🔴این روزها لانچر از مقدسات ما است
تهمورث بشیریه، عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبایی در یادداشتی نوشت:
🔻 این روزها مقدسات جدیدی پیدا کردهام و جز خدا معنای ناموس و شرف را مساوی با وطن خواندهام. این روزها لباس رزم، پوتین، درجه نظامی، پهپاد و رجزخوانی سربازان ایران، نوامیسم شدهاند و این شبها لانچر، اوج عشقی سوزان و جوشان و خونین و رنگین برای من است. پس اگر ببینمش، بوسه بر این پاسدارنده شرف و عزت و غرور و میهنمان میزنم. این روزها لانچر از مقدسات است و بی وضوی زبان، از آن نمیتوان یاد کرد.
🔻 این روزها لانچر از مقدسات ما است
این روزها سراسر وجودم غمی است با چاشنی حماسه، سوگی است با چاشنی خشم و البته دردی است با چاشنی هیجان و امید. این روزها به آنی، فکرم از شرق به غرب میرود و در لحظهای از جنوب به شمال میپرد. یأس هجران دارم و شوق وصال. ماتم از دست دادن و شادی نایل شدن را به هم آمیختهام. دلم فریاد میکشد و زبانم خاموش است. سر در گریبان دارم و عرق خشم از جبین پاک میکنم.
🔻 این روزها باورهایم در حال نوزایی است، درون و برونم را الک میکنم و غربال، بر جان و سامان خویش بستهام.
🔻 این روزها بیشتر از همیشه، خدا را در وطن یافتهام و پرستیدن آن را دریافتهام. رقص خون را بر پیکرها دیدهام و بوی باروت را در فضا شنیدهام و گوشم پر است از انفجارهایی که شرارت و رشادت را با هم دارند.
🔻 این روزها مقدسات جدیدی پیدا کردهام و جز خدا معنای ناموس و شرف را مساوی با وطن خواندهام. این روزها لباس رزم، پوتین، درجه نظامی، پهپاد و رجزخوانی سربازان ایران، نوامیسم شدهاند و این شبها لانچر، اوج عشقی سوزان و جوشان و خونین و رنگین برای من است. پس اگر ببینمش، بوسه بر این پاسدارنده شرف و عزت و غرور و میهنمان میزنم. این روزها لانچر از مقدسات است و بی وضوی زبان، از آن نمیتوان یاد کرد.
🔻 لانچر، اکنون نماد شور و شعور و غرور ما است و نوری که از آن برمیخیزد و خونی که بر آن میریزد، سمبل غیرت و شرافت ما است. این روزها با توسل به لانچر، غرور ملیمان را فریاد میکشیم و نقش عزتمان را بر مواضع سست جانیان و بچهخواران عالم میزنیم و عجب نقش زیبایی است نقشی که در مقام قدسی دفاع و در پاسخ به تجاوز همیشهمتجاوزان عصر حاضر ترسیم میکنیم. اینها همه به برکت و مدد لانچرهایی است که رزمندگانمان با نفس خویش، آتش آن را میافروزند و با غیرت و شرف ایرانی خود، پرتابش میکنند.
🔻 گویی از جان خویش، در آن لانچر میدمند تا عشق به میهن را در زیر باران سیلآسای خطر، ترجمان شوند و روح بلندشان در آن به ظاهر قطعات فلزی، حلول میکند تا صدای توانایی ایران در دفاع از خود و تا آخرین قطره خون، به گوش جهانیان برسد. تا بدانند ایران همچون همیشه و بر خلاف سفلگان دنیا، نه گردنی برای کرنش دارد و نه کمری برای خم شدن در مقابل بیشرفترین بیشرفان عالم و بدانند که ایران، تماما جان است که این بار به جای کمان آرش، در لانچر میروید.
🔻 آری این روزها لانچر از مقدسات ما است؛ بی وضو نزدیکش نباید شد!
@FarhikhteganOnline
تقابل استراتژیها در وضعیت تداوم جنگ و عوامل تعیینکننده نتیجه آن!
در شرایطی که plan Aآمریکا و اسرائیل یعنی فروپاشی جمهوری اسلامی، اشغال ایران و جنگ داخلی در ۴۸ساعت تا ۷۲ ساعت نخست جنگ طی یک عملیات برقآسا و با ترور رهبران ایران، به دلایل مختلف شکست خورد، در وضعیت کنونی، به نظر میرسد آمریکا به دنبال راهی برای خروج از جنگ-احتمالا از طریق یک عملیات بزرگ که بتواند افکار عمومی کشورش را مبنی بر پیروزی قانع کند و این مسیر را این روزها در سایه بحث مذاکره که در واقع یک عملیات فریب بیش نیست و تهدید زیرساختهایی مانند برق یا احتمال ورود زمینی برای اشغال جزایر دنبال میکند- است؛ چرا که انسداد تنگه هرمز و تلاطم بازار انرژی، حملات مکرر به پایگاههای آمریکا در منطقه و آسیب جدی به هیمنه نظامی آمریکا به خصوص عقبنشینی ناوهای جنگیاش که زمانی نام و عکس آنها رعشه بر اندام سران کشورهای مختلف میانداخت، و اینکه به نظر میرسد از سقوط جمهوری اسلامی و فرپاشی ایران ناامید شدهاند، نیل به پیروزی بزرگ را برای آنها ناممکن کرده است.
درشرایط عدم فروپاشی و سقوط جمهوری اسلامی، اسرائیل به دنبال تداوم جنگ و جلوگیری از خروج آمریکا از جنگ است تا بتواند استراتژی 《تضعیف》 ایران را دنبال کند و تا ایران برای شرایط پس از جنگ یک ایران ضعیف شده باشد که دیگر توان مواجهه با اسرائیل را نداشته باشد و این کار را از طریق حمله به زیرساختها و فرسایشی کردن جنگ برای تضعیف تابآوری اجتماعی انجام میدهد.
ایران اما با امتناع از مذاکره یا تعلیق آن تا زمان مناسب، بر این باور است که در شرایط کنونی و با اتکاء مولفههای مختلف از جمله پشتیبانی اجتماعی از ادامه جنگ، انسداد هوشمند تنگه هرمز، قدرت موشکی و پهپادی، انجام تهدیدهای معتبر مانند تهدید حمله به زیرساختها رژیم و کشورهای منطقه، پراکندگی شلیک زمانی موشکها و پهپادها و در پناهگاه نگهداشتن دائمی ساکنان سرزمینهای اشغالی و تعطیلی عمومی کسبوکارهای آنان و هدف گرفتن تاب آوری اجتماعی آنها، حمله بی وقفه به پایگاههای آمریکا و تلاش برای قرار دادن کشورهای منطقه روبروی آمریکا، حمله بی امان به گروهکها و فعال نگهداشتن گروههای منطقهای، به دنبال تحمیل اراده خود بر طرفین جنگ از موضع قدرت است. از اهرمهای جدی که ایران هنوز استفاده نکرده است ورود انصارالله یمن_به عنوان بازیگری مصالحهناپذیر و پیشبینیناپذیر_ به جنگ و تهدید بابالمندب و آرامکو است که شاکله اقتصاد و انرژی جهانی را بیش از پیش تهدید میکند.
در شرایط چنین تقابلی در سطح استراتژیک، آمریکا به دنبال مذاکره و عملیات بزرگ برای پیروزی در حین مذاکره،اسرائیل مانعی بزرگ در راه مذاکره و ایران زخمخورده از مذاکرات پیشین، دست به عصا در مواجهه با مذاکره و انگشت بر ماشه میجنگد تا تسلیم نشود و اراده خود را تحمیل کند و لذا بعید به نظر میرسد به دام مذاکره بیفتد و حاضر به تامین خواستههای آمریکا باشد.
از منظری واقعگرایانه، عوامل اصلی تعیین کننده نتیجه این جنگ چند عامل است: ۱. وضعیت ذخایر جنگافزارهای استراتژیک طرفین از حیث آفندی و پدافندی. ۲. تاب آوری اجتماعی و سیاسی طرفین جنگ؛ اعم از آمریکا به دنبال افزایش هزینههای انرژی و احتمالا نارضایتی و اعتراض اجتماعی، اسرائیل، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس . ۳. وضعیت بازار انرژی و نحوه مواجهه سایر کشورها و جوامع با آن. ۴. ورود عوامل جدید به جنگ؛ مثلا ورود ناتو یا کشورهای اروپایی برای بازگشایی تنگه هرمز یا ورود انصارالله برای تهدید بابالمندب و آرامکو. ۵. برای ایران البته توانایی تامین بازار و نیز عادی شدن فعالیت کسب و کارهای اداری و خصوصی بعد از عید نوروز یک مولفه بسیار مهم تعیین کننده است. و البته امتداد یافتن حمایت عمومی از ادامه جنگ تا رسیدن به اهداف.
هرکدام از این کلان مولفهها یا ترکیبی از اینها میتواند نتیجه این جنگ را به نفع یکی از طرفین تغییر دهد.
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
📸 میدل ایست مانیتور: ایران با هدف قرار دادن دیمونا به سیم آخر زده و دارد «دکترین مرد دیوانه» ترامپ را به خودِ آمریکا و اسرائیل برمیگرداند
⭕️ ایران هر تشدید تنشی را با تشدید تنشِ متقابل پاسخ میدهد و هر حملهای به زیرساختها را عیناً با هدف قرار دادن زیرساختهای مشابه جواب میدهد.
پارسینTV را به اشتراک بگذارید📲
🆔 @parsin_tv
🔴 «صلح از طریق مقاومت»
وبگاه میدل ایست ماینتور نوشته است:
🔻راهبرد ایران در این جنگ دستیابی به صلح از طریق مقاومت است.
🔻 برخلاف تصور دولت ترامپ که با بمبارانهای سنگین به دنبال تسلیم کردن مردم است، دههها تحریم و فشار باعث نوعی «تابآوری ریشهدار» در جامعه ایران شده است.
🔻 ایران معتقد است تنها زمانی که واشینگتن و تلآویو به این نتیجه برسند که ادامه جنگ هزینه بیشتری از توقف آن دارد، صلح برقرار خواهد شد.
FarhikhteganDaily.com
@FarhikhteganOnline
🔹 ایرانگرایی واقعی و ایرانگرایی فانتزی!
🖊 مهدی فدایی مهربانی/ دانشگاه تهران
ایرانگرایان و ملی گرایانی هم داریم که در روزگار کنونی که شعارهای اینستاگرامیشان در دفاع از وطن از عرصه خارج شده است، دیگر ایرانگراییشان بلاموضوع شده است! چرا؟ چون به معنای واقعی کلمه همۀ ایرانگراییشان «حرف» بود و آن هم پوچترین شکل «حرف» که در دنیای «مجازی» مجالی برای هرکسِ معتبر و غیرمعتبری فراهم کرده است!
اما همان حرف که در زمان صلح فقط حرف است، در زمان جنگ، یک عمل است. و این خصلت جنگ است که در میانۀ آن، هیچ مجالی برای امر خنثی نیست. زیرا وطن، همچون مادر است و هنگام تعرض به مادر، حتی سکوت نیز نوعی عمل است؛ در جنگ علیه وطن، سکوت نیز خیانت است.
برای ایرانگرایان واقعی، جنگ، عرصۀ عمل به عنوان یک وطنپرست است؛ عمل نه صرفاً بدان معنی که از یک استاد دانشگاه، دانشجو، سلبریتی یا نخبۀ فکری متوقع باشیم اقدام عملی کند و تفنگ در دست گیرد یا وارد معرکه شود، در میانۀ جنگ، حتی سخن و موضع نخبۀ فکری نیز یک عمل است. در دورانی که وطنت در جنگ است، در دورانی که هر روز حجم بیشتری از خون مردمان وطنت، از فرزندانِ مادرت، ریخته میشود، «بی طرفی» پوچترین مفهوم است؛ در چنین وضعی، حتی سکوت نیز از دیاثت و فقدان شرف است. در میان جنگ، وسط بازی دقیقاً چه چیزی به ارمغان میآورد؟ من معتقدم حتی مزدورانِ خودفروخته که اکنون جانب دشمن را گرفته اند، بر این جماعت «بی طرف» و «وسط باز» شرف دارند. خودفروختگان عافیت طلبی را در پیش نگرفته و منتظر نیستند تا جهت وزش باد را تشخیص دهند.
تاریخ فراموش نخواهد کرد که در روزگار غریبی که سربازان ایران، جوانان این سرزمین، همچون سربازان رئیسعلی دلواری در حال دفاع از خاک وطن در مقابل بیگانگان بودند و مردمان شجاع ایران در خیابانها در حال پاسداری از وطن بودند، عده ای ترجیح دادند سکوت کنند تا ببینند چه زمانی اوضاع آرام میشود تا بر روی خاکی که بر آن خون ایرانگرایان واقعی ریخت، بساط ایرانگرایی فانتزی و روشنفکرمآبی بی دردسرشان را پهن کنند!
@ghoghnoseiran
جنگ فراز و فرود دارد. پیشروی و پَسروی دارد. عملیات پیروز و مسرت بخش و عملیات آسیب و شکست دارد. نه با عملیاتهای موفق باید حس غرور و پیروز نهایی داشت و نه با ضربه خوردن باید احساس شکست داشت. نتیجه جنگ، فقط پایان جنگ تعیین میشود نه میانه آن.
@alirezazadbar
در میانهی میدان، در هنگامه جنگ!
در این ایام جنگ و خاصه در روزهای اخیر با چندین نفر از رزمندگان خط مقدم(یا به اصطلاح این روزها پای لانچرنشینها) در یگانهای پدافند، هوافضا و نیروی دریایی هم کلام شدم. از وضعیت آتش خودی و دشمن گفتند، از موشکهایی که در چند متریشان قلب زمین را شکافت و ساختمانهایی که ویرانه شد و کارکنانی که آواره شدند، از رفقا و همکارانشان که تکهتکه شدند و بعضا قابل شناسایی نبودند، از داغ سنگین شهادت امام شهیدشان که هیچ داغ و دردی برایشان سنگینتر از آن نبود و نیست، از حرص و جوشها و غصه ضعف پدافندی که توانایی زدن جنگنده را ندارند، از خالی بودن پادگانها، از شب نخوابیهای بچهها، از دیدن سایه مرگ در چند قدمی و نهراسیدن از آن، از موجانفجارهای مهیب، از هیمنه و ابهت ناوهای آمریکایی که پیش از جنگ در خلیج فارس میدیدند و وحشت میکردند، از مینریزی و ابعاد آن و امکانها و پیامدهای آن، از شهرهای موشکی و عظمت آنها، از پراکندگی نیروها و تجهیزات، از احتمال حمله زمینی و ابعاد آن_که عجیب است در این مورد همهشان دلشان و بیانشان قرص و محکم است که هیچ جای نگرانی نیست و آماده قتل عام متجاوزان هستند با تاکتیکهای مختلف که تاکنون آمریکاییها ندیدند_ و خلاصه از تلخی و شیرینی و فرصتها و چالشهای جنگ سخنها رفت.
با وجود همنشینی لحظهای با مرگ و موشک، اما نگرانی آنها نه از کشتهشدن و جنگیدن، بلکه بیشتر دلنگران خیابان هستند که مبادا خالی شود و شغالها، شبانه به میدان بیایند و از پشت خنجر بزنند و البته اهل سیاست که ممکن است با سودای آتشبس، سایه جنگ را همچنان بالای سر کشور نگهدارند. آنها باور دارند این جنگ، جنگ وجودی است یا مرگ یا ادامه حیات پر قدرت برای کشور!
یکشان جلوی خودم به مادرش میگفت: اگر من شهید شدم برای من شیون نکنید، برای امام شهیدمان عزاداری کنید! یکیشان هم با ریش سه تیغ و شلوار جین که تازه از دریا و از زیر موشک آمده بود از شگفتانههای دریایی در سواحل و جزایر و آنچه آمریکاییها در مخیلهشان نمیگنجد میگفت، هرچند میگفت که بسیاری از تجهیزاتمان از بین رفت، ولی نگرانی وجود ندارد. از فرار ناو با ابهتی میگفت که پیش از جنگ، نه فقط از جنگیدن با آن، بلکه از صدای بوق و عظمت آن نیز وحشت داشتند، به عمق آبهای آزاد و البته از شهپادها(شناور هدایتپذیر از راه دور) و موشکهایی که بلای جان ناو و کشتیها و تجهیزات آمریکایی شدند و چندین برابر تجهیزات آسیب دیده ما، از تجهیزات منطقهای آنها آسیب دید.
جنگیدن با صلابت و شجاعت آنهم با ابرقدرتهای دنیا و نهراسیدن از پنجه در پنجه شدن با مرگ، آن بنیاد مستحکمی است که بقاء یک ملت و نظام سیاسی را در کوران حوادث و بلایایی که بر یک ملت وارد میشود، تضمین میکند. اینکه نیروی نظامی با تجهیزاتی که بعضا قابل رقابت با تجهیزات نیروی مهاجم نیستند بایستد و به قول یکیشان که میگفت:《 ما از زیر موشک و خاک و خلها میگوییم حاضریم ماهها بجنگیم و سرمای استخوانسوز و گرمای طاقتفرسا و نیش پشهها را تحمل کنیم، ولی یکبار برای همیشه سایه جنگ را از سر کشور دور کنیم》، و از جنگ فرار نکند و غر نزند که نمیشود و نمیتوانیم، سرمایه بزرگ یک ملت است که البته بخشی از همین ملت، ناجوانمردانه علیهاش شعار میدهد و او را داعشی میخواند و این غم جانکاهی است!
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
هدایت شده از کاوش مدیا
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ استاد علوم سیاسی در دانشگاه قطر:
📍ورود کشورهای عربی به جنگ با ایران بزرگترین خطای عمرشان خواهد بود/منطقه خلیج فارس در واقع منطقهای با بناهای شیشهای و آسیبپذیر است و اگر همچون به اسرائیل به ما حمله شود به شکل گستردهای آسیب خواهیم دید/ایالات متحده به هیچ وجه در کنار ما نیست، بلکه تمامقد در کنار اسرائیل ایستاده و هرگز اجازه نخواهد داد ما به یک قدرت واقعی تبدیل شویم/ایران در چهل سال اخیر توانسته است توانمندیهایی ایجاد کند، اما ما هنوز نتوانستهایم قدرت نظامی مستقلی بنا کنیم...
#عربی
🆔 @Kavoshmedia
🔻*بسیجیِ پای لانچر؛ واقعیترین رستم زمانه*
◾️دربارهٔ تمایز اساسی نوحهٔ «بزن که خوب میزنی» و دلیل عمومی شدنش (با مداحی مهدی رسولی و شعر آرش براری، علی مقدم و امیرعلی شریفی)
✍️مرتضی ابراهیمپور
🔸مداحی «بزن که خوب میزنی»، با خطاب قرار دادن رزمندهٔ پای لانچر، همهٔ حواسها را جمعِ «مجاهدِ میدان رزم» میکند. این مداحی، گفتگوی خاکسارانهٔ مردم است با آن بسیجی مؤمنی که روح و جوهرهٔ ایران است. این گفتگو، خود را در فرم، با سهیم کردن مستمرِ مستمع در همخوانی و تکرار مهمترین بخشهای مداحی، شکل داده تا مردم، خود را وسط صحبتِ باشکوهی با شهدای زنده بیابند. و چه صحنهای خوشایندتر از این برای مردم ایران که به حال مجاهدانهٔ رزمندگان خود غبطه میخورند و آرزویشان، دمی همنفسی با آن پاکترین بندگان خداست و منتقلکردن حس همراهی و پشتیبانی به آنها. همین «تمنای همصحبتی» در همنشینی با «تکرارپذیری» و «شعارگونه بودن ترجیعبند» و «خلق سریع اثر در روزهای اولِ جنگ رمضان»، از عوامل اصلی سر زبان افتادن این مداحی است تا عمومیترین نوحهٔ این روزهای جنگ ما باشد.
🔸التفات و توجه این نوحه به تأسی از حس واقعی خود مردم، به رزمندهٔ پای لانچر است. نادر ابراهیمی در کتاب «با سرودخوانِ جنگ در خطهٔ ناموننگ» خطاب به مدعیان وطندوستی میگوید: «حال به میدان بیایید و بجنگید! به میدان بیایید و شاهنامهخوانیهایتان را به مرحلهٔ عمل برسانید». در این مداحی هم، آنکه شاهنامه و قهرمان آن را معنا میبخشد و زنده میکند، بسیجی مجاهد است. اینجا دیگر رستمِ تهمتن یک اسطورهٔ انتزاعی لابهلای کتابها و منجمد در تاریخ فرهنگی ذهنی نیست؛ بلکه انضمامیترین و واقعیترین قهرمانی است که ایران را سرپا نگه میدارد. رسولی، ایرانیترین، واقعیترین و رستمترین آدمها را در اینجا، ستایش میکند. یکی از دلایل اصلیِ محبوبیت این مداحی هم، همان بندِ تکرارشونده یا گوشوارهٔ معروف آن است که حامل همین معناست: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی»؛ ترجیعبندی که دیگر فراتر از این نوحه، بهعنوان شعار در تجمات خیابانی نیز استفاده میشود.
🔸انگار که این اثر، شعار جمعی این روزهای ما بود خطاب به رزمندگان. یکی از ملاحظههای درست مهدی رسولی در اجرای این اثر نیز، همین است که آن را با سینهزنی همراه نمیکند و متناسب با مضامین و حالوهوای اثر، دستهای مستمعین شبیه وقتِ شعاردادن به حرکت درمیآیند و حس حماسی اثر را تقویت میکنند. کوتاهی بندهای اثر نیز باعث میشود با یکبار شنیدنش، حفظ شود و با آن دم گرفته شود. مداح هم در اجرا مدام با سکوتش، اجازهٔ حضور مخاطب را فراهم میکند. برخی ابیات نیز بهصورت دکلمه و رجز خالص خوانده میشوند که خود حرف، بیواسطهٔ موسیقی بیان شوند و همین، مانع یکنواختی میشود. البته نمیشود پنهان کرد ابیاتی که با نغمه و ظرافتهای موسیقایی خوانده میشوند، گوشنوازترند مثل اجرای بیتِ «بگو با زورگویان استقامت میکند ایران، ببین در معرکه اینک قیامت میکند ایران».
🔸«بزن که خوب میزنی» در تردد میان ستایشِ قدرت نظامی ما و توکل به خداست. با وجود تکرارِ مداومِ دعوت به زدن و درهمکوبیدن دشمن، با آوردن مفاهیمی چون «توکل»، «خداست یار و یاورت» و تعبیر «تو فوقِ هرچه آهنی»، میخواهد اسیر ظواهر جنگ نشود و برتریِ اراده و ایمان انسان انقلاب اسلامی را بر ابزارِ جنگی یادآوری کند؛ اما انگار همچنان در معرض این آسیب هست که این «بزن»گفتنها و تشویقها، بهخودی خود اصالت پیدا کند و ما را از فقرمان و تنها مؤثر هستی غافل کند. همچنان این ظرفیت وجود داشت تا با تلمیح و اشاره به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی» و مضامینی ازین دست که خود فرماندهان موشکیمان مانند شهید تهرانیمقدم همواره زیر لب داشتند، توجه بیشتری را به قدرت الهی جلب کند.
رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
✴️ *فارن پالیسی:
جمهوری اسلامی ۲.۰ در راه است — و زیبا نخواهد بود!*
دیوید ایگناتیوس، تحلیلگر ویژه مناسبات امنیتی منطقه و شخصیت مرتبط با نهادهای تصمیمگیر امنیتی-نظامی ایالات متحده، طی مقالهای در [فارن پالیسی](https://foreignpolicy.com/2026/03/12/iran-war-islamic-republic-regime-change/) (12 مارس 2026) به توصیف وضعیت جمهوری اسلامی ایران پس از حمله آمریکایی-اسرائیلی پرداخته است. ایگناتیوس از منظر یک کارشناس وابسته به ایالات متحده اما با نگرشی واقعنگر و شکّاک، به ترورهای هدفمند مقامات ارشد، ضربات سنگین به ساختار فرماندهی و زیرساختهای نظامی و ادعاهای مربوط به فروپاشی قریبالوقوع نظام اشاره دارد، ولی این پیروزیها را صرفاً «تاکتیکی» قلمداد میکند.
✳️ *تولد «جمهوری اسلامی ۲.۰»: تحکیم به جای فروپاشی*
ایگناتیوس استدلال میکند که برخلاف تصور سیاستمداران واشنگتن، ضربات نظامی نه تنها منجر به فروپاشی نشد، بلکه باعث تولد نسخه دوم و بسیار تهاجمیتر از جمهوری اسلامی شده است. او تاکید میکند که «نظام، سنگینترین ضربه آمریکا را دریافت کرده اما همچنان روی پاست» و برخلاف تصور برخی سیاستمداران، هیچ نشانهای از قیام گسترده مردمی برای سرنگونی آن دیده نمیشود. پیامد این وضعیت، شکلگیری «جمهوری اسلامی ۲.۰» است؛ ساختاری که در آن نهادهای نظامی کنترل بیسابقهای بر کشور پیدا میکنند و در یک ائتلاف عملگرایانه با شبکههای اقتصادی داخلی، بقای خود را تضمین خواهند کرد.
✳️ *انتقال قدرت و انسجام سخت*
مقاله به انتقال قدرت به رهبری جدید انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنهای اشاره کرده و تاکید میکند که این انتقال در میانه جنگ، باعث انسجام لایههای سخت قدرت شده است و مدعی کمرنگ شدن «مشروعیت عمومی» در چشم سیاستمداران ایرانی در این شرایط شده است.
✳️ *جنگ نامتقارن و نیابتی نوین ایران*
یکی از هشدارهای جدی ایگناتیوس، خطر ظهور مجدد و بسیار مرگبارترِ حملات نامتقارن است. او این پدیده را با گروه «سپتامبر سیاه» (که پس از شکست نظامی سازمان آزادیبخش فلسطین در اردن در سال ۱۹۷۰ شکل گرفت) مقایسه میکند، با این تفاوت که شبکههای نیابتی و امنیتی ایران بسیار پیچیدهتر و خطرناکتر هستند. او معتقد است این بُعد از واکنش ایران، هنوز چهره اصلی خود را نشان نداده است و پیشبینی میکند که هستههای مخفی و شبکههای نیابتی ایران، نبرد را از میدانهای رسمی به بنادر، خطوط کشتیرانی و منافع غرب در سراسر جهان منتقل خواهند کرد.
✳️ *تله فرسایشی برای «جنگ ابدی»*
ایران با درک حساسیتهای انتخاباتی در آمریکا، به دنبال طولانی کردن بحران است تا از طریق فشار بر بازارهای انرژی و ایجاد ناامنی مداوم، هزینه سیاسی جنگ را برای دولت ترامپ غیرقابل تحمل کند. راهبرد ایران مقاومت تا نقطهای است که غرب بپذیرد «حمله نظامی به ایران دیگر هرگز یک گزینه معتبر نیست».
✳️ *تغییر رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس: در پی دیپلماسی با تهران*
نویسنده پیشبینی میکند که کشورهای عربی همسایه، متوجه آسیبپذیری خود شدهاند. آنها به جای تکیه صرف به آمریکا، سیاستهای دوگانهای اتخاذ میکنند؛ از یک سو (مانند امارات) به دنبال تقویت سپرهای دفاعی پیشرفته خواهند رفت، اما از سوی دیگر بیسروصدا کانالهای دیپلماتیک خود را با تهران بازسازی میکنند تا از ترکشهای جنگ در امان بمانند (همانطور که کشوری مثل عمان به سرعت سیگنالهای تعامل فرستاده است).
✳️ *سرابِ «تغییر نظام» از بیرون*
ایگناتیوس با استناد به ارزیابیهای جامعه اطلاعاتی آمریکا (سیا) تاکید میکند که تغییر رژیم از طریق بمباران و نیروی نظامی خارجی یک توهم است. او مینویسد که با وجود تمایل بسیاری در غرب برای عبور از این ساختار سیاسی، «ایرانِ جدید روزی و به شکلی ساخته خواهد شد، اما این کار فقط و فقط به دست خود مردم ایران انجام میپذیرد، نه با مداخله نظامی.»
✳️ *ایران جدید زیبا نخواهد بود!*
ایگناتیوس در پایان مقاله نتیجه میگیرد که هرچند آمریکا و اسرائیل ممکن است در نبردهای هوایی پیروز شده باشند، اما در حال باختنِ «جنگِ ثبات» هستند.
او هشدار میدهد که «ایرانِ پس از جنگ»، کشوری زخمی، به شدت نظامیشده و کینهتوز خواهد بود که نه تنها تهدیدی برای منطقه، بلکه چالشی دائمی برای نظم جهانی باقی خواهد ماند. او جمله نهایی خود را با این مضمون به پایان میبرد که: *«پیروزی که به یک جنگ ابدی ختم شود، پیروزی نیست؛ بلکه یک شکستِ تأخیری است.»*
#نماجنگ
🆔 @namafar
هدایت شده از نبض قلم
لزوم احداث و گسترش شبکه های برون مرزی به زبان عبری و عربی!
☸در عرصه پیچیده رسانهای بینالمللی، جایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با بهرهگیری از امپراتوری رسانهای غرب و همچنین در مواقع لزوم اعمال شدیدترین سانسورها و خلاف گویی ها، تلاش در تحریف واقعیتهای منطقه ای دارند، ایجاد و توسعه شبکههای برون مرزی به زبان عبری و عربی یک ضرورت راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود، چرا که این مهم گامی مؤثر در جهت شکستن انحصار رسانهای دشمن و ارائه روایتی مستند و قانعکننده از قدرت و حقانیت جبهه مقاومت به مخاطبان (خصوصا) عبری زبان در سرزمین های اشغالی و سراسر جهان محسوب میشود.
🛑رژیم صهیونیستی همواره با اعمال بالاترین سطح سانسور بر رسانه ها، به ویژه در دوران جنگ و بحران، مانع از آگاهی افکار عمومی از حقایق میشود.
بنابراین تولید محتوای مستند و بدون سانسور به زبان عبری راهی برای خنثیسازی این سانسور و روشن کردن ابعاد پنهان تحولات منطقه است.
❇️تجربه پخش مستند عبریزبان "موشک ها بر فراز بازان" به عنوان یک کار موفق نشان داد که چگونه میتوان روایتی نشنیده و بدون سانسور از جنگ و اصابت موشک ها را به نمایش گذاشت که در رسانههای غربی و صهیونیستی معمولا بازتابی ندارد. به طوری که وب سایت اسرائیل نشنال نیوز انتشار این مستند را جنگ تبلیغاتی علیه اسرائیل دانست!
⚠️از جهت دیگر، حملات نظامی رژیم صهیونیستی به ساختمان صدا و سیما در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که دشمن ضربهپذیری خود را در برابر قدرت نرم ایران احساس کرده و در صدد حذف فیزیکی رسانه های کشور برآمده است؛ بنابراین ایجاد و تقویت شبکههای برونمرزی به زبان عربی و عبری مصداق عینی جهاد تبیین در عرصه بینالمللی است و احداث این شبکهها نقش مهمی در حفظ منافع ملی محسوب میشود.
✍محمدرضا رئیسی
@nabzqalam
.
🎯 مسأله فقط ترامپ نیست؛ ذهنیت آمریکایی است
📌 آمریکا بلد نیست در جهانی زندگی کند که زیر سلطهاش نباشد
🔴 لیدیا پولگرین، ژورنالیست، نیویورک تایمز — مثل خیلی از آمریکاییهای دیگر، من هم در این روزهای تاریک میان دو احساس متضاد سرگردان بودهام. گاهی به خودم میگویم دونالد ترامپ چهرهای استثنایی و بدخواه است و با رفتنش شاید راهی برای ترمیم باز شود. اما در روزهای تیرهتر، به روایتی بنیادیتر متمایل میشوم: اینکه ترامپ تجسم همان چیزی است که آمریکا همیشه بوده، ملتی ازخودراضی که اسطورههایش دربارهٔ مشیت الهی و استثناگرایی به آن این اجازه را دادهاند که هر کاری دلش میخواهد بکند.
🔴 جنگ در ایران این دوگانگی را فرو ریخته است. بیتردید، این جنگ حاصل بیپروایی خاص ترامپ است؛ او بیمحابا خود را به دلِ منازعهای میاندازد که پیشینیانش عاقلانه از آن پرهیز کرده بودند. اما در عین حال، این جنگ فرجام منطقیِ چندین دهه تاریخ آمریکا نیز هست: شیفتگی این کشور به جادوی فناوری برای جنگیدن از راه دور، این باورِ کور که میتواند با زور رخدادهای نقاط دوردست جهان را شکل دهد، و فرسایش تدریجیِ محدودیتهای قانون اساسی بر مقام ریاستجمهوری.
🔴 ترامپ در طول ریاستجمهوریاش بیماریای بسیار قدیمیتر را عیان کرده است: باور تزلزلناپذیر آمریکا به اینکه میتواند جهان را مطابق میل خود شکل دهد، بیاعتنا به خواست دیگران و با اطمینانی مطلق به اینکه راه خودش همان راه درست است. آمریکا زیستن در جهانی را که زیر سلطهاش نباشد بلد نیست. این کشور از همان آغاز به خودش القا کرده که آنقدر بزرگ است، آنقدر از دیگران دور افتاده و آنقدر برخوردار است که هرگز ناچار نخواهد شد بهای سنگینی برای کارهایش بپردازد.
🔴 هیچ گریزی از فاجعهای که در ایران در جریان است نیست. اما در پسِ آن، این امکان وجود دارد که جایگاه خود را در جهانی بههمپیوسته بازشناسیم و به فهم روشنتری از خودمان برسیم. تنها راه رهایی این است که یکبار برای همیشه از توهماتمان دست بکشیم.
@tarjomaan