🎯 عزت الله سحابی:
بد نیست بگویم در انتخابات ریاست جمهوری به مرحوم رجایی که با او رفاقت سی ساله داشتم، رای ندادم زیرا با ریاست جمهوری او موافق نبودم. ولی او رییس جمهور شد.
بعد از شهادت رجایی وقتی آقای خامنهای کاندیدا شد بر حسب شناخت به ایشان رای دادم.
#حکیم_انقلاب
#تاریخ
@bimemoj
🎯 عزت الله سحابی:
قبلا فکر میکردم که مردمسالاری دینی ممکن است؛ ولی در حال حاضر به این نتیجه رسیدهام که چنین چیزی ممکن نیست. زیرا مردمسالاری دینی به معنای حاکمیت نخبگان دینی است. بین دین و دموکراسی تضاد وجود ندارد ولی واژهی مردمسالاری دینی ضوابطی دارد و آقای خمینی[حضرت امام خمینی(ره)] نیز در سال 57 به همین دلیل تاکید کرده بودند که نگویید حکومت اسلامی. به نظر میرسد مردم سالاری دینی در عمل موفق نشود؛ با این وجود در همه جا از آن حمایت میکنم زیرا امروزه دین گریزی در بین جوانان زیاد شده و این یک خطر است
#تاریخ
@bimemoj
بنیصدر خودش را به امام نزدیک میکرد و قصد داشت خود را عزیزدُردانه امام معرفی کند و مثل بچههای لوس خودش را به امام میچسباند و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به دیدار امام رفت و وقتی بیرون آمد کاندیداتوری خودش را اعلام کرد و به رسانهها اینگونه وانمود کرد که بعد از دیدار امام نشانههایی دریافت کرده که باید کاندیدا شود.
بنیصدر رفتار خود را با امام بهگونهای تنظیم میکرد که مورد توجه امام باشد و مرید امام قلمداد شود. این طراحی حتی برخی از افراد بیت امام(ره) را تسخیر کرده بود و مجذوب بنیصدر شده بودند،
برخی بهدلیل سادگی و برخی هم بهخاطر ضدیت با حزب جمهوری اسلامی، چون برخی از نیروهای سیاسی بیت امام مانند نوهاش سید حسین چون با حزب جمهوری اسلامی ضد بودند، بنیصدر را میپسندیدند و تبلیغ میکردند. بنیصدر با این صحنهپردازیها و اتفاقاتی که افتاد رأی قابلتوجهی کسب کرد.
🔔 گفتگو با عباس سلیمی نمین.
#تاریخ
#بصیرت
#مافیا
#شهروند_ناآگاه
@bimemoj
🎯 بازی مافیایی بنی صدر
یک نمونه از کارهای بنیصدر این بود که آن زمان امام(ره) در قم به سر میبردند و هنوز به تهران نیامده بودند.
وقتی از بنیصدر میپرسیدند که قصد کاندیداتوری داری میگفت حالا ببینیم و اعلام نمیکرد، در حالی که همه میدانستند او قصد کاندیدا شدن دارد.
بنیصدر در همان ایام به قم رفت و بعد از خروج از منزل، امام با تمهیداتی از پیشتعیینشده و هماهنگ با رادیو و تلویزیون خبرنگار صداوسیما با او گفتوگو کردند.
بنیصدر آن زمان چهره مهمی نبود که ملاقاتش با امام مهم باشد و هنوز رئیسجمهور نبود که خبرنگاران جمع شده باشند، از این رو نشان میداد که این یک شگرد از پیشتعیینشده بود.
خبرنگاران از او پرسیدند که آقای بنیصدر حالا که با امام دیدار کردید تصمیمتان برای کاندیدا شدن چیست؟ و او پاسخ داد حالا که با امام دیدار داشتم مصمم هستم کاندیدا شوم.
این وقتی منتشر شد معنیاش این شد که با امام صحبت کردم و امام مرا تایید کرد! این شگرد تبلیغاتی مهمی بود. به این معنی که در افکار عمومی جا انداخت امام میخواهد او کاندیدا شود.
شاهد بودید امام(ره) بعدا گفتند که من چنین حمایتی از بنیصدر نکردم و موافق نبودم. آن زمان امام نمیخواست کسی لطمهای بخورد.
این دیدار اصلا ربطی به این موضوع نداشت و بنیصدر بدون اینکه حرفی در مورد کاندیداتوریاش با امام بزند از روی شیطنت این حرف را زد و افکار عمومی را به سمت خودش سوق داد که بتواند به ریاستجمهوری برسد حتی تبلیغاتی با این شعار که «بنیصدر صددرصد» نیز چاپ شد، یعنی حالا که امام گفته همه به بنیصدر رای میدهیم.
واقعا هم رای آورد و تقلب نبود ولی رای با این فریب و شیطنت و تلقین به مردم.
مردم واقعا به حساب امام به بنیصدر رای دادند و بعدها معلوم شد که دروغ گفته است.
🎌 خاطرات مسیح مهاجری
#تاریخ
#مافیا
@bimemoj
🎯 شهید بهشتی و محاکمه حزبی شهید آیت!
آقای موسوی در روزنامه جمهوری اسلامی علاوهبر مخالفت با بنیصدر با بعضی از احزاب گذشته و ادامههای آنها مثل حزب زحمتکش مظفر بقایی و گروههایی که قبلا با آنها بودند و حالا در حزب جمهوری حضور داشتند و تعلقات و ارتباطات را فراموش نکرده بودند مخالفت میکرد مثل آقای آیت که یکی از این افراد بود.
در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی که بودیم وقتی صحبت از انتخاب افراد مثلا برای وزارت میشد آقای آیت از افراد خودشان که دو سه نفر هم بیشتر نبودند، طرفداری و آنها را معرفی میکرد. البته کسی هم حرف او را قبول نمیکرد و نیروهای مورد نظر او انتخاب نمیشد. همین اختلافنظرها موجب درگیری لفظی میان این دو نفر میشد و از عملکرد آقای موسوی در روزنامه هم راضی نبود و به همین دلیل در جلسات شورای مرکزی حزب و سخنرانیهایش علیه آقای موسوی حرف میزد.
آقای موسوی مخالفتهایی با این طرز تفکر داشت و در روزنامه هم این مطلب را مینوشت. آقای آیت هم میخواست تفکرات مورد علاقه خودش و حتی ستونی در روزنامه داشته باشد.
اختلاف و دعوای بین آقایان آیت و موسوی در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی مطرح شد. این دعوا به جاهای باریکی هم کشیده شده بود.
قبل از آن با آقای بهشتی صحبت کردم که آقای آیت خیلی دعوا راه میاندازد، مخالفت میکند و تفکر مخصوصی دارد؛ تکلیف ما با ایشان چیست؟ آن زمان نزدیک به برگزاری اولین کنگره حزب جمهوری اسلامی بود و قرار بود اولین کنگره در تابستان سال 60 انجام شود که البته به دلیل حادثه هفتم تیر برگزار نشد.
آقای بهشتی گفتند برخورد حذفی نکنیم و درست نیست. ولی میتوانید در کنگره با اعضا صحبت و او را معرفی کنید تا با رای حذف شود.
البته نظر شهید بهشتی از ابتدا نسبت به آقای آیت منفی نبود ولی بعد از اینکه این برخوردها و مسائل را دید منفی شد.
چند روز قبل از 7تیرماه در جلسه شورای مرکزی حزب آقای موسوی را بهعنوان وزیر خارجه معرفی کرده بود و این بحث در آن جلسه مطرح شد. آقای آیت با این نظر حزب مخالف بودند و گفتند حزب کار اشتباهی کرده است که ایشان را معرفی کرده و من در مجلس بهعنوان نماینده مخالف صحبت خواهم کرد و رای نمیدهم.
آقای بهشتی بهعنوان دبیرکل حزب به ایشان گفتند که شما مختار به رای دادن یا ندادن هستید. شما ولو اینکه نظر حزب به انتخاب یک نفر باشد حق دارید که رای ندهید و میتوانید هرجور خواستید رای دهید. ولی بخش دیگر حرف شما این است که در مجلس علیه او صحبت میکنید که این حق را ندارید چراکه عضو حزب هستید و فردی که عضو حزب است حق ندارد علیه تصمیم جمعی حزب صحبت کند.
آقای آیت گفت نخیر من علیه ایشان در مجلس صحبت میکنم.
آقای بهشتی گفت اگر شما این کار را بکنید من شما را محاکمه حزبی و از حزب اخراج میکنم!
اینها را من خودم شاهد بودم و در جلسه شورای مرکزی مطرح شد. در فاصله بین این جلسه و جلسه رای اعتماد مجلس به آقای موسوی حادثه هفتمتیر اتفاق افتاد و آقای بهشتی شهید شد.
چند روز بعد جلسه مجلس تشکیل شد و باز هم آقای آیت در مخالفت با آقای موسوی صحبت کرد. یعنی نهتنها با نظر دبیرکل مخالفت کرد که حتی به خون شهدای هفتم تیر هم اعتنا نکرد.
در آن جلسه بعد از مخالفت آقای آیت، آقای خامنهای بهعنوان عضو موسس حزب جمهوری اسلامی و نماینده مردم در مجلس از آقای موسوی حمایتجانانهای کردند و درنهایت ایشان وزیر خارجه شدند.
جمعبندی حرفم این چند نکته است:
یکی آنکه آقای بهشتی نظرش در مورد آیت منفی بود.
دوم اینکه آقای آیت بهرغم نظر تشکیلاتی و درست دبیرکل این کار خلاف را انجام دادند.
سوم اینکه آقای خامنهای هم حمایت کردند از این نظر و این افراد سطحشان خیلی بالاتر از آقای آیت بود.
🎌 خاطرات مسیح مهاجری
#تاریخ
@bimemoj
🎯 عاقبت کار!
در زندان قزل قلعه سلول ما تقریباً میتوان گفت با یک فاصله روبهروی سرویس بهداشتی قرار میگرفت، بنابراین افرادی که میآمدند وضو بگیرند میتوانستیم آنها را ببینیم.
زمردیان معمولاً وقتی برای وضوگرفتن میآمد، این آیه را زیاد میخواند و برای ما جالب بود:
«فَذَرْنِى وَ مَن یُکَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِّنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ وَ أُمْلِى لَهُمْ إِنَّ کَیْدِى مَتِینٌ». (سوره قلم: 44)
(پس مرا با کسانی که این قرآن را انکار می کنند واگذار، به زودی ما آنان را به تدریج از آن جا که نمی دانند [به سوی عذاب] می کشانیم)
من از این آیه بسیار خاطره دارم.
👌 او بعداً کمونیست شد!
🎌 خاطرات حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه
#تاریخ
#نفاق
#مافیا
@bimemoj
🎯 وقتی که نهضت آزادی تشکیل شد با خوشحالی از این خبر استقبال کردم و وقتی اساسنامه از اسلام بهعنوان یک مکتب و از نهضت آزادی بهعنوان یک حزب اسلامی تمامعیار یاد نشده بود به دوستان بنیانگذار نهضت آزادی انتقاد کردم و گفتم که این حزب مکتبی نیست اسمش را هم گذاشتهاید نهضت آزادی که آزادی هم اسلام نیست. آزادی از مسائل مهم بشری است و از ارکان اسلام ولی همه اسلام نیست.
دوستان گفتند برای اینکه ما خواستیم آنها که آلرژی دارند روی عنوان اسلام از این تشکیلات فرار نکنند.
ولی حقیقتش اینکه قصه فقط اسم نبود قصه این بود که مرامنامه نشان میداد که یک عده مسلمان آمده اند یک حزب درست کردهاند اما در این تشکیلات سیاسی اسلام را بهعنوان یک مکتب تمامعیار مطرح نکردهاند.
درعینحال به این تشکیلات علاقهمند بودند و برای اینکه لااقل چهرههای برجستهای از مسلمانهای متفکر، مبارز و فعال در این تشکیلات گرد آمده بودند اما به همین دلیل که از نظر مکتبی و مرامی ملتزم به اسلام نبودند از اینکه عضو آن بشوم خودداری کردم
🔔 آیت الله شهید محمد حسین #بهشتی
#تاریخ
@bimemoj
🎯 چه تقارن شگفتی. بمباران گیلانغرب توسط صدام و بمباران نظام جمهوری اسلامی توسط بازرگان!
صدام مستقیماً بمبهای خوشهای را بر سر مردم میریزد و بازرگان، امید و آرمان همان مردم را نشانه میرود.
یورش نظامی صدام، و تهاجم تبلیغاتی و سیاسی بازرگان، نوعی تناسب و تطابق دارند.
☎ عطاءالله مهاجرانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات مورخ 20 مرداد 1362
#تاریخ
@bimemoj
عکس مربوط به مرداد ۱۳۵۸ هستند. کمتر از یک ماه پیش از درگذشت آیتالله طالقانی، اعضای دولت موقت برای افطار میهمان آیتالله شدهاند.
در این عکس، صادق طباطبایی سخنگوی دولت موقت، علیاکبر معینفر رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه و صادق قطبزاده رئیس سازمان رادیو و تلویزیون در کنار آیتالله طالقانی دیده میشوند.
#تاریخ
@bimemoj