یه سری از موکبها، پسرهای جوون عراقی با قلیون از آقایون پذیرایی میکنن😁 روی صحبتم با خانمهای پ
اینو یادتونه؟
و این !
خب نتیجه اینکه:
« خادم اینجا که یه خانم عراقیه، بهم سیگار داد🚬 »💘
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
اینو یادتونه؟ و این ! خب نتیجه اینکه: « خادم اینجا که یه خانم عراقیه، بهم سیگار داد🚬 »💘
دستِ مومن رو نباید رد کرد،
وگرنه که خب قطعا مارو چه به این غلطا (!)👀