✍🏻
می#گفت :
« ما در تمام عمر
مشغول یافتن پاسخ یک پرسشیم!
"آیا به سختیاش میارزد؟"»
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 آن روزها آنجا بازار داغ بود! خستگی را با نور معامله میکردیم، دلتنگی را با عشق، جای تمام غمهای
✍🏻
و خطاب به پاهای تاول زدهی خود اینگونه میگفتیم:
«آیا شما از رقیه رنج بیشتری کشیده اید؟ حال آنکه با احترام بدرقه میشوید و با التماس التیام میابید؟»
#پیام_ناشناس
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
سلام بر اهالی #شب
آنها که صادقانه عاشقاند...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #هیچ! جز دلتنگی... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#هیچ!
جز دوری...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
[جلوی در خانه درخت توت داشتیم، هوا تاریک بود، از روی همین نشانه فهمیدم که راه را درست آمدهام، روی تنهاش دست کشیدم، من همه خطوطش را حفظ بودم؛ مادر میگفت صبح روزی که به دنیا آمدم، بابا این درخت را کاشته. دست جلو بردم که در بزنم اما نشد! در سرجایش نبود. یک قدم که نزدیکتر شدم زیر پایم خالی شد، زانوی راستم سوخت، پهلویم تیر کشید و زمین خوردم.
ارتفاع چاله ای که در آن افتاده بودم زیاد نبود، اما هرچه تقلا کردم نتوانستم بیرون بیایم،
مطمئن بودم که این چاله قبلا اینجا نبود...]
•|🌌|• @bidelijat
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍🏻
تهران،
زنِ پا به ماهی بود در راه
همه را زابهراه کرد!...
#بی_آرتی_نویس !
•|🌌|• @bidelijat
هدایت شده از اِناٰ اعطیناٰک؛
دخترِ کوچکِ شهید!
همه روزهای هفته را یکبار دیدی؛
زین پس همه چیز جهان تکرار میشود
ظلم اما از آن که در حق تو شد، بیشتر نه...
• رعناٰ ولیمحمدی •
✍🏻
سلام بر اهالی #شب
آنها که پیش از این گمان نمیبردند،
روزهایی چنین را
دوام بیاورند...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#گفت :
«ما قلبمون طاقت این غمهارو نداشت، مردیم...»
•|🌌|• @bidelijat