✍🏻
این یکی پنجره خیلی حرف نمیزد،
برعکس بقیه پنجرهها، پیر بود و تنها و زخمی!
از بقیه شنیدم که خیلی وقته پرستارها نمیبندنش، انگار همه میدونستن که کسی قرار نیست بهش سر بزنه،
میگفتن آدم پشت این پنجره از خانه سالمندان اومده، ملاقاتی نداره، پیره و تنها و مریض!
ولی عوضش مطمئنه، چشم به راه نیست...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ لبریزِ خواستن!...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
اطلسی که خویش بر دلقی بدوخت!»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
می #گفت :
«از دار دنیا یک دل داشتم، هزار تکه!
هر تکه اش را به سر یک تار مویت بستم،
و به راستی که چه نیک امانتدارانی...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
سلام بر اهالی #شب
سلام بر چشمهٔ جوشان چشمانشان...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 دال آغاز و پایانِ «دردِ» من بود، آنجا که دلم شکست و تو به آغوشم گرفتی... به «دال» سوگند که درد ع
✍🏻
ذال
آغاز «ذوب» شدنِ ذرات غم بود،
از لذتِ حضور تو...
به «ذال» سوگند
که
در ذوق ذکر نام تو مَحو،
زانسان که نام خویش فراموش کردهام...
#الفبای_عشق
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
همه عالم حیرانِ حیرانیِ من شدهاند و خودم حیرانِ حیرانیِ دلم و دل بیچاره هم حیرانِ تو!
📚 #می_نویسمت
✍🏻 #سیامک_بهرام_پرور
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
تازه میفهمم دنیا چقدر کوچک است،
زمین چقدر گرد است!
از هرطرف که میروم به تو میرسم،
به تو که تمام آفتابگردانها
تورا به رکوع ایستادهاند...
📚 #حال_ساده
✍🏻 #محمود_اکرامی
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
توی بحث ساختار و تحول ستارهها، از تولد تا مرگ اونها و اتفاقات پس اون رو بررسی میکنن،
ستارهها توی فشار و دمای خیلی خیلی زیادی توی ابری از غبار* شکل میگیرن.
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ»
اما ممکنه بعد از تحمل اینهمه سختی، ستاره نشن! و در حد یه کوتوله سرخ بمونن!
کوتوله های سرخ یه انرژی محدود و ضعیفی دارند و هیچ نوری ندارند، چرا؟! چون حاضر نیستند یه ذره از خودشونو از دست بدن!!
اگه این کوتوله سرخ، یکم بیشتر سختی بکشه و اولین همجوشی های هستهای توش رخ بده یعنی ذرات سبک به ذرات سنگین تبدیل بشن و یه عالمه انرژی آزاد بشه، تازه میگیم (ستاره) متولد شده.
وقتی این اتفاق میفته یه بخشی از جرم از بین میره، انگار که ستاره (سبک) میشه.
«به قول یکی از اساتید: بند بُگسَل»
با اینکه سبکه، اما ذرات سنگینتر و ارزشمندتری داره،
ستاره این روند رو ادامه میده تا به یه جایی میرسه که دیگه ذراتش از این سنگینتر نمیشن، یعنی اصلا نمیتونه بیشتر از این جرم از دست بده و انرژی آزاد کنه و اینجا ستاره در خودش فرو میرزه و انفجار بزرگی رخ میده و غبار* میشه(یکم متفاوت تر).
انگار که ستاره «فنا» میشه.
البته که این سیر ادامه داره...
استاد ما میگفت به این روند تکاملی میگن «تسبیح»
و البته استاد ما اینرو هم میگفت که: همه چیز یه سیر این مدلی داره!
و «یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
سهم قلب من
از وسعت هستی
تمامش شد؛
آنجا که تو عزیزش شدی...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ اطلسی که خویش بر دلقی بدوخت!» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
آینهای در افق نور...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
داشتم به کلمههایی فکر میکردم که میشه بهشون قسم خورد،
به نظرم «تو» واژهایه که همه جهان روش همقسم میشن!
•|🌌|• @bidelijat