eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
545 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 تمام راه را دویدم، با دستان خالی، پاهای زخمی، با قلبی که میانِ خوف و امید می‌تپید، و با زبانی که جز اعتراف نمی‌شناخت. هیچ‌گاه از تو دور نبودم؛ من از سایه‌ی خودم می‌گریختم، و تو، در هر لغزش، در هر تاریکی، در هر خواهشِ بی‌تابانه، پشتِ پرده ایستاده بودی و مرا نگاه می‌کردی. اکنون، نه برای بخشش آمده‌ام، نه برای پاداش، نه برای ترس از عقوبت؛ آمده‌ام برای عشق... عاشقِ تو بودن، یعنی از خود بی‌خود شدن. بگذار این آخرین قدم باشد، تمامم کن... •|🌌|• @bidelijat
آه غم، تو چرا هرچه کفش‌هایت را جفت می‌کنم باز نمی‌روی؟!
دلم می‌خواست در آغوشش بگیرم و سخت بگریم. گریستم، اما از دور، خیلی دور...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
چقدر شبیه روزهای اسفنده این شعر! اسفندِ عجیب، اسفندِ دور، اسفندِ سخت...
اسفند، روزایی که هیچکی نبود، امام حسین بود.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
دوباره مهمونِ نرگس شدم؛ شایدم باز به مستی دعوت...!
یعنی چی با اینکه دلگیری بازم میگی الهی دنیا براش بسازه؟ الهی پدرش دربیاد فلان فلان شده!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
عزیزم یه شعر ترکی میخوند که ترجمه‌اش میشه: "برات لباس آبی می‌دوزم و بهش قسم می‌خورم!"
عزیزم یه شعر برام خوند که با اندکی تغییر و تلخیص میشه این: "من درخت توت نیستم که جلو هرکسی تعظیم کنم! اما خم شدم تا تو رو ببوسم..."