چرا و چگونه جنگ میان اسرائیل و ایران شکل گرفت؟.mp3
زمان:
حجم:
33.5M
در این فایل صوتی با مرور مختصر تاریخ تحولات منطقه غرب آسیا، سعی کردم به این پرسش پاسخ دهم که جنگ چرا و چگونه آغاز شد؟
https://eitaa.com/binandeh68
هدایت شده از IranicTV ایرانیک
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 افسر سابق رژیم پهلوی؛ از ایستادگی و شجاعت رهبری و فرماندهان ایرانی تا بُزدلی پهلوی و مخالفان جمهوری اسلامی!
🔺️فرامرز دادرس خطاب به پهلوی: مرتیکه دل و جراتش را داری برو ایران!
🔴افکار قجری سلبریتیها
▫️سیدجواد نقوی روزنامهنگار نوشت:
هرگاه ایران در بحرانی قرار گرفته است، سلبریتیها آمدهاند و متنی سراسر خنثی نوشتهاند؛ مثلاً «ققنوسوار بلند میشویم»، «ایران تسلیم پلیدی نمیشود»، «ایرانیان مغولها را آرام کردند» یا از این دست حرفهای بیسر و ته.
به این تصویر نگاه کنید؛ ایران اینگونه با خون حفظ شده است. ایران و ایرانیان طی صدها سال، با خون از این سرزمین پاسداری کردهاند. در خانهای لاکچری، با برندهای آمریکایی، و با چند جمله استوری از یک گوشی، ایران حفظ نمیشود. ایرانیان از هزاران سال پیش جان دادهاند تا ایران بماند؛ زحمت کشیدهاند و در بسیاری از مواقع نیز، بهدلیل رواج افکاری شبیه به همین دیدگاههای سطحی، شکست خوردهاند.
در دوره قاجار، همین طرز فکر که «همهچیز خودبهخود درست میشود»، به فاجعه انجامید و امیرکبیر را به قتل رساند. در جنگ ایران و عراق، اگر مقاومت رزمندگان نبود، امروز ایران خرمشهر را نداشت. اگر ستارخان و باقرخان نبودند، غرب کشور به شکل دیگری رقم میخورد. اگر حسن تهرانیمقدم نبود، وضعیت امروز ما متفاوت بود. اگر عطار نیشابوری نبود، شاید جهان فکری ایرانیان شکل دیگری داشت.
واقعیت این است که پرچم و مرز ایران با خون حفظ شده است، نه با حرفهای بیاثر که نه سیخ میسوزد و نه کباب. صدها مدافع وطن شهید میشوند تا آن «ققنوس»ی که شما در استوریهایتان مینویسید، به واقعیت نزدیک شود؛ اما شما درکی از آنها ندارید و حتی در زندگی روزمره، آنها را تمسخر یا سرزنش میکنید.
تفاوت بسیار است میان فردی چون مصطفی چمران که غرب را رها کرد و شهید وطن شد، با کسانی که برای حفظ آسایش خود، متونی منتشر میکنند که بیشتر به جملات انگیزشی سطحی شباهت دارد.
FarhikhteganDaily.com
@FarhikhteganOnline
آمریکا در واقع چنین چیزی را از ما میخواهد: نخستوزیر ژاپن که کشورش تنها قربانی بمب اتمی است، در سفر به آمریکا، بر مزار نظامیان و خلبانانی که روی هیروشیما و ناکازاکی بمب اتم ریختند، ادای احترام میکند!
هم دیگران را شکست داده و ویران میکنند و هم آنها را تحقیر میکنند و به دیگران این پیام را ارسال میکنند که سرنوشتتان همین است. به یقین اگر در این جنگ ایران شکست بخورد، ویرانی و تحقیری به مراتب بدتر از این به ایران و ایرانی تحمیل خواهد شد.
https://eitaa.com/binandeh68
ترامپ، برای کنترل بازار انرژی و قیمت نفت و نیز پنهان کردن شکست و ناتوانی در بازگشایی تنگه هرمز، میدان اصلی جنگ را عرصه رسانه و جنگ روانی قرار داده است_جایی که هنر اصلی اوست_ و عقبنشینی از تهدید زدن زیرساختهای برق ایران و اعلام در جریان بودن مذاکره با ایران را هم میتوان جنگ روانی برای کنترل بازار تفسیر کرد، هم عملیات فریب و هم اذعان به شکست با توجه به تهدیدات متقابل ایران.
من دلیل اصلی را تاثیری میدانم که حمله متقابل ایران بر بازار انرژی میگذارد و به خصوص تهدید به بستن کامل تنگه هرمز که در آن صورت قیمت نفت دیگر غیر قابل کنترل خواهد شد و با شوک رسانهای هم چارهناپذیر است.
ترامپ فعلا در میدان جنگ نتوانست به اهدافش برسد و هیچگونه سستی و عقبنشینی هم در موضع ایران مشاهده نمیشود و اتفاقا ایران هر روز جسورتر میشود و این یعنی مرعوب جنگ روانی ترامپ نمیشود و هم در عرصه رسانه پاسخ جنگ روانی او را میدهد و هم در میدان هر روز عرصه را گستردهتر و تهدیدات را عینیتر میکند.
https://eitaa.com/binandeh68
🔴این روزها لانچر از مقدسات ما است
تهمورث بشیریه، عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبایی در یادداشتی نوشت:
🔻 این روزها مقدسات جدیدی پیدا کردهام و جز خدا معنای ناموس و شرف را مساوی با وطن خواندهام. این روزها لباس رزم، پوتین، درجه نظامی، پهپاد و رجزخوانی سربازان ایران، نوامیسم شدهاند و این شبها لانچر، اوج عشقی سوزان و جوشان و خونین و رنگین برای من است. پس اگر ببینمش، بوسه بر این پاسدارنده شرف و عزت و غرور و میهنمان میزنم. این روزها لانچر از مقدسات است و بی وضوی زبان، از آن نمیتوان یاد کرد.
🔻 این روزها لانچر از مقدسات ما است
این روزها سراسر وجودم غمی است با چاشنی حماسه، سوگی است با چاشنی خشم و البته دردی است با چاشنی هیجان و امید. این روزها به آنی، فکرم از شرق به غرب میرود و در لحظهای از جنوب به شمال میپرد. یأس هجران دارم و شوق وصال. ماتم از دست دادن و شادی نایل شدن را به هم آمیختهام. دلم فریاد میکشد و زبانم خاموش است. سر در گریبان دارم و عرق خشم از جبین پاک میکنم.
🔻 این روزها باورهایم در حال نوزایی است، درون و برونم را الک میکنم و غربال، بر جان و سامان خویش بستهام.
🔻 این روزها بیشتر از همیشه، خدا را در وطن یافتهام و پرستیدن آن را دریافتهام. رقص خون را بر پیکرها دیدهام و بوی باروت را در فضا شنیدهام و گوشم پر است از انفجارهایی که شرارت و رشادت را با هم دارند.
🔻 این روزها مقدسات جدیدی پیدا کردهام و جز خدا معنای ناموس و شرف را مساوی با وطن خواندهام. این روزها لباس رزم، پوتین، درجه نظامی، پهپاد و رجزخوانی سربازان ایران، نوامیسم شدهاند و این شبها لانچر، اوج عشقی سوزان و جوشان و خونین و رنگین برای من است. پس اگر ببینمش، بوسه بر این پاسدارنده شرف و عزت و غرور و میهنمان میزنم. این روزها لانچر از مقدسات است و بی وضوی زبان، از آن نمیتوان یاد کرد.
🔻 لانچر، اکنون نماد شور و شعور و غرور ما است و نوری که از آن برمیخیزد و خونی که بر آن میریزد، سمبل غیرت و شرافت ما است. این روزها با توسل به لانچر، غرور ملیمان را فریاد میکشیم و نقش عزتمان را بر مواضع سست جانیان و بچهخواران عالم میزنیم و عجب نقش زیبایی است نقشی که در مقام قدسی دفاع و در پاسخ به تجاوز همیشهمتجاوزان عصر حاضر ترسیم میکنیم. اینها همه به برکت و مدد لانچرهایی است که رزمندگانمان با نفس خویش، آتش آن را میافروزند و با غیرت و شرف ایرانی خود، پرتابش میکنند.
🔻 گویی از جان خویش، در آن لانچر میدمند تا عشق به میهن را در زیر باران سیلآسای خطر، ترجمان شوند و روح بلندشان در آن به ظاهر قطعات فلزی، حلول میکند تا صدای توانایی ایران در دفاع از خود و تا آخرین قطره خون، به گوش جهانیان برسد. تا بدانند ایران همچون همیشه و بر خلاف سفلگان دنیا، نه گردنی برای کرنش دارد و نه کمری برای خم شدن در مقابل بیشرفترین بیشرفان عالم و بدانند که ایران، تماما جان است که این بار به جای کمان آرش، در لانچر میروید.
🔻 آری این روزها لانچر از مقدسات ما است؛ بی وضو نزدیکش نباید شد!
@FarhikhteganOnline
تقابل استراتژیها در وضعیت تداوم جنگ و عوامل تعیینکننده نتیجه آن!
در شرایطی که plan Aآمریکا و اسرائیل یعنی فروپاشی جمهوری اسلامی، اشغال ایران و جنگ داخلی در ۴۸ساعت تا ۷۲ ساعت نخست جنگ طی یک عملیات برقآسا و با ترور رهبران ایران، به دلایل مختلف شکست خورد، در وضعیت کنونی، به نظر میرسد آمریکا به دنبال راهی برای خروج از جنگ-احتمالا از طریق یک عملیات بزرگ که بتواند افکار عمومی کشورش را مبنی بر پیروزی قانع کند و این مسیر را این روزها در سایه بحث مذاکره که در واقع یک عملیات فریب بیش نیست و تهدید زیرساختهایی مانند برق یا احتمال ورود زمینی برای اشغال جزایر دنبال میکند- است؛ چرا که انسداد تنگه هرمز و تلاطم بازار انرژی، حملات مکرر به پایگاههای آمریکا در منطقه و آسیب جدی به هیمنه نظامی آمریکا به خصوص عقبنشینی ناوهای جنگیاش که زمانی نام و عکس آنها رعشه بر اندام سران کشورهای مختلف میانداخت، و اینکه به نظر میرسد از سقوط جمهوری اسلامی و فرپاشی ایران ناامید شدهاند، نیل به پیروزی بزرگ را برای آنها ناممکن کرده است.
درشرایط عدم فروپاشی و سقوط جمهوری اسلامی، اسرائیل به دنبال تداوم جنگ و جلوگیری از خروج آمریکا از جنگ است تا بتواند استراتژی 《تضعیف》 ایران را دنبال کند و تا ایران برای شرایط پس از جنگ یک ایران ضعیف شده باشد که دیگر توان مواجهه با اسرائیل را نداشته باشد و این کار را از طریق حمله به زیرساختها و فرسایشی کردن جنگ برای تضعیف تابآوری اجتماعی انجام میدهد.
ایران اما با امتناع از مذاکره یا تعلیق آن تا زمان مناسب، بر این باور است که در شرایط کنونی و با اتکاء مولفههای مختلف از جمله پشتیبانی اجتماعی از ادامه جنگ، انسداد هوشمند تنگه هرمز، قدرت موشکی و پهپادی، انجام تهدیدهای معتبر مانند تهدید حمله به زیرساختها رژیم و کشورهای منطقه، پراکندگی شلیک زمانی موشکها و پهپادها و در پناهگاه نگهداشتن دائمی ساکنان سرزمینهای اشغالی و تعطیلی عمومی کسبوکارهای آنان و هدف گرفتن تاب آوری اجتماعی آنها، حمله بی وقفه به پایگاههای آمریکا و تلاش برای قرار دادن کشورهای منطقه روبروی آمریکا، حمله بی امان به گروهکها و فعال نگهداشتن گروههای منطقهای، به دنبال تحمیل اراده خود بر طرفین جنگ از موضع قدرت است. از اهرمهای جدی که ایران هنوز استفاده نکرده است ورود انصارالله یمن_به عنوان بازیگری مصالحهناپذیر و پیشبینیناپذیر_ به جنگ و تهدید بابالمندب و آرامکو است که شاکله اقتصاد و انرژی جهانی را بیش از پیش تهدید میکند.
در شرایط چنین تقابلی در سطح استراتژیک، آمریکا به دنبال مذاکره و عملیات بزرگ برای پیروزی در حین مذاکره،اسرائیل مانعی بزرگ در راه مذاکره و ایران زخمخورده از مذاکرات پیشین، دست به عصا در مواجهه با مذاکره و انگشت بر ماشه میجنگد تا تسلیم نشود و اراده خود را تحمیل کند و لذا بعید به نظر میرسد به دام مذاکره بیفتد و حاضر به تامین خواستههای آمریکا باشد.
از منظری واقعگرایانه، عوامل اصلی تعیین کننده نتیجه این جنگ چند عامل است: ۱. وضعیت ذخایر جنگافزارهای استراتژیک طرفین از حیث آفندی و پدافندی. ۲. تاب آوری اجتماعی و سیاسی طرفین جنگ؛ اعم از آمریکا به دنبال افزایش هزینههای انرژی و احتمالا نارضایتی و اعتراض اجتماعی، اسرائیل، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس . ۳. وضعیت بازار انرژی و نحوه مواجهه سایر کشورها و جوامع با آن. ۴. ورود عوامل جدید به جنگ؛ مثلا ورود ناتو یا کشورهای اروپایی برای بازگشایی تنگه هرمز یا ورود انصارالله برای تهدید بابالمندب و آرامکو. ۵. برای ایران البته توانایی تامین بازار و نیز عادی شدن فعالیت کسب و کارهای اداری و خصوصی بعد از عید نوروز یک مولفه بسیار مهم تعیین کننده است. و البته امتداد یافتن حمایت عمومی از ادامه جنگ تا رسیدن به اهداف.
هرکدام از این کلان مولفهها یا ترکیبی از اینها میتواند نتیجه این جنگ را به نفع یکی از طرفین تغییر دهد.
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
📸 میدل ایست مانیتور: ایران با هدف قرار دادن دیمونا به سیم آخر زده و دارد «دکترین مرد دیوانه» ترامپ را به خودِ آمریکا و اسرائیل برمیگرداند
⭕️ ایران هر تشدید تنشی را با تشدید تنشِ متقابل پاسخ میدهد و هر حملهای به زیرساختها را عیناً با هدف قرار دادن زیرساختهای مشابه جواب میدهد.
پارسینTV را به اشتراک بگذارید📲
🆔 @parsin_tv
🔴 «صلح از طریق مقاومت»
وبگاه میدل ایست ماینتور نوشته است:
🔻راهبرد ایران در این جنگ دستیابی به صلح از طریق مقاومت است.
🔻 برخلاف تصور دولت ترامپ که با بمبارانهای سنگین به دنبال تسلیم کردن مردم است، دههها تحریم و فشار باعث نوعی «تابآوری ریشهدار» در جامعه ایران شده است.
🔻 ایران معتقد است تنها زمانی که واشینگتن و تلآویو به این نتیجه برسند که ادامه جنگ هزینه بیشتری از توقف آن دارد، صلح برقرار خواهد شد.
FarhikhteganDaily.com
@FarhikhteganOnline
🔹 ایرانگرایی واقعی و ایرانگرایی فانتزی!
🖊 مهدی فدایی مهربانی/ دانشگاه تهران
ایرانگرایان و ملی گرایانی هم داریم که در روزگار کنونی که شعارهای اینستاگرامیشان در دفاع از وطن از عرصه خارج شده است، دیگر ایرانگراییشان بلاموضوع شده است! چرا؟ چون به معنای واقعی کلمه همۀ ایرانگراییشان «حرف» بود و آن هم پوچترین شکل «حرف» که در دنیای «مجازی» مجالی برای هرکسِ معتبر و غیرمعتبری فراهم کرده است!
اما همان حرف که در زمان صلح فقط حرف است، در زمان جنگ، یک عمل است. و این خصلت جنگ است که در میانۀ آن، هیچ مجالی برای امر خنثی نیست. زیرا وطن، همچون مادر است و هنگام تعرض به مادر، حتی سکوت نیز نوعی عمل است؛ در جنگ علیه وطن، سکوت نیز خیانت است.
برای ایرانگرایان واقعی، جنگ، عرصۀ عمل به عنوان یک وطنپرست است؛ عمل نه صرفاً بدان معنی که از یک استاد دانشگاه، دانشجو، سلبریتی یا نخبۀ فکری متوقع باشیم اقدام عملی کند و تفنگ در دست گیرد یا وارد معرکه شود، در میانۀ جنگ، حتی سخن و موضع نخبۀ فکری نیز یک عمل است. در دورانی که وطنت در جنگ است، در دورانی که هر روز حجم بیشتری از خون مردمان وطنت، از فرزندانِ مادرت، ریخته میشود، «بی طرفی» پوچترین مفهوم است؛ در چنین وضعی، حتی سکوت نیز از دیاثت و فقدان شرف است. در میان جنگ، وسط بازی دقیقاً چه چیزی به ارمغان میآورد؟ من معتقدم حتی مزدورانِ خودفروخته که اکنون جانب دشمن را گرفته اند، بر این جماعت «بی طرف» و «وسط باز» شرف دارند. خودفروختگان عافیت طلبی را در پیش نگرفته و منتظر نیستند تا جهت وزش باد را تشخیص دهند.
تاریخ فراموش نخواهد کرد که در روزگار غریبی که سربازان ایران، جوانان این سرزمین، همچون سربازان رئیسعلی دلواری در حال دفاع از خاک وطن در مقابل بیگانگان بودند و مردمان شجاع ایران در خیابانها در حال پاسداری از وطن بودند، عده ای ترجیح دادند سکوت کنند تا ببینند چه زمانی اوضاع آرام میشود تا بر روی خاکی که بر آن خون ایرانگرایان واقعی ریخت، بساط ایرانگرایی فانتزی و روشنفکرمآبی بی دردسرشان را پهن کنند!
@ghoghnoseiran
جنگ فراز و فرود دارد. پیشروی و پَسروی دارد. عملیات پیروز و مسرت بخش و عملیات آسیب و شکست دارد. نه با عملیاتهای موفق باید حس غرور و پیروز نهایی داشت و نه با ضربه خوردن باید احساس شکست داشت. نتیجه جنگ، فقط پایان جنگ تعیین میشود نه میانه آن.
@alirezazadbar
در میانهی میدان، در هنگامه جنگ!
در این ایام جنگ و خاصه در روزهای اخیر با چندین نفر از رزمندگان خط مقدم(یا به اصطلاح این روزها پای لانچرنشینها) در یگانهای پدافند، هوافضا و نیروی دریایی هم کلام شدم. از وضعیت آتش خودی و دشمن گفتند، از موشکهایی که در چند متریشان قلب زمین را شکافت و ساختمانهایی که ویرانه شد و کارکنانی که آواره شدند، از رفقا و همکارانشان که تکهتکه شدند و بعضا قابل شناسایی نبودند، از داغ سنگین شهادت امام شهیدشان که هیچ داغ و دردی برایشان سنگینتر از آن نبود و نیست، از حرص و جوشها و غصه ضعف پدافندی که توانایی زدن جنگنده را ندارند، از خالی بودن پادگانها، از شب نخوابیهای بچهها، از دیدن سایه مرگ در چند قدمی و نهراسیدن از آن، از موجانفجارهای مهیب، از هیمنه و ابهت ناوهای آمریکایی که پیش از جنگ در خلیج فارس میدیدند و وحشت میکردند، از مینریزی و ابعاد آن و امکانها و پیامدهای آن، از شهرهای موشکی و عظمت آنها، از پراکندگی نیروها و تجهیزات، از احتمال حمله زمینی و ابعاد آن_که عجیب است در این مورد همهشان دلشان و بیانشان قرص و محکم است که هیچ جای نگرانی نیست و آماده قتل عام متجاوزان هستند با تاکتیکهای مختلف که تاکنون آمریکاییها ندیدند_ و خلاصه از تلخی و شیرینی و فرصتها و چالشهای جنگ سخنها رفت.
با وجود همنشینی لحظهای با مرگ و موشک، اما نگرانی آنها نه از کشتهشدن و جنگیدن، بلکه بیشتر دلنگران خیابان هستند که مبادا خالی شود و شغالها، شبانه به میدان بیایند و از پشت خنجر بزنند و البته اهل سیاست که ممکن است با سودای آتشبس، سایه جنگ را همچنان بالای سر کشور نگهدارند. آنها باور دارند این جنگ، جنگ وجودی است یا مرگ یا ادامه حیات پر قدرت برای کشور!
یکشان جلوی خودم به مادرش میگفت: اگر من شهید شدم برای من شیون نکنید، برای امام شهیدمان عزاداری کنید! یکیشان هم با ریش سه تیغ و شلوار جین که تازه از دریا و از زیر موشک آمده بود از شگفتانههای دریایی در سواحل و جزایر و آنچه آمریکاییها در مخیلهشان نمیگنجد میگفت، هرچند میگفت که بسیاری از تجهیزاتمان از بین رفت، ولی نگرانی وجود ندارد. از فرار ناو با ابهتی میگفت که پیش از جنگ، نه فقط از جنگیدن با آن، بلکه از صدای بوق و عظمت آن نیز وحشت داشتند، به عمق آبهای آزاد و البته از شهپادها(شناور هدایتپذیر از راه دور) و موشکهایی که بلای جان ناو و کشتیها و تجهیزات آمریکایی شدند و چندین برابر تجهیزات آسیب دیده ما، از تجهیزات منطقهای آنها آسیب دید.
جنگیدن با صلابت و شجاعت آنهم با ابرقدرتهای دنیا و نهراسیدن از پنجه در پنجه شدن با مرگ، آن بنیاد مستحکمی است که بقاء یک ملت و نظام سیاسی را در کوران حوادث و بلایایی که بر یک ملت وارد میشود، تضمین میکند. اینکه نیروی نظامی با تجهیزاتی که بعضا قابل رقابت با تجهیزات نیروی مهاجم نیستند بایستد و به قول یکیشان که میگفت:《 ما از زیر موشک و خاک و خلها میگوییم حاضریم ماهها بجنگیم و سرمای استخوانسوز و گرمای طاقتفرسا و نیش پشهها را تحمل کنیم، ولی یکبار برای همیشه سایه جنگ را از سر کشور دور کنیم》، و از جنگ فرار نکند و غر نزند که نمیشود و نمیتوانیم، سرمایه بزرگ یک ملت است که البته بخشی از همین ملت، ناجوانمردانه علیهاش شعار میدهد و او را داعشی میخواند و این غم جانکاهی است!
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68