eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
چند روزه احساس می‌کنم تو یه سیکل بی پایان، یه جایی از وجودم خورد میشه، فرو می‌ریزه، می‌سازمش، دوباره خراب میشه. چرا؟ چون تکلیفِ یکی از بچه‌های کلاس رو به خاطر اینکه روی برگه جداشده از دفتر نوشته بود قبول نکردم و بهش گفتم روی آچهار بنویسه و بیاره، و اون فرداش با شرمندگی بهم گفت پدرش نتونسته برگه آچهار بخره و نداره تو خونه‌شون؛ آه، به قول مادرم، روی نداری سیاه...
✍🏻 بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم •|🌌|• @bidelijat
من در گلوی بغض گیر کرده.
نمیدونم چجوری توضیح بدم، اما احساس می‌کنم داره یه اتفاقاتی تو جهانم میفته که نظمش رو درک نمی‌کنم. شایدم بیخودی شلوغش می‌کنم!
یکی از اتفاقایی که ازش می‌ترسیدم افتاد.
خوشبختانه یا متاسفانه، من همیشه اشکم دم مشکمه و معمولا خیلی فاصله‌ای تا گریه شدن ندارم،
بله من سر کلاس گریه کردم. جلوی بچه‌ها(:
روز عجیبی بود، البته برای بچه‌ها بیشتر. اولش گریه معلمشونو دیدن، بعد امتحان ریاضی دادن، بعد نقاشی دریا کشیدن، زنگ تفریح هم باهم رفتیم تو حیاط نشستیم ماکارانی خوردیم(:
✍🏻 - سلام خوبی + منظورت چیه؟ •|🌌|• @bidelijat
مثلا حرم.
مثلا پَر.