eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
545 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
سَرِ شبِ امشب چیزی نترکید، ولی بالاخره بدهکارِ پدر که مدت‌ها امروز و فردا می‌کرد، حسابشو داد، اما چیزی که نیاز بود با اون پول بخریم، تو این مدت، اندازه نصفِ مبلغِ بدهی گرون‌تر شده و دیگه نشد! می‌دونید داشتم به چی فکر می‌کردم؟
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
سَرِ شبِ امشب چیزی نترکید، ولی بالاخره بدهکارِ پدر که مدت‌ها امروز و فردا می‌کرد، حسابشو داد، اما چی
به اون روایتی که مضمونش اینه که توی قیامت اندازه حق مظلوم از حسناتِ ظالم بر می‌دارن و بهش می‌دن، یا از کارهای بدش کم می‌کنن و به بارِ ظالم اضافه میشه.
داشتم فکر می‌کردم که این مدل واقعا فکر بکری بوده که خدا کرده (پناه بر خدا 😅) انگار یه جور تسویه حساب به نرخِ روزه!
خلاصه که ظاهراً هرچی دیرتر فکر جبران بیفتیم، اوضاعمون بی‌ریخت‌تر میشه!
هیچ غمی مثلِ غمِ یار نمیشه؛
خانوم معلم☝🏻
مثل اینه که یه سرزمینِ بکر با ساکنانش رو بهت بسپارن؛ حس اولین مهرِ معلمی اینجوری بود...(:
چند روزه دارم با سرگیجه زندگی می‌کنم، نشسته، ایستاده، خوابیده، تو هر حالتی گیج میرم... دیروز می‌خواستم توصیفش کنم، گفتم انگار گردشِ زمین رو حس می‌کنم؛
مایعِ گوش میانیم می‌زنه، سرم می‌رقصه؛