eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 روز ششم جنگ است، و حالا می‌توانم صدای عبور جنگنده را از صدای روشن شدن آبگرمکن، بسته شدن درِ پشت‌بام، راه افتادن آسانسور و دویدن بچه‌های طبقه‌ی بالا تشخیص بدهم؛ روز ششم جنگ است، مادرم جانمازم را از کنار پنجره عقب کشیده، چون نزدیک شیشه‌ها خطر دارد! روز ششم جنگ است، ما هنوز تهرانیم، اما مدارک شناسایی، یک بسته بیسکوییت، یک چراغ قوه، و دو دست لباس گرم ریخته‌ایم توی یک کوله و گذاشته‌ایم دمِ دست، که اگر لازم شد زندگی را برداریم و برویم. آه که چقدر زندگی کم بود، نمی‌دانستیم! روز ششم جنگ است، توی خانه لباس‌های آستین‌بلند می‌پوشیم، البته نه فقط برای سرما. برای اینکه اگر ناگهان درِ آسمان با صدای انفجار باز شد آماده‌تر باشیم... روز ششم جنگ است، و من تازه می‌فهمم که‌ ذکر دائمی یعنی چه! خدایا، من از مرگ نمی‌ترسم، اما می‌ترسم در حالی بمیرم که از تو غافل باشم، سینه‌ام را به عشقت روشن و سرم را به ذکرِ دائمت دچار کن... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 حتی اگر آسمان بریزد یا زمین بلرزد، توکل، سنگر مستحکمِ ماست، و ایمان، قوی‌ترین سلاحی که هرگز شکست نخورده؛ •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 خیابانِ "انقلاب" را می‌زنید، دودش به چشمِ میدانِ "آزادی" هم می‌رود. •|🌌|• @bidelijat
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَآ إِلَّآ إِحْدَى ٱلْحُسْنَيَيْنِۖ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ ٱللَّهُ بِعَذَابِِ مِّنْ عِندِهِۦٓ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوٓاْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ بگو: آيا دربارۀ ما جز يكى از دو نيكى [پيروزى يا شهادت] را انتظار مى بريد؟ در صورتى كه ما دربارۀ شما انتظار مى بريم كه خدا از سوى خود يا به دست ما عذابى به شما برساند؛ پس انتظار بريد كه ما هم با شما منتظريم (سوره توبه، آیه ٥٢)
✍🏻 دفتر ایام را که ورق بزنی، به زمستان پنجاه و هفت و روزهای قبل آن می‌رسی! آن روزها که فرعونیانِ زمان، کیسه‌های زر را بربستند و به تاریکیِ فرار پناه بردند. ژنرال‌های پوشالی در پستوها خزیدند و ارکانِ کاخ‌های ستم، یکی پس از دیگری آوار شد. پادشاهشان رفت. اربابانِ مستکبرشان، با هزاران افسر و توطئه‌گر، مبهوت و فلج ماندند. در برابر چه؟ در برابر دست‌های خالیِ یک ملت. در برابر سینه‌هایی که سپر گلوله شد و پیروانی که رهبرشان در تبعید بود. آنجا بود که ماشین حساب‌های مادیِ دنیا از کار افتاد؛ اما جهان هرگز نفهمید که سلاح ما، آهن و باروت نیست. سلاح ما، تکیه بر عمودِ خیمه‌ی آسمان است. اکنون را تماشا کن. ببین! در این نبردِ نابرابرِ مادی، چه می‌گذرد؟ با وجود سنگین‌ترین هجمه‌های تاریخ، نه دیپلماتی از وحشت پناهنده شد، نه سرداری زانوی تسلیم بر زمین زد، نه دولتمردی لرزید و نه سربازی سلاحِ غیرت را رها کرد. کوچه‌ها هنوز بوی آرمان می‌دهند و حنجره‌ها در دلِ شب، حق را فریاد می‌زنند... پیروزی، در مقاومت است، با ایمان... ان‌شاءالله... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 اژدهای هفت‌سرِ کفر و استکبار جهانی، با تمام هیمنه‌ی تاریکش بازگشته است. با پیچیده‌ترین ماشین‌های کشتار و بارانِ آتش و سونامیِ دروغ در رسانه‌ها. سرداران و علمدارانِ ما را در خون غلتاندند و می‌پندارند با ترور و وحشت، ریشه‌ی نور را می‌خشکانند. کور خوانده‌اند! معجزه، از دامانِ پاکِ مادرانی آغاز می‌شود که در گوش نوزادانشان لالاییِ عاشورا می‌خوانند. زنانی که خود، کوه‌های استوارند و در کوره‌ی رنج‌های مقدس، نسل‌هایی از جنس فولادِ آب‌دیده می‌پرورانند... منطقِ مادیِ دشمن در برابر این کوهستانِ اراده، حقیر و فلج است. آن‌ها نمی‌فهمند ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد. این ایستادگی، ریشه در زمین ندارد که با طوفان‌های زمینی بلرزد؛ این انقلاب، ملکوتی است. خمیرمایه‌ی آن با نور سرشته شده و نور، نامیراست. پس استوار بمان. بر خداوندگارِ صبح توکل کن و سینه‌ات را سپرِ آرمان ساز. سیاهیِ این شبِ پر هیاهو، هرگز حریفِ سپیده‌ی قطعیِ فردا نخواهد شد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 «خون شهید»، جوهرِ سرخِ تاریخ و مرزِ ابدی میان حق و باطل است که می‌جوشد، تکثیر می‌شود و طومارِ ستمگران را در هم می‌پیچد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 معادلاتِ خاک، در برابر ارادهٔ افلاک حقیرند. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 آقا... سینه‌ام از این هیاهویِ سنگین و داغ‌های پیاپی، کوره آتش است؛ اما می‌دانم این تاریکیِ وهم‌آلود، دردِ زایمانِ تاریخ است! و این قائله‌های نفس‌گیر، آخرین دست‌وپازدن‌های باطل در پیشگاهِ حقیقت؛ آقا، دلم برایت تنگ شده، اما چشمانم قطره‌ای برای سوگ نخواهند بارید، من اشک‌هایم را پس‌انداز کرده‌ام، چون امیدِ دارم که این شبِ سخت و تاریک، به فجرِ «ظهور» ختم خواهد شد. اشک‌های نریخته، بماند برای روزِ بزرگِ وصال... روزی که تو دوشادوشِ حضرتِ خورشید باز می‌گردی؛ آن روز، در آغوشِ پیروزی، تمامِ بغض‌های رسوب‌کرده، به سیلابِ اشکِ شوق بدل خواهد شد... پس تا آن صبحِ روشن، می‌ایستیم؛ خیره‌سرتر از صخره، امیدوارتر از بهار... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 باطل رفتنی ست و زمین، ارثیه ابدیِ مستضعفان. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 مادرانِ ما، با یک دست گهواره می‌جنبانند و با دستِ دیگر، ستون‌های خیمهٔ استکبار را می‌لرزانند. مادرانِ ما، هاجرانِ زمان اند که در برهوتِ بی‌رحمِ دنیا، با زمزمِ شیرهٔ جانشان، اسماعیل‌هایی برای قربانگاهِ عشق می‌پرورند. ایستادگیِ امروز ما، ریشه در دامانِ پرصلابتِ این زنان دارد. "آهن" حریف "آهِ" مادران ما نمی‌شود، دودمانتان به باد خواهد رفت... •|🌌|• @bidelijat
وَيَنصُرَكَ ٱللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا و خدا تو را به نصرتى توانمندانه و شكست ناپذير يارى دهد (سوره فتح، آیه ٣)