✍🏻
یه روز #قصه یه ابر رو مینویسم،
که در آرزوی وصل خورشید،
بالا رفت،
سوخت...
بارید،
سبز شد،
سرو شد،
بلند!
تا آسمون رسید
و به نور بوسه زد...!
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
اگه من متعلق به اینجا نیستم، پس به کجا تعلق دارم؟... #وصل
✍🏻
اگر من به اینجا تعلق ندارم،
اینجا که آرامش دارم، اینجا که نوره، اینجا که سرای عشق و لذت و شوره!
پس به کجا تعلق دارم؟
اگر من به اینجا تعلق ندارم،
اینجا که متولد شدم، اینجا که عاشق شدم، اینجا که همه منو در بر گرفته، اینجا که تمام هستی من در آغوششه...
پس من متعلق به کجام؟
اینجا که جزئیاتشو حفظم، کوچه پس کوچههاشو بلدم، گوشه به گوشه اشو بوسیدم، اینجا که صبحهاش روشنه، شبهاش روشنتر،
اگر من به اینجا تعلق ندارم، پس اهل کجام؟
اینجا که دوستش دارم، حریم امن منه، آغوش عشقمه...
اینجا که منو به اسمش میشناسن، اینجا که آرزومه، مقصد و مبدا تمام حرکات و حتی سکون منه!
اینجا که منو میفهمن،
اینجا که سکوی پرواز منه...
اگر من اینجا جایی ندارم،
خب کجا برم...؟
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#گفت :
« قشنگ مینویسیها
ولی دیگه ننویس،
زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد! »
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
تنها یک نفس حبس شده در سکوت محض!...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
یه روز #قصه یه آدم معلق رو مینویسم،
که نه اینکه بال داشته باشه، نه!
معلقه
چون به جایی تعلق نداره...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
همه زندگیمون مشغول نفس کشیدنیم!
ولی اگه مجبور بشیم مدت طولانی روش تمرکز کنیم
مثلا فکر کن یک ساعت به نفس کشیدن فکر کنی و انجامش بدی! سخت میشه...
بعضی روزا احساس میکنم باید روی زندگی کردن تمرکز کنم!
سخته، کُنده...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
آدمی آیا روزی سرانجام آرام خواهد گرفت؟
#سیدعلی_صالحی
•|🌌|• @bidelijat