در تاریخ دین،
با این سواد دست و پا شکسته من
چقدر فراق و دوری هست...
اون هم روز افزون
انگار هر صفحه از تاریخ از صفحه قبلش بیشتر دچار درد دوری و هجره...
حتما باید یه درمانی تو اینهمه سال که بشر دچارشه پیدا کرده باشن دیگه...
هوش مصنوعی میگه
امروزه راه های ارتباطی زیادی برای برقراری ارتباط از راه دور وجود داره!
گمونم هوش مصنوعی هنوز معنی فراق رو نفهمیده...
و همه پیشرفت روز به روز بشر توی حوزه ارتباطات، مدیون جنگ آدما با مسئله دوری و هجر و فراقه...
ولی فقط تونستم یه فصل مشترک از دلایل تاب آوری، بین انواع و اقسام دوری تو تاریخ پیدا کنم...
بی اغراق «عشق»
وگرنه!
چه اتفاقی درون آدم میتونه رخ بده که قانعش کنه از همهچیز دل بکنه و بره؟
چه چیزی قویتر از بودن و دوست داشتن و دوست داشته شدن توی جهان هست؟
و
چی قویتر از عشق به محبوب،
میتونه آدم رو در دوری محبوب سر پا نگه داره...؟
عشق میتونه
رنج فراق رو شیرین کنه،
عشقه که میتونه، توی انتظار وصل، آدم رو زنده نگه داره...
شاید اگه یه نویسنده بودم،
حتما یه کتاب از قصه دور افتادگان در تاریخ مینوشتم...