eitaa logo
آشتی با سیاست! به وقت جنگ!
294 دنبال‌کننده
6 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
نزاع بر سر نظم منطقه‌ای! برخی مستشرقان و بسیاری تاریخ‌نگاران ایرانی مانند جواد طباطبایی در شرح علل شکست ایران در جنگ چالدران در زمان صفویه که میان شاه اسماعیل صفوی و سلطان عثمان درگرفت، معتقدند که:《 عامل سرنوشت‌ساز، مانع معرفتی فرمانروای ایران‌زمین بود که با تکیه بر اندیشه خلاف زمان، کاربرد آن سلاح‌ها را موافق آیین جوانمردی نمی‌دانست》. تاریخ ایران از صفویه تا پیش از انقلاب اسلامی، تاریخ شکست در جنگ‌ها و کوچک‌ترشدن جغرافیای ایران یا با شکست در میدان نبرد و یا با تحمیل قراردادهای استعماری بود. شکست در جنگ چالدران از خلافت عثمانی، شکست در برابر هجوم افغانها که منجر به فروپاشی سلطنت صفوی شد، شکست ایران در جنگهای ایران و روس که منجر به قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای و از دست دادن انبوهی از ایالتهای شمالی شد، اشغال ایران در دو جنگ جهانی از جانب دولتهای غربی با وجود اعلام بی‌طرفی، سرنگونی رضاشاه توسط متفقین و اشغال ایران به عنوان پل پیروزی، همه و همه تاریخ شکست نظامهای سیاسی ایران در میدان جنگ و البته تاریخ سرافکندگی انسان ایرانی بوده است. آنچه در خصوص شاه اسماعیل نقل شد را برخی از جناح روشنفکری همواره در تحلیل خود برای طعن و حتی تمسخر رهبران مذهبی در تاریخ‌نویسی ایرانی ذکر می‌کردند تا با نفی اندیشه جریان مذهبی، راهی به تجدد با تکیه بر صورتی از ناسیونالیسم ایرانی بیابند و در برابر اندیشه فوق، بر این ایده از ماکیاولی استناد می‌کردند که:《از وطن باید دفاع کرد، به نام یا به ننگ》. نکته حائز اهمیت این است، که در تاریخ ۵۰۰ساله اخیر ایران تنها در دو جنگ شکست نخورد و تجزیه یا اشغال نشد؛ یکی جنگ ۸ساله با عراق و دیگری جنگ ۱۲روزه با اسرائیل و آمریکا و البته جنگ کنونی که در میانه آن هستیم و افق نامعلوم است. در جنگ ۸ساله، نه به خاطر جوانمردانه یا ناجوانمردانه دانستن ابزارهای جنگی جدید، بلکه به خاطر شرایط آن روز کشور و عدم امکان نیل به چنان فناوری‌هایی، از جنگ‌افزارهای جدید محروم بودیم. با وجود این محرومیت، ایران در آن جنگ، با تکیه بر جنگ‌افزار جهاد و ایثار نیروهای معتقد، اجازه شکست و تجزیه یا اشغال ایران را نداد، و البته مدعیان ملی‌گرایایی غیر مذهبی ایران از بغض نظام سیاسی حاکم_دقیقا مانند آنچه این روزها شاهدیم_ و نیز ترس از هزینه دادن جان‌شان، اشغال کشور را به نظاره نشسته بودند و حتی در آثار و کردار بسیاری از آنان که اهل کتاب نوشتن و حتی تاریخ‌نگاری بودند، اثری از جنگ وجود ندارد و گویی آنان که در خرمشهر و مهران و دهلران می‌جنگیدند ایرانی نبودند و یا آنجا ایران نبود! در جنگ ۱۲روزه اما معادله جنگیدن انسان ایرانی تغییر کرد و رگه‌هایی از آن هویدا شد؛ در این جنگ، نیروهای نظامی ایران نشان دادند با تکیه بر دانش بومی، که بیش از ۴۰سال زیر سایه تحریم و کمبود امکانات و کارشکنی‌های سیاسی و تهدیدهای همیشگی و غیره، به سطحی از دانش و جنگ‌افزار رسیده‌اند که دیگر معادله‌ معرفتی‌شان جوانمردی و ناجوانمردی نبود. آنها مسلح شدن به آخرین مرتبه علمی برای تولید جنگ‌افزار را عین جوانمردی می‌دانستند که دست‌افزار آنها برای دفاع از کیان ایران و جمهوری اسلامی بود. نکته جالب و قابل تامل این است که مهمرین حامی این ایده، یک عالم دینی و مرجع تقلید و البته سیاستمدار بود که به مثابه یک استراتژیست نظامی، ذره ذره، انبوهی از داشته های استژایک نظامی را تدارک دید تا در چنین کارزاری و برای چنین روزی به کارآیند و به کار آمدند! و این مثال نقضی بزرگ و فاحش برای نفی تاریخ‌نویسی روشنفکری در تاریخ ایران بوده و هست. اسرائیل به دنبال تحمیلی صورتی جدید از نظم امنیتی در منطقه است که او قدرت هژمون آن باشد. پس از شکست جریان ملی‌گرای عرب در دو جنگ ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ با محوریت مصر و انعقاد قرارداد کمپ‌دیوید در ۱۹۸۰ بین مصر و اسرائیل، گروه‌های کوچک مقاومت و ایران بزرگترین مانع تحقق این نظم منطقه‌ای بودند و هستند. ایران نیز با تکیه بر قدرت موشکی و پهپادی خود و نیز تکیه بر انسجام اجتماعی جامعه خود و بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود مانند انسداد تنگه هرمز و تهدید امنیت اقتصادی جهانی و نیز بهره‌گیری از گروه‌های مقاومت، به دنبال بهم ریختن آن نظم امنیتی و درانداختن طرح خود در این منطقه است؛ طرحی که در آن اسرائیل قدرت هژمون نیست، جایگاه آمریکا تضعیف شده است، هیمنه آمریکا و غول شکست‌ناپذیری آن در اذهان ملتها و خاصه ملتهای منطقه شکست خورده و امنیت بلند مدت ایران تضمین شده باشد. تقابل این دو طرح راهبردی،نقطه اصلی نزاع هست و با مدلی از جنگ که ایران در پیش گرفته است برای تضمین امنیت و آینده خود، همه امنیت و اقتصاد کل منطقه را به گرو گرفته است و امنیت امنیت اقتصادی جهانی را تهدید می‌کند، این پیش‌بینی ناپذیری رفتار ایران معادله را شدیدا تغییر داده است. عبدالله بیننده https://eitaa.com/binandeh68
در این ۲دهه، بخشی از جریان روشنفکری و دانشگاهی ایرانی مدعی توسعه، رویای دوبی و دوحه و نئوم را به انسان ایرانی به عنوان کمال مطلوب می‌فروخت. آنها اکنون کجایند ببینند چگونه این حباب با نسیم جنگ در منطقه ترکید و ایده توسعه وابسته در نهایت، در لحظه‌ای تاریخی، چنان فرومی‌پاشد که امکان جمع کردن آن وجود ندارد. استقلال و امنیت دو رکن بنیادین توسعه هستند. فقدان این دو مولفه، همه دولتهای نفتی و وابسته منطقه را آستانه فروپاشی قرار داد به نحوی که امروز در معرض بحران آب و غذا قرار دارند! و این گونه رویاها فرو می‌پاشند؛ فرار سرمایه از این شبه‌کشورها، از نتایج قطعی این جنگ خواهد بود. عبدالله بیننده https://eitaa.com/binandeh68
مدافعان امر ملی مدافعان ملت، ملیت و ایران، نه آن وطن‌فروش خودفروخته‌ای است که در خیابانهای لندن و نیویورک از حمله به کشورش خوشحال است و رقص و شادی می‌کند از کشته شدن هم‌وطنانش و نه آن روشنفکر دانشگاهی که ادعاهای ملی‌گرایانه‌اش از فانتزی‌ها و انتزاعیات شرق‌شناسانه فراتر نمی‌رود، ملی‌گرایی‌ای که در نهایت جز به انحلال در هاضمه اندیشه لیبرال و دولتهای غربی راه به هیچ افق نویی ندارد. آنها که در معرکه جنگ، عموما سکوت کردند و گویی هزاران نفری که با گلوله‌های اندیشه مدرن و دولتهای لیبرال کشته می‌شوند ایرانی نیستند و خانه‌هایی که ویران می‌شود و زیرساختهایی که دود می‌شوند و به آسمان می‌روند، دارایی‌های این ملت نیستند و از سر بغض جمهوری اسلامی و حبّی که به اندیشه و جهان متجدد دارند، مهر سکوت یا همراهی بر دهان زده‌اند و چشم بر همه اینها بسته‌اند و فردای پس از جنگ نیز از مکانهای امن‌شان خارج شده و لگدی به جمهوری اسلامی می‌زنند که تو مقصر همه این ویرانه‌ها و کشته‌ها هستی! حاملان و حامیان حقیقی امر ملی مردمی هستند که با جان و دل و با چنگ و دندان خیابان‌های کشور را قرق کرده‌اند و زیر موشک و بمب که هر لحظه امکان کشته شدن وجود دارد، چهارگوشه کشورشان محکم گرفته‌اند تا مبادا به دست اجنبی اشغال یا تجزیه شود. و نیز آن ارتشی و سپاهی است که پای لانچر و موشک‌انداز نشسته است تا در نبرد با خصم، حافظ مرزهای این سرزمین و امنیت مردمانش باشند. و آن نیروی انتظامی و بسیجی و نیروی مردمی است که پای کار امنیت شهرها و در سرمای استخوان‌سوز و زیر سایه بمب و جنگنده، آواربرداری می‌کند و یا امنیت شهر را برقرار می‌کنند. حافظان و حامیان و حاملان امر ملی و ایران اینها هستند، نه آن طبقه متوسط یا سرمایه‌داری که با اولین صدای انفجار یا سرگردان مرزها برای خروج از کشور شده و یا در ویلاهای روستاها و مناطق خوش‌ آب و هوا، بمباران شهرها را به نظاره نشسته و پس از دود کردن سیگاری، نقی به نام نقد، ولی بدتر از نیشتر خنجر، به جان این حافظان امر ملی فرو می‌کند و داعشی بودن سپاهی و بسیجی را برای نوجوانان جاهل، تئوریزه می‌کند. و همینها در فردای پس از جنگ _که در طول آن عموما سکوت پیشه کردند تا مبادا در فردای پس از سقوط احتمالی جمهوری اسلامی، کسی آنها را استنطاق کند که چرا چنین گفته‌اید_ طلبکارانه، هر ترهاتی که می‌خواهند می‌بافند. به لحاظ تئوریک، بحث در ماهیت امر ملی و آنچه ملی است، از نقاط بنیادین دعوای اندیشه‌گران ایرانی در این بیش از ۱۵۰سال بوده و هست. این اشارات از این جهت بود تا به اجمال نشان دهم که ایران همین است که هست با همین جغرافیا و مرزها و مردمان و اقوام و مذاهب و طوایفش و نه آن ایران فانتزی و ناکجاآبادی که معلوم نیست چیست و کجاست که روشنفکری ایرانی خود را مدافع آن معرفی می‌کند که یکسره جز در فانتزی‌های کافه‌ای جایی در عالم واقعیت ندارد‌ همین فانتزی‌گری هم سبب می‌شود که وقتی ایران واقعی در معرض آسیب و جنگ قرار می‌گیرد، دیگر خبری از دفاع از این ایران نیست. و محافظان واقعی آن به عنوان مصداق عینی امر ملی، نه آن سلبریتی‌ها و بلاگرها و اینفلوئنسرها و روشنفکران طبقه متوسط که امر ملی را مصرف می‌کنند، بلکه همینها هستند که در کف خیابانها و یا در بیابانها و دره‌ها و زیر زمین‌ها در پای لانچرها و زیر زوزه گلوله و جنگنده و زیر صفیر مرگ، با چنگ و دندان جلوی دشمن ایستاده‌اند تا ایران‌شان اشغال اجنبی نشود یا به دست اجنبی‌پرستان تجزیه نشود. عبدالله بیننده https://eitaa.com/binandeh68
یورگن هابرماس فیلسوف برجسته آلمانی (در واکنش به وقایع جنگ آمریکا_اسرائیل علیه ایران) در مقاله‌ای جنجالی در مارس ۲۰۲۶ نوشت: «آنچه در ایران رخ داد، شکستِ "عقلانیتِ ابزاریِ" غرب در برابر "عقلانیتِ ارزشیِ" یک ملت بود. آمریکا با منطقِ هزینه-فایده حمله کرد، اما ایران با منطقِ "کرامت و حق" دفاع کرد. این نبرد نشان داد که مفاهیمی مثل "وطن" و "ایمان" هنوز هم قدرتمندتر از پیشرفته‌ترین الگوریتم‌های نظامی هستند.» در این هیاهوی رسانه‌ای و نقل و قول‌های با منبع یا بی‌منبع، چه هابرماس _که پس از طوفان‌الاقصی، در بیانیه‌ای رسما جانب اسرائیل را گرفته بود_ چنین چیزی گفته باشد یا نه، اما منطق چنین بیانی دقیق و معتبر است. https://eitaa.com/binandeh68
باج‌گیری در گردنه هرمز! در میانه جنگ و در حالی که ایران با شروع جنگ منطقه‌ای و مسدود کردن هوشمندانه تنگه هرمز، محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی را بهم ریخته است، فرصت مناسبی است تا با فشار بر اقتصاد جهانی و نیز کشورهای منطقه، جهت کاهش تنش یا صدور مجوز برای تردد هر کشتی از هر کشوری، خاصه کشورهایی که در سایه و به بهانه تحریم‌های آمریکا در دهه‌های اخیر جفاها بر ملت ایران روا داشته‌اند، مانع تجارت ما شدند، اموال و دارایی‌های ما رو بلوکه کردند، مانع فروش نفت ما شدند و یا سایر اقداماتی که علیه ما روا داشته‌اند، ابتدا باید به صراحت امتیازاتی کوتاه‌مدت مانند آزاد کردن اموال و دارایی‌های توقیفی مانند کشتی‌هایمان_مانند آنچه دیروز با هند کردیم_، آزاد کردن منابع مالی بلوکه‌شده در کشورهایی مانند قطر، کره جنوبی و غیره یا فشار بر اتحادیه اروپا برای کاهش تحریم‌ها، مطالبه کرد. سپس به سوی طراحی ساز و کاری رفت که شمشیر داموکلس تنگه هرمز همواره بالای سر دشمنان ایران و نیز اقتصاد جهانی باشد تا به راحتی کشور را تحت فشار قرار ندهند‌. جبران بخش عمده‌ای از خساراتی که در این جنگ به ما زده‌اند، از این طریق و در این شرایط کاملا ممکن و سهل‌الوصول است. دشمن تنها زبان زور می‌فهمد؛ بزرگترین پشتوانه دیپلماسی هم زور و قدرت است وگرنه نشست‌های دیپلماتیک بدون داشتن زور و اهرم فشار، حرافی‌های پوچ بیش نیستند. باید مطالباتمان را در سایه بستن هرمز نقد کنیم وگرنه فرصت از دست می‌رود و بدون گرفتن امتیاز در این شرایط، در آینده نیز چنین امکانی نخواهیم داشت. عبدالله بیننده https://eitaa.com/binandeh68
امنیت عاریتی! بزرگترین بازنده کشورهای منطقه هستند که زیر سایه آمریکا، استقلال و امنیت و امنیت خود را برون‌سپاری کردند. این جنگ عیان کرد که بدون استقلال، امنیت و توسعه، موقتی خواهد بود و در لحظه‌ای تاریخی_مانند این روزها_ و در جنگی که به ظاهر به آنها ربطی ندارد، همه حباب‌ها خواهد ترکید و هر آنچه در طول دهه‌ها ساخته شد، در معرض فروپاشی قرار می‌گیرد و به گمان نگارنده مهمترین نمونه فروپاشی، فروپاشی رویایاهایی است که روشنفکران جهان‌سومی پیرامون دوبی و دوحه و نئوم با عنوان توسعه و حجم عظیم تولید ناخالص ملی و امثال‌هم ساختند و به خورد جوانان ملت شان می‌دادند_مانند آنچه محمود سریع‌القلم و محمد فاضلی و امثالهم در ایران کردند_. این رویا و حباب در حال ترکیدن است و این کشورها به عیان دیدند کارفرما، در لحظه حساس تاریخی، تنها و تنها خود، منافع، پایگاه‌ها و جان سربازهایش برایش اهمیت دارد و نه دیدگاه‌ها، خواسته‌ها و امنیت ساکنان و حاکمان این کشورها. از پیامدهای قطعی و اجتناب‌ناپذیر این جنگ فرار سرمایه شرکتهای بزرگ نفتی و گازی و خاصه غولهای فناوری از این کشورها خاصه از امارت خواهد بود؛ چرا که سرمایه ترسو است و در جایی که احساس امنیت نکند، از آنجا می‌گریزد. فرار سرمایه، فرار مهاجرین متخصص_یعنی راهبران اصلی این توسعه عاریتی_ به عنوان موتور محرک این کشورها را به دنبال دارد و این برای این کشورها وحشتناک است. به علاوه وضعیت کنونی کشورهای منطقه نشان داد که برون‌سپاری امنیت و نیز اقتصاد، در نهایت جز به شکست راه به جایی ندارد و این شکست با توجه وضعیت تنگه هرمز و انسداد هوشمند آن توسط ایران، آنها را در معرض بحران وجودی از حیث امنیت غذایی و نیز در صورت گسترش جنگ به سوی زیرساخت‌ها، با آسیب‌پذیری آنها در زمینه آب و آب‌شرین‌کن‌ها، در معرض بحران اساسی در زمینه آب قرار می‌دهد. بعد از این جنگ، علاوه بر اینکه احتمالا یک‌بار برای مدت طولانی بحث عادی سازی روابط با اسرائیل تعلیق خواهد شد، این کشورها به سمت بازطراحی امنیت و اقتصاد خود متناسب با وضعیت جدید و احتمالا ورود بازیگران دیگر به منطقه یا ائتلاف‌های دو یا چندجانبه در زمینه امنیت منطقه‌ای خواهند رفت. احتمالا دشمنی با ایران، همچنان یکی از ارکان سیاست آنها خواهد بود! استقلال و امنیت درون‌زا، ارکان توسعه پایدار و ضامن بقاء در شرایط بحران هستند و این، آن گوهری است که کشورهای منطقه فاقد آن هستند؛ نه توان همراهی با آمریکا برای جنگ مستقیم با ایران را دارند؛ چرا که خود شدیدا آسب‌پذیرند و نه توان و جرات مخالفت با او را دارند که بقایشان به او وابسته است و این آنان را در شرایطی بسیار پیچیده و پارادوکسیکال قرار داده است. همین استقلال و اتکاء به امنیت درون‌زا، یکی از ضمانت‌های بزرگ ایران در شرایط بحرانی مانند جنگ است. عبدالله بیننده https://eitaa.com/binandeh68
*زمان توبه «جامعه‌شناسان تحقیر ملی» فرا رسیده است!* 🔹مایه اندوه است که دهه‌ها فضای نخبگانی و آکادمیک ایران در حوزه‌ی علوم اجتماعی، در پیله‌ای از مفاهیم انتزاعی و ترجمه‌ای فرو رفته است؛ پیله‌ای که به جای آنکه ابزاری برای کشف حقیقت باشد، به سدی ستبر در برابر فهم لایه‌های زیرین جامعه تبدیل شده است. 🔹دو جنگ اخیر و به خصوص مواجهه با بزنگاه خطیر شهادت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و سپس انتخاب رهبری جدید، ترازوی تاریخ بود. این لحظه، لحظه‌ی قضاوت تاریخ علیه تحلیل‌هایی بود که ادعای علم داشتند، اما در مواجهه با واقعیت ثبات‌آفرین جامعه، جز حیرت و سکوت سلاحی در کف نداشتند. 🔹جامعه‌ای که بر اساس نظریه‌های آقایان می‌بایست در فقدان نماد اصلی اقتدار خویش دچار فروپاشی می‌شد، خود به عنوان نگاهبان ثبات ملی و حافظ عینی موجودیت نظام سیاسی به میدان آمد. 🔹آن نیروی پنهانی که نظام را در دشوارترین ساعات سرپا نگه داشته، دقیقاً همان لایه‌هایی از جامعه بودند که همواره از تحلیل‌های نخبگان، حذف‌شده یا در آنها، ناراضی مطلق قلمداد می‌شدند. این واقعیت ثابت کرد که مفهوم مشروعیت در ایران، نه یک قرارداد حقوقی از نوع روسویی، بلکه یک پیوند وجودی میان مردم و ولایت است و البته «ولایت» را باید بسیار بزرگتر و جدی‌تر و عمیق‌تر از مفاهیمی پنداشت که تاکنون با آنها توصیف شده است. آنچه دیدیم «وجود» در برابر «قرارداد» بود. 🔹علوم اجتماعی که ماهیت نظام ارتباطات اجتماعی را نمی‌فهمد و سعی دارد ایمان را به زیر یوغ تکنولوژی بکشاند، حتما محکوم به گمراهی و ارائه تحلیل‌های اشتباه است. توبه‌ی این نگاه، در درک این نکته است که مدرنیته در ایران ضمن آن که همسو با دین نیست، رقیبی جدی هم برای آن نیست که حتی گاه ابزاری در دست معنای قدسی است و ایمان، کماکان کانون تپنده و پیشران هویت ملی در مواجهه با جهان جدید است. 🔹تحلیلگرانی که با تمرکز بر فرم و ظاهر مناسک و با تفکیک‌های ساختگی میان «مذهب مردمی» و «مذهب حکومتی» مدعی کالایی شدن دین یا فرمالیسم بی‌محتوا بودند، اکنون باید در نوشته‌های خود بازنگری کنند. مشخص شد که این تحلیل‌ها برخلاف عنوان پرطمطراق نویسندگانشان، تا چه اندازه از فهم مسائل جامعه‌شناسی دین در ایران دور مانده‌اند. 🔹آنچه موشک‌های دشمن به واقع تکه‌تکه کرده‌اند، اجساد نظریه‌هایی است که البته خود پیش‌تر مرده بودند و رمقی نداشتند. بقایای این نظریه‌ها امروز دیگر هیچ حرف نویی برای گفتن ندارد و زمانی که در این شرایط آنها را مرور می‌کنیم، گویی برای جهانی دیگر در کهکشانی دیگر گفته و نوشته‌ شده‌اند و کاملا غریب می‌نمایند. دکتر علی کاکا دزفولی tasnimnews.ir/3542778 @TasnimNews
چرا و چگونه جنگ میان اسرائیل و ایران شکل گرفت؟.mp3
زمان: حجم: 33.5M
در این فایل صوتی با مرور مختصر تاریخ تحولات منطقه غرب آسیا، سعی کردم به این پرسش پاسخ دهم که جنگ چرا و چگونه آغاز شد؟ https://eitaa.com/binandeh68
هدایت شده از IranicTV ایرانیک
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 افسر سابق رژیم پهلوی؛ از ایستادگی و شجاعت رهبری و فرماندهان ایرانی تا بُزدلی پهلوی و مخالفان جمهوری اسلامی! 🔺️فرامرز دادرس خطاب به پهلوی: مرتیکه دل و جراتش را داری برو ایران!
🔴افکار قجری سلبریتی‌ها ▫️سیدجواد نقوی روزنامه‌نگار نوشت: هرگاه ایران در بحرانی قرار گرفته است، سلبریتی‌ها آمده‌اند و متنی سراسر خنثی نوشته‌اند؛ مثلاً «ققنوس‌وار بلند می‌شویم»، «ایران تسلیم پلیدی نمی‌شود»، «ایرانیان مغول‌ها را آرام کردند» یا از این دست حرف‌های بی‌سر و ته. به این تصویر نگاه کنید؛ ایران این‌گونه با خون حفظ شده است. ایران و ایرانیان طی صدها سال، با خون از این سرزمین پاسداری کرده‌اند. در خانه‌ای لاکچری، با برندهای آمریکایی، و با چند جمله استوری از یک گوشی، ایران حفظ نمی‌شود. ایرانیان از هزاران سال پیش جان داده‌اند تا ایران بماند؛ زحمت کشیده‌اند و در بسیاری از مواقع نیز، به‌دلیل رواج افکاری شبیه به همین دیدگاه‌های سطحی، شکست خورده‌اند. در دوره قاجار، همین طرز فکر که «همه‌چیز خودبه‌خود درست می‌شود»، به فاجعه انجامید و امیرکبیر را به قتل رساند. در جنگ ایران و عراق، اگر مقاومت رزمندگان نبود، امروز ایران خرمشهر را نداشت. اگر ستارخان و باقرخان نبودند، غرب کشور به شکل دیگری رقم می‌خورد. اگر حسن تهرانی‌مقدم نبود، وضعیت امروز ما متفاوت بود. اگر عطار نیشابوری نبود، شاید جهان فکری ایرانیان شکل دیگری داشت. واقعیت این است که پرچم و مرز ایران با خون حفظ شده است، نه با حرف‌های بی‌اثر که نه سیخ می‌سوزد و نه کباب. صدها مدافع وطن شهید می‌شوند تا آن «ققنوس»ی که شما در استوری‌هایتان می‌نویسید، به واقعیت نزدیک شود؛ اما شما درکی از آن‌ها ندارید و حتی در زندگی روزمره، آن‌ها را تمسخر یا سرزنش می‌کنید. تفاوت بسیار است میان فردی چون مصطفی چمران که غرب را رها کرد و شهید وطن شد، با کسانی که برای حفظ آسایش خود، متونی منتشر می‌کنند که بیشتر به جملات انگیزشی سطحی شباهت دارد. FarhikhteganDaily.com @FarhikhteganOnline
آمریکا در واقع چنین چیزی را از ما می‌خواهد: نخست‌وزیر ژاپن که کشورش تنها قربانی بمب اتمی است، در سفر به آمریکا، بر مزار نظامیان و خلبانانی که روی هیروشیما و ناکازاکی بمب اتم ریختند، ادای احترام می‌کند! هم دیگران را شکست داده و ویران می‌کنند و هم آنها را تحقیر می‌کنند و به دیگران این پیام را ارسال می‌کنند که سرنوشت‌تان همین است. به یقین اگر در این جنگ ایران شکست بخورد، ویرانی و تحقیری به مراتب بدتر از این به ایران و ایرانی تحمیل خواهد شد. https://eitaa.com/binandeh68
ترامپ، برای کنترل بازار انرژی و قیمت نفت و نیز پنهان کردن شکست و ناتوانی در بازگشایی تنگه هرمز، میدان اصلی جنگ را عرصه رسانه و جنگ روانی قرار داده است_جایی که هنر اصلی اوست_ و عقب‌نشینی از تهدید زدن زیرساخت‌های برق ایران و اعلام در جریان بودن مذاکره با ایران را هم می‌توان جنگ روانی برای کنترل بازار تفسیر کرد، هم عملیات فریب و هم اذعان به شکست با توجه به تهدیدات متقابل ایران. من دلیل اصلی را تاثیری می‌دانم که حمله متقابل ایران بر بازار انرژی می‌گذارد و به خصوص تهدید به بستن کامل تنگه هرمز که در آن صورت قیمت نفت دیگر غیر قابل کنترل خواهد شد و با شوک رسانه‌ای هم چاره‌ناپذیر است. ترامپ فعلا در میدان جنگ نتوانست به اهدافش برسد و هیچ‌گونه سستی و عقب‌نشینی هم در موضع ایران مشاهده نمی‌شود و اتفاقا ایران هر روز جسورتر می‌شود و این یعنی مرعوب جنگ روانی ترامپ نمی‌شود و هم در عرصه رسانه پاسخ جنگ روانی او را می‌دهد و هم در میدان هر روز عرصه را گسترده‌تر و تهدیدات را عینی‌تر می‌کند. https://eitaa.com/binandeh68