✍🏻
فردا شاید دوباره ناز باشد، عشق باشد، صفا باشد،
اما امشب فقط بهخیر...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
یه روز #قصه کسی رو مینویسم
که بلیط ورود به شهر آرزوهاشو گم کرد!
•|🌌|• @bidelijat
هدایت شده از هیچ
من همه چیزو فراموش میکنم،
مثلا ارسالِ تکلیف، یه احوالپرسی ساده، قول و قرارام، یا حتی آرزویی که میتونست خوشحالم کنه!
همشون یادم میره؛
اما تو...
تو چرا فراموش نمیشی؟
✍🏻
یه روز #قصه یه زخم رو مینویسم
که نه جوش میخورد، نه میکُشت!
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#گفت:
«هرچیزی تو زندگیم اشتباه پیش میره، من برای تو گریه میکنم!»
•|🌌|• @bidelijat
سَرِ شب، صدای انفجار پیچید توی ساختمون.
اول نفهمیدیم چی شده. صداش شبیه سقوط یه جسم خیلی سنگین از بلندی بود، و بعدش جیغِ زنی که از خدا کمک میخواست.
همه فکر کردیم آسانسور سقوط کرده. اما بعداً فهمیدیم زودپز تو یکی از واحدها ترکیده.
دارم به این فکر میکنم که
انفجار، یه لحظهست.
یک آنِ فروپاشی و بعد سکون...!
معمولا همه تصاویری که از انفجارِ هرچیزی تو ذهنمون داریم، مثل موج، صدا، آتیش، دود، آوار و...، همه برای بعد از اون لحظهاست، یا میشه گفت اثرِ اون لحظهاست!
بیاید تصور کنیم اون لحظه، اون کسری از ثانیه، اون «آنِ» انفجار، برخورد یا جرقه، کِش بیاد!
اگه انفجار، به جای یک لحظه، بیشتر طول بکشه چی؟