✍🏻
#تو
آن صیدی که صیادِ خودت را صیدِ خود کردی،
فقط با طعمهٔ چشم و سرِ هر مو که صد قلاب!
#علیرضا_آذر
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- چقدر "و سلاحه البکاء" حق و بهجا و درسته درمورد انسان.
+ اشک آبادی چشم است،
بر آن شاکر باش!
هرکجا جوی روانیست
کپر بسیار است...
#حامد_عسگری
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- داشتم یادداشتهای قدیمیم رو میخوندم، اینو یهو دیدم: بعدکنکور، میرم تهران، رعنا رو میبینم، بغلش میکنم، و اشک میریزیم.
+ می #گفت :
«بیا و سرت را، رویِ سینهام بگذار؛
تا زندگی، به رنجی که میکِشیم بیارزد...»
#جمال_ثریا
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
سلام بر اهالی #شب
سلام بر دستهای رو به نور!...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- ما شفنه غیر حسین صاحب صدك...
+ للناس معشوک...
محبوب للروح...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- این روزات چطور میگذره؟
+ ملالی نیست... جز دوری!
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- ...برای تو اشک چشام تموم نمیشه ... و من به این فکر میکنم که ... دیگه هیچی مث قبل نشد...
+ زخم هزار خاطره،
که ماندهاند بر تنِما...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- کاش تند نشیم...
+ به قول #علیرضا_آذر
«تند و کندی! همه مسئله این است فقط؛
خنجرت کند و عجولی که رگی باز کنی...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- میدونی دوست دارم باهات آشنا بشم؛ ... ولی ... با هرکی آشنا شدم از دستش دادم؛ از دور فقط تماشا میکنم قلمتو...
+ می #گفت :
« تو از راهی دور
برای خواندن خوابهای من آمدهای،
من از راهی دور
برای گفتن از گریههای خویش...
من
مشق نانوشتهام به دست نی،
من
باران باریدهام به وقت دی،
مگر من چه کردهام
که شاعرتر از اندوه آدمیام آفریدهاند؟»
#سیدعلی_صالحی
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- تو وصیتنامه چی باید بنویسم؟
+ من شاید بنویسم:
روز مرگم وسط سینه من چاک زنید،
اندرون دل من یک قلمه تاک زنید،
روی قبرم بنویسید وفادار برفت،
آن جگر سوختهی خسته از این دار برفت...
•|🌌|• @bidelijat