✍🏻
به تو فکر میکنم،
به زیبایی ات...
و خوابم نمیبرد؛
#خیال
•|🌌|• @bidelijat
انگار استخوان قفسهی سینهام را از گلویم بیرون میکشیدند!
درد، از مرکز بدنم آغاز شد،
تا حنجره بالا خزید و راه نفس را بست،
چراغِ جهان خاموش شد
و من بی دفاعترین آدمِ زمین بودم.
تمام تنم زیر بار این هجوم میسوخت،
من میگریستم،
مادرم هم...
بقیه میگویند: "حملهٔ عصبی"
اما به گمانم
غصه، دارد قصه ای مینویسد
که قلم صبرم سوادِ خواندن
و دفترِ تنم تابِ تحملش را ندارد...!
#خانهبهدوش
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #گفت : «یهو چشم وا کردیم دیدیم دلمون براش ریخته...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#گفت :
«احتمالاً بازهم کسی را دوست بدارم، اما نه آنطور جسورانه و رها که تو را دوست داشتم؛ بسیار محتاط و آرام و با ترس از دوباره شکستن.»
•|🌌|• @bidelijat