eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 کم گفتم، اما زیاد پرسیدم. •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 عین عرقِ‌ شرم است بر پیشانیِ «عقل» در مطلعِ «عشق»... #الفبای_عشق •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 غین شاید غمی‌ست که میانِ بغض پنهان شده، یا غباری‌ که روی آسمانِ غروب پاشیده، شاید هم غصه‌ای مدفون در باغچه‌ای که غنچه‌‌‌هایش نمی‌شکفند! شکننده، تاریک، غریب؛ شبیه واژه‌های غلطِ غرقِ غرورِ غزلی‌ که با دروغ آغاز شده. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 : «‏بخشنده نیستم، خلاقم، روزی‌ هزارتا راهِ جدید برای تلافی به ذهنم می‌رسه!» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 که میل سوی تو داریم و ره به سوی تو مشکل •|🌌|• @bidelijat
اینو خوندم، یاد این عکسی که گرفتم افتادم👆🏻 به منِ سال‌های پیش کسی نگفت، ولی شما بدونید. عکس از اینجا👇🏻 https://t.me/manodokhtaramm
✍🏻 - فرق کار جهادی با مفت بری کردن چیه؟ + زحمتشو یکی دیگه نمی‌کشه امتیازشو یکی دیگه بگیره! •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 امیدی... •|🌌|• @bidelijat
چندروزه درگیر نوشتن برنامه‌های مختلف برای کلاسمم، هرکاری کردم نشد برنامه هفتگی بنویسم، چون ساعت مصوب هر کتاب تو برنامه مدرسه نمی‌گنجید! پرسیدم چرا... فهمیدم که حتی تو ساعت کاری مدرسه هم دزدی میشه! چجوری؟ ساعات مصوب آموزشی مشخصه، باید ۵ تا ۴۵ دقیقه در روز باشه. مدرسه چیکار می‌کنه؟ از سر و تهش زده و به زور با ۵ تا ۴۰ دقیقه کلاساشو تشکیل میده. این یعنی روزی ۲۰ دقیقه کمتر، میشه یه چیزی حدود بیشتر از ماهی ۶ ساعت. چیزی که بابتش معلم‌ها، مدیر، معاونین و... حقوق می‌گیرن. حالا هم اولیا راضی‌ان، هم دانش آموزا از خداشونه، هم مدرسه و تمام کارکنانش کمتر کار می‌کنن و کی بدش میاد؟! من سرمو بکوبم تو کدوم دیوار؟(:
زندگی تو این شرایط دنیا خسته‌کننده‌است.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
امروز صبح هم اولین جلسه شورای معلم‌ها بود که رفتم(:
یکی از معایبِ معلم متعهد آموزش و پرورش بودن شاید همینه که حق انتخاب درباره محل کارت رو نداری! باید تو پایه و مدرسه‌ای که اداره مشخص می‌کنه کار کنی و خب این شاید برای آدمایی که به‌ سختی سازگار میشن اذیت کننده باشه... مثلا همین جلسه‌ای که اون روز گفتم، قرار ساعت ۱۰ تا ۱۱ بود، من چند دقیقه زودتر رفتم، دفتر معلم هارو رو بلد نبودم، از مدیر که مشغول کاراش تو دفتر خودش بود پرسیدم و پیداش کردم، معلم‌های هر دو شیفت مدرسه باید میومدن، شاید حدودا ۲۵ تا یا بیشتر! اما ساعت ۱۰، پنج، شش نفر بیشتر نبودن، حدودا بیست و پنج دقیقه بدون هیچ اتفاقی گذشت تا همه اومدن، و ساعت ۱۰:۳۵، مدیر اومد و جلسه هم تا حدود ۱۱ و نیم طول کشید، بدون عذرخواهی، بدون اطلاع‌رسانی، انگار نه انگار اصلا(: معلمی رو دوست دارما اما سازگار شدن با محیط اینجوری رو نه.
«وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ»