🔹 ایرانگرایی واقعی و ایرانگرایی فانتزی!
🖊 مهدی فدایی مهربانی/ دانشگاه تهران
ایرانگرایان و ملی گرایانی هم داریم که در روزگار کنونی که شعارهای اینستاگرامیشان در دفاع از وطن از عرصه خارج شده است، دیگر ایرانگراییشان بلاموضوع شده است! چرا؟ چون به معنای واقعی کلمه همۀ ایرانگراییشان «حرف» بود و آن هم پوچترین شکل «حرف» که در دنیای «مجازی» مجالی برای هرکسِ معتبر و غیرمعتبری فراهم کرده است!
اما همان حرف که در زمان صلح فقط حرف است، در زمان جنگ، یک عمل است. و این خصلت جنگ است که در میانۀ آن، هیچ مجالی برای امر خنثی نیست. زیرا وطن، همچون مادر است و هنگام تعرض به مادر، حتی سکوت نیز نوعی عمل است؛ در جنگ علیه وطن، سکوت نیز خیانت است.
برای ایرانگرایان واقعی، جنگ، عرصۀ عمل به عنوان یک وطنپرست است؛ عمل نه صرفاً بدان معنی که از یک استاد دانشگاه، دانشجو، سلبریتی یا نخبۀ فکری متوقع باشیم اقدام عملی کند و تفنگ در دست گیرد یا وارد معرکه شود، در میانۀ جنگ، حتی سخن و موضع نخبۀ فکری نیز یک عمل است. در دورانی که وطنت در جنگ است، در دورانی که هر روز حجم بیشتری از خون مردمان وطنت، از فرزندانِ مادرت، ریخته میشود، «بی طرفی» پوچترین مفهوم است؛ در چنین وضعی، حتی سکوت نیز از دیاثت و فقدان شرف است. در میان جنگ، وسط بازی دقیقاً چه چیزی به ارمغان میآورد؟ من معتقدم حتی مزدورانِ خودفروخته که اکنون جانب دشمن را گرفته اند، بر این جماعت «بی طرف» و «وسط باز» شرف دارند. خودفروختگان عافیت طلبی را در پیش نگرفته و منتظر نیستند تا جهت وزش باد را تشخیص دهند.
تاریخ فراموش نخواهد کرد که در روزگار غریبی که سربازان ایران، جوانان این سرزمین، همچون سربازان رئیسعلی دلواری در حال دفاع از خاک وطن در مقابل بیگانگان بودند و مردمان شجاع ایران در خیابانها در حال پاسداری از وطن بودند، عده ای ترجیح دادند سکوت کنند تا ببینند چه زمانی اوضاع آرام میشود تا بر روی خاکی که بر آن خون ایرانگرایان واقعی ریخت، بساط ایرانگرایی فانتزی و روشنفکرمآبی بی دردسرشان را پهن کنند!
@ghoghnoseiran
جنگ فراز و فرود دارد. پیشروی و پَسروی دارد. عملیات پیروز و مسرت بخش و عملیات آسیب و شکست دارد. نه با عملیاتهای موفق باید حس غرور و پیروز نهایی داشت و نه با ضربه خوردن باید احساس شکست داشت. نتیجه جنگ، فقط پایان جنگ تعیین میشود نه میانه آن.
@alirezazadbar
در میانهی میدان، در هنگامه جنگ!
در این ایام جنگ و خاصه در روزهای اخیر با چندین نفر از رزمندگان خط مقدم(یا به اصطلاح این روزها پای لانچرنشینها) در یگانهای پدافند، هوافضا و نیروی دریایی هم کلام شدم. از وضعیت آتش خودی و دشمن گفتند، از موشکهایی که در چند متریشان قلب زمین را شکافت و ساختمانهایی که ویرانه شد و کارکنانی که آواره شدند، از رفقا و همکارانشان که تکهتکه شدند و بعضا قابل شناسایی نبودند، از داغ سنگین شهادت امام شهیدشان که هیچ داغ و دردی برایشان سنگینتر از آن نبود و نیست، از حرص و جوشها و غصه ضعف پدافندی که توانایی زدن جنگنده را ندارند، از خالی بودن پادگانها، از شب نخوابیهای بچهها، از دیدن سایه مرگ در چند قدمی و نهراسیدن از آن، از موجانفجارهای مهیب، از هیمنه و ابهت ناوهای آمریکایی که پیش از جنگ در خلیج فارس میدیدند و وحشت میکردند، از مینریزی و ابعاد آن و امکانها و پیامدهای آن، از شهرهای موشکی و عظمت آنها، از پراکندگی نیروها و تجهیزات، از احتمال حمله زمینی و ابعاد آن_که عجیب است در این مورد همهشان دلشان و بیانشان قرص و محکم است که هیچ جای نگرانی نیست و آماده قتل عام متجاوزان هستند با تاکتیکهای مختلف که تاکنون آمریکاییها ندیدند_ و خلاصه از تلخی و شیرینی و فرصتها و چالشهای جنگ سخنها رفت.
با وجود همنشینی لحظهای با مرگ و موشک، اما نگرانی آنها نه از کشتهشدن و جنگیدن، بلکه بیشتر دلنگران خیابان هستند که مبادا خالی شود و شغالها، شبانه به میدان بیایند و از پشت خنجر بزنند و البته اهل سیاست که ممکن است با سودای آتشبس، سایه جنگ را همچنان بالای سر کشور نگهدارند. آنها باور دارند این جنگ، جنگ وجودی است یا مرگ یا ادامه حیات پر قدرت برای کشور!
یکشان جلوی خودم به مادرش میگفت: اگر من شهید شدم برای من شیون نکنید، برای امام شهیدمان عزاداری کنید! یکیشان هم با ریش سه تیغ و شلوار جین که تازه از دریا و از زیر موشک آمده بود از شگفتانههای دریایی در سواحل و جزایر و آنچه آمریکاییها در مخیلهشان نمیگنجد میگفت، هرچند میگفت که بسیاری از تجهیزاتمان از بین رفت، ولی نگرانی وجود ندارد. از فرار ناو با ابهتی میگفت که پیش از جنگ، نه فقط از جنگیدن با آن، بلکه از صدای بوق و عظمت آن نیز وحشت داشتند، به عمق آبهای آزاد و البته از شهپادها(شناور هدایتپذیر از راه دور) و موشکهایی که بلای جان ناو و کشتیها و تجهیزات آمریکایی شدند و چندین برابر تجهیزات آسیب دیده ما، از تجهیزات منطقهای آنها آسیب دید.
جنگیدن با صلابت و شجاعت آنهم با ابرقدرتهای دنیا و نهراسیدن از پنجه در پنجه شدن با مرگ، آن بنیاد مستحکمی است که بقاء یک ملت و نظام سیاسی را در کوران حوادث و بلایایی که بر یک ملت وارد میشود، تضمین میکند. اینکه نیروی نظامی با تجهیزاتی که بعضا قابل رقابت با تجهیزات نیروی مهاجم نیستند بایستد و به قول یکیشان که میگفت:《 ما از زیر موشک و خاک و خلها میگوییم حاضریم ماهها بجنگیم و سرمای استخوانسوز و گرمای طاقتفرسا و نیش پشهها را تحمل کنیم، ولی یکبار برای همیشه سایه جنگ را از سر کشور دور کنیم》، و از جنگ فرار نکند و غر نزند که نمیشود و نمیتوانیم، سرمایه بزرگ یک ملت است که البته بخشی از همین ملت، ناجوانمردانه علیهاش شعار میدهد و او را داعشی میخواند و این غم جانکاهی است!
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
هدایت شده از کاوش مدیا
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ استاد علوم سیاسی در دانشگاه قطر:
📍ورود کشورهای عربی به جنگ با ایران بزرگترین خطای عمرشان خواهد بود/منطقه خلیج فارس در واقع منطقهای با بناهای شیشهای و آسیبپذیر است و اگر همچون به اسرائیل به ما حمله شود به شکل گستردهای آسیب خواهیم دید/ایالات متحده به هیچ وجه در کنار ما نیست، بلکه تمامقد در کنار اسرائیل ایستاده و هرگز اجازه نخواهد داد ما به یک قدرت واقعی تبدیل شویم/ایران در چهل سال اخیر توانسته است توانمندیهایی ایجاد کند، اما ما هنوز نتوانستهایم قدرت نظامی مستقلی بنا کنیم...
#عربی
🆔 @Kavoshmedia
🔻*بسیجیِ پای لانچر؛ واقعیترین رستم زمانه*
◾️دربارهٔ تمایز اساسی نوحهٔ «بزن که خوب میزنی» و دلیل عمومی شدنش (با مداحی مهدی رسولی و شعر آرش براری، علی مقدم و امیرعلی شریفی)
✍️مرتضی ابراهیمپور
🔸مداحی «بزن که خوب میزنی»، با خطاب قرار دادن رزمندهٔ پای لانچر، همهٔ حواسها را جمعِ «مجاهدِ میدان رزم» میکند. این مداحی، گفتگوی خاکسارانهٔ مردم است با آن بسیجی مؤمنی که روح و جوهرهٔ ایران است. این گفتگو، خود را در فرم، با سهیم کردن مستمرِ مستمع در همخوانی و تکرار مهمترین بخشهای مداحی، شکل داده تا مردم، خود را وسط صحبتِ باشکوهی با شهدای زنده بیابند. و چه صحنهای خوشایندتر از این برای مردم ایران که به حال مجاهدانهٔ رزمندگان خود غبطه میخورند و آرزویشان، دمی همنفسی با آن پاکترین بندگان خداست و منتقلکردن حس همراهی و پشتیبانی به آنها. همین «تمنای همصحبتی» در همنشینی با «تکرارپذیری» و «شعارگونه بودن ترجیعبند» و «خلق سریع اثر در روزهای اولِ جنگ رمضان»، از عوامل اصلی سر زبان افتادن این مداحی است تا عمومیترین نوحهٔ این روزهای جنگ ما باشد.
🔸التفات و توجه این نوحه به تأسی از حس واقعی خود مردم، به رزمندهٔ پای لانچر است. نادر ابراهیمی در کتاب «با سرودخوانِ جنگ در خطهٔ ناموننگ» خطاب به مدعیان وطندوستی میگوید: «حال به میدان بیایید و بجنگید! به میدان بیایید و شاهنامهخوانیهایتان را به مرحلهٔ عمل برسانید». در این مداحی هم، آنکه شاهنامه و قهرمان آن را معنا میبخشد و زنده میکند، بسیجی مجاهد است. اینجا دیگر رستمِ تهمتن یک اسطورهٔ انتزاعی لابهلای کتابها و منجمد در تاریخ فرهنگی ذهنی نیست؛ بلکه انضمامیترین و واقعیترین قهرمانی است که ایران را سرپا نگه میدارد. رسولی، ایرانیترین، واقعیترین و رستمترین آدمها را در اینجا، ستایش میکند. یکی از دلایل اصلیِ محبوبیت این مداحی هم، همان بندِ تکرارشونده یا گوشوارهٔ معروف آن است که حامل همین معناست: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی»؛ ترجیعبندی که دیگر فراتر از این نوحه، بهعنوان شعار در تجمات خیابانی نیز استفاده میشود.
🔸انگار که این اثر، شعار جمعی این روزهای ما بود خطاب به رزمندگان. یکی از ملاحظههای درست مهدی رسولی در اجرای این اثر نیز، همین است که آن را با سینهزنی همراه نمیکند و متناسب با مضامین و حالوهوای اثر، دستهای مستمعین شبیه وقتِ شعاردادن به حرکت درمیآیند و حس حماسی اثر را تقویت میکنند. کوتاهی بندهای اثر نیز باعث میشود با یکبار شنیدنش، حفظ شود و با آن دم گرفته شود. مداح هم در اجرا مدام با سکوتش، اجازهٔ حضور مخاطب را فراهم میکند. برخی ابیات نیز بهصورت دکلمه و رجز خالص خوانده میشوند که خود حرف، بیواسطهٔ موسیقی بیان شوند و همین، مانع یکنواختی میشود. البته نمیشود پنهان کرد ابیاتی که با نغمه و ظرافتهای موسیقایی خوانده میشوند، گوشنوازترند مثل اجرای بیتِ «بگو با زورگویان استقامت میکند ایران، ببین در معرکه اینک قیامت میکند ایران».
🔸«بزن که خوب میزنی» در تردد میان ستایشِ قدرت نظامی ما و توکل به خداست. با وجود تکرارِ مداومِ دعوت به زدن و درهمکوبیدن دشمن، با آوردن مفاهیمی چون «توکل»، «خداست یار و یاورت» و تعبیر «تو فوقِ هرچه آهنی»، میخواهد اسیر ظواهر جنگ نشود و برتریِ اراده و ایمان انسان انقلاب اسلامی را بر ابزارِ جنگی یادآوری کند؛ اما انگار همچنان در معرض این آسیب هست که این «بزن»گفتنها و تشویقها، بهخودی خود اصالت پیدا کند و ما را از فقرمان و تنها مؤثر هستی غافل کند. همچنان این ظرفیت وجود داشت تا با تلمیح و اشاره به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی» و مضامینی ازین دست که خود فرماندهان موشکیمان مانند شهید تهرانیمقدم همواره زیر لب داشتند، توجه بیشتری را به قدرت الهی جلب کند.
رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
✴️ *فارن پالیسی:
جمهوری اسلامی ۲.۰ در راه است — و زیبا نخواهد بود!*
دیوید ایگناتیوس، تحلیلگر ویژه مناسبات امنیتی منطقه و شخصیت مرتبط با نهادهای تصمیمگیر امنیتی-نظامی ایالات متحده، طی مقالهای در [فارن پالیسی](https://foreignpolicy.com/2026/03/12/iran-war-islamic-republic-regime-change/) (12 مارس 2026) به توصیف وضعیت جمهوری اسلامی ایران پس از حمله آمریکایی-اسرائیلی پرداخته است. ایگناتیوس از منظر یک کارشناس وابسته به ایالات متحده اما با نگرشی واقعنگر و شکّاک، به ترورهای هدفمند مقامات ارشد، ضربات سنگین به ساختار فرماندهی و زیرساختهای نظامی و ادعاهای مربوط به فروپاشی قریبالوقوع نظام اشاره دارد، ولی این پیروزیها را صرفاً «تاکتیکی» قلمداد میکند.
✳️ *تولد «جمهوری اسلامی ۲.۰»: تحکیم به جای فروپاشی*
ایگناتیوس استدلال میکند که برخلاف تصور سیاستمداران واشنگتن، ضربات نظامی نه تنها منجر به فروپاشی نشد، بلکه باعث تولد نسخه دوم و بسیار تهاجمیتر از جمهوری اسلامی شده است. او تاکید میکند که «نظام، سنگینترین ضربه آمریکا را دریافت کرده اما همچنان روی پاست» و برخلاف تصور برخی سیاستمداران، هیچ نشانهای از قیام گسترده مردمی برای سرنگونی آن دیده نمیشود. پیامد این وضعیت، شکلگیری «جمهوری اسلامی ۲.۰» است؛ ساختاری که در آن نهادهای نظامی کنترل بیسابقهای بر کشور پیدا میکنند و در یک ائتلاف عملگرایانه با شبکههای اقتصادی داخلی، بقای خود را تضمین خواهند کرد.
✳️ *انتقال قدرت و انسجام سخت*
مقاله به انتقال قدرت به رهبری جدید انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنهای اشاره کرده و تاکید میکند که این انتقال در میانه جنگ، باعث انسجام لایههای سخت قدرت شده است و مدعی کمرنگ شدن «مشروعیت عمومی» در چشم سیاستمداران ایرانی در این شرایط شده است.
✳️ *جنگ نامتقارن و نیابتی نوین ایران*
یکی از هشدارهای جدی ایگناتیوس، خطر ظهور مجدد و بسیار مرگبارترِ حملات نامتقارن است. او این پدیده را با گروه «سپتامبر سیاه» (که پس از شکست نظامی سازمان آزادیبخش فلسطین در اردن در سال ۱۹۷۰ شکل گرفت) مقایسه میکند، با این تفاوت که شبکههای نیابتی و امنیتی ایران بسیار پیچیدهتر و خطرناکتر هستند. او معتقد است این بُعد از واکنش ایران، هنوز چهره اصلی خود را نشان نداده است و پیشبینی میکند که هستههای مخفی و شبکههای نیابتی ایران، نبرد را از میدانهای رسمی به بنادر، خطوط کشتیرانی و منافع غرب در سراسر جهان منتقل خواهند کرد.
✳️ *تله فرسایشی برای «جنگ ابدی»*
ایران با درک حساسیتهای انتخاباتی در آمریکا، به دنبال طولانی کردن بحران است تا از طریق فشار بر بازارهای انرژی و ایجاد ناامنی مداوم، هزینه سیاسی جنگ را برای دولت ترامپ غیرقابل تحمل کند. راهبرد ایران مقاومت تا نقطهای است که غرب بپذیرد «حمله نظامی به ایران دیگر هرگز یک گزینه معتبر نیست».
✳️ *تغییر رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس: در پی دیپلماسی با تهران*
نویسنده پیشبینی میکند که کشورهای عربی همسایه، متوجه آسیبپذیری خود شدهاند. آنها به جای تکیه صرف به آمریکا، سیاستهای دوگانهای اتخاذ میکنند؛ از یک سو (مانند امارات) به دنبال تقویت سپرهای دفاعی پیشرفته خواهند رفت، اما از سوی دیگر بیسروصدا کانالهای دیپلماتیک خود را با تهران بازسازی میکنند تا از ترکشهای جنگ در امان بمانند (همانطور که کشوری مثل عمان به سرعت سیگنالهای تعامل فرستاده است).
✳️ *سرابِ «تغییر نظام» از بیرون*
ایگناتیوس با استناد به ارزیابیهای جامعه اطلاعاتی آمریکا (سیا) تاکید میکند که تغییر رژیم از طریق بمباران و نیروی نظامی خارجی یک توهم است. او مینویسد که با وجود تمایل بسیاری در غرب برای عبور از این ساختار سیاسی، «ایرانِ جدید روزی و به شکلی ساخته خواهد شد، اما این کار فقط و فقط به دست خود مردم ایران انجام میپذیرد، نه با مداخله نظامی.»
✳️ *ایران جدید زیبا نخواهد بود!*
ایگناتیوس در پایان مقاله نتیجه میگیرد که هرچند آمریکا و اسرائیل ممکن است در نبردهای هوایی پیروز شده باشند، اما در حال باختنِ «جنگِ ثبات» هستند.
او هشدار میدهد که «ایرانِ پس از جنگ»، کشوری زخمی، به شدت نظامیشده و کینهتوز خواهد بود که نه تنها تهدیدی برای منطقه، بلکه چالشی دائمی برای نظم جهانی باقی خواهد ماند. او جمله نهایی خود را با این مضمون به پایان میبرد که: *«پیروزی که به یک جنگ ابدی ختم شود، پیروزی نیست؛ بلکه یک شکستِ تأخیری است.»*
#نماجنگ
🆔 @namafar
هدایت شده از نبض قلم
لزوم احداث و گسترش شبکه های برون مرزی به زبان عبری و عربی!
☸در عرصه پیچیده رسانهای بینالمللی، جایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با بهرهگیری از امپراتوری رسانهای غرب و همچنین در مواقع لزوم اعمال شدیدترین سانسورها و خلاف گویی ها، تلاش در تحریف واقعیتهای منطقه ای دارند، ایجاد و توسعه شبکههای برون مرزی به زبان عبری و عربی یک ضرورت راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود، چرا که این مهم گامی مؤثر در جهت شکستن انحصار رسانهای دشمن و ارائه روایتی مستند و قانعکننده از قدرت و حقانیت جبهه مقاومت به مخاطبان (خصوصا) عبری زبان در سرزمین های اشغالی و سراسر جهان محسوب میشود.
🛑رژیم صهیونیستی همواره با اعمال بالاترین سطح سانسور بر رسانه ها، به ویژه در دوران جنگ و بحران، مانع از آگاهی افکار عمومی از حقایق میشود.
بنابراین تولید محتوای مستند و بدون سانسور به زبان عبری راهی برای خنثیسازی این سانسور و روشن کردن ابعاد پنهان تحولات منطقه است.
❇️تجربه پخش مستند عبریزبان "موشک ها بر فراز بازان" به عنوان یک کار موفق نشان داد که چگونه میتوان روایتی نشنیده و بدون سانسور از جنگ و اصابت موشک ها را به نمایش گذاشت که در رسانههای غربی و صهیونیستی معمولا بازتابی ندارد. به طوری که وب سایت اسرائیل نشنال نیوز انتشار این مستند را جنگ تبلیغاتی علیه اسرائیل دانست!
⚠️از جهت دیگر، حملات نظامی رژیم صهیونیستی به ساختمان صدا و سیما در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که دشمن ضربهپذیری خود را در برابر قدرت نرم ایران احساس کرده و در صدد حذف فیزیکی رسانه های کشور برآمده است؛ بنابراین ایجاد و تقویت شبکههای برونمرزی به زبان عربی و عبری مصداق عینی جهاد تبیین در عرصه بینالمللی است و احداث این شبکهها نقش مهمی در حفظ منافع ملی محسوب میشود.
✍محمدرضا رئیسی
@nabzqalam
.
🎯 مسأله فقط ترامپ نیست؛ ذهنیت آمریکایی است
📌 آمریکا بلد نیست در جهانی زندگی کند که زیر سلطهاش نباشد
🔴 لیدیا پولگرین، ژورنالیست، نیویورک تایمز — مثل خیلی از آمریکاییهای دیگر، من هم در این روزهای تاریک میان دو احساس متضاد سرگردان بودهام. گاهی به خودم میگویم دونالد ترامپ چهرهای استثنایی و بدخواه است و با رفتنش شاید راهی برای ترمیم باز شود. اما در روزهای تیرهتر، به روایتی بنیادیتر متمایل میشوم: اینکه ترامپ تجسم همان چیزی است که آمریکا همیشه بوده، ملتی ازخودراضی که اسطورههایش دربارهٔ مشیت الهی و استثناگرایی به آن این اجازه را دادهاند که هر کاری دلش میخواهد بکند.
🔴 جنگ در ایران این دوگانگی را فرو ریخته است. بیتردید، این جنگ حاصل بیپروایی خاص ترامپ است؛ او بیمحابا خود را به دلِ منازعهای میاندازد که پیشینیانش عاقلانه از آن پرهیز کرده بودند. اما در عین حال، این جنگ فرجام منطقیِ چندین دهه تاریخ آمریکا نیز هست: شیفتگی این کشور به جادوی فناوری برای جنگیدن از راه دور، این باورِ کور که میتواند با زور رخدادهای نقاط دوردست جهان را شکل دهد، و فرسایش تدریجیِ محدودیتهای قانون اساسی بر مقام ریاستجمهوری.
🔴 ترامپ در طول ریاستجمهوریاش بیماریای بسیار قدیمیتر را عیان کرده است: باور تزلزلناپذیر آمریکا به اینکه میتواند جهان را مطابق میل خود شکل دهد، بیاعتنا به خواست دیگران و با اطمینانی مطلق به اینکه راه خودش همان راه درست است. آمریکا زیستن در جهانی را که زیر سلطهاش نباشد بلد نیست. این کشور از همان آغاز به خودش القا کرده که آنقدر بزرگ است، آنقدر از دیگران دور افتاده و آنقدر برخوردار است که هرگز ناچار نخواهد شد بهای سنگینی برای کارهایش بپردازد.
🔴 هیچ گریزی از فاجعهای که در ایران در جریان است نیست. اما در پسِ آن، این امکان وجود دارد که جایگاه خود را در جهانی بههمپیوسته بازشناسیم و به فهم روشنتری از خودمان برسیم. تنها راه رهایی این است که یکبار برای همیشه از توهماتمان دست بکشیم.
@tarjomaan
فروپاشی رویای تجدد در ذهن انسان ایرانی؟!
عموم روشنفکران، دانشگاهیان و طبقه متوسط و نیز نسل جوان و نوجوان ایرانی، نه تنها تحت تاثیر غرب، تجدد و هر آنچه برآمده از آن است، قرار دارند، بلکه مقهور و تحت سیطره چنین نگرشی، نگرشی تحقیر آمیز به خود اعم از خود(هویت) ایرانی و اسلامی دارند. چنین نگرشی، روح حاکم بر این اقشار از جامعه ایرانی است و تحت تاثیر چنین نگرشی، روایتی اخلاقی از غرب و اندیشه تجدد را برساخته و از طریق شبکههای اجتماعی و خاصه از طریق نظام دانشگاهی و فرآوردههای رسانهای به جامعه ایرانی تزریق میکند. در این نگرش اخلاقی _که البته برساخته خود اروپایی و آمریکاییها از خود است که در نظامهای دانشگاهیشان تئوریک و از طریق رسانههایشان تزریق میشود_ لیبرالدموکراسی که در اروپای غربی و آمریکای شمالی حاکم است، بهترین صورت مثالی نظام سیاسی و اندیشهای در عالم و در تاریخ است و لذا باید چهار نعل به سوی آن رفت و از هرآنچه برآمده از تاریخ و اندیشه و تحولات درونی ایران است، مانند نظام جمهوری اسلامی و نظام اندیشهای پشتیبان آن باید احتراز کرد و این را به هزار زبان در دانشگاهها و رسانهها و جامعه تکرار میکنند.
آنها که اهل مطالعه تاریخ و تاریخ اندیشه هستند، میدانند که اندیشه مدرن، در شرایط پس از دو جنگ جهانی و قتل عام بیش از ۶۰میلیون نفر در آنها به دست اندیشه، انسان و تکنولوژی اروپایی و آمریکایی، دچار بحرانی عمیق از حیث مشروعیت شد، اما روشنفکر و دانشگاهی ایرانی از چنان حادثهای هیچ درسی نیاموخت و همچنان، تنها راه رهایی را در الحاق به عالم اروپایی آمریکایی میبینند و مدینه فاضله خود را همچنان در صورتبندی قرن هجده و نوزدهمی آن میبیند و از آنجا که کمتر با صورت خشونتبار آن مواجهه مستقیم داشت، همچنان مقهور آن است و به تجربه ۲۰ساله در دانشگاههای مختلف کشور دریافتم که عموم این مقهورین، نه تنها انتقادی به آن جهان اندیشهای ندارند، بلکه هیچ نگاه انتقادی را بر نمیتابند!
امروز و در سایه جنگ تحمیلی سوم، انسان ایرانی بیش از هر زمان دیگری با این صورت خشن و متوحشانه از اندیشه و عالم تجدد روبروست که نه برای جان انسان ایرانی ارزشی قائلاند و نه برای زیرساختهای مدنی مانند بیمارستان و مدرسه و دانشگاه، همانگونه که پیشتر در ویتنام و عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و غزه و غیره قائل نبودند و نه حتی برای افکار عمومی. حال که این سویه خشن تکنولوژیهای مدرن بر سر انسان ایرانی از طرف لیبرال_دموکراتترین نظام سیاسی عالم، آوار میشود، و نهاد علم و شاخصترین آنها در ایران یعنی دانشگاه شریف بر سر اساتید و دانشجویان ایرانی ویران میشود، آیا مانند آنچه در اروپای پس از جنگ جهانی دوم در اروپا رخ داد، روشنفکر ایرانی و طبقه متوسط را از این خواب عمیق بیدار میکند تا در آن برساخت اخلاقی که از اندیشه متجدد و لیبرال دموکراسی به عنوان مدینه فاضله عالم هستی داشت، تجدید نظر کند؟ یا در فردای پس از جنگ، مجددا، با خرد کردن همه کاسه کوزهها بر سر جمهوری اسلامی و مقصر قلمداد کردن آن، رویافروشی مجدد از دموکراسی و توسعه و زیباییشناسی مدرنیته را به انسان ایرانی قالب میکند؟ یا اینکه مجددا صورتهای مبتذل توسعه، مانند آنچه در امارات رخ داد_و اکنون شاهد فروپاشی چنین رویا و رویا فروشی هستیم_ را به خورد انسان ایرانی میدهد؟
اگر این جنگ یک نتیجه داشته باشد و در فردای پساجنگ، آن گروههایی که در آغاز نوشتار نام بردم را به تجدیدنظر در نگرششان نسبت به تجدد و مدینه فاضله لیبرال دموکراسی_که امروز وحشیهای خونخوار و خودشیفتهای مانند ترامپ، به صراحت، هر آنچه را که پیشینیان در لفافه میگفتند را در علن میگوید و میکند_ وادار کند، به هزینه آن میارزد؛ چرا که باور دارم از دلایل مهم آشفتگی فکری، انحرافات اندیشهای و اعوجاجات هویتی نسل جوان و خاصه دانشگاهی و نیز از دلایل مهم عقبماندگی در بسیاری از حوزهها همین نگرش است. دقیقا همین نگرش است که ترس از آمریکا را در بطن جامعه ایران نهادینه میکند و مدام انسان ایرانی را تحقیر میکند. انسانی که امروز با گذشت حدود ۴۰روز از جنگ، با اتکاء به دانش بومی جوانان همین کشور، با احاطه بر پیچیدهترین دانش جهان یعنی دانش در صدها حوزه مرتبط با صنایع نظامی، قدرت تکنولوژی، سیاسی و نظامی آمریکای ابرقدرت را به چالش کشیده و او را بهجایی رسانده که رئیس جمهور وحشیاش، علنا فحاشی میکند و یا زدن پل و دانشگاه و بیمارستان را دستاورد خود در جنگ معرفی میکند. اگر یک نفر و تنها یک نفر در ۱۰۰سال اخیر به توانایی انسان ایرانی برای ساخت ایرانی مستقل و توانمند با اتکاء بر دانش بومی ایمان داشت و جامعه را به آن سو هدایت میکرد، شخص امام شهیدمان بود که یکتنه در برابر این تحقیر کنندهگان انسان ایرانی ایستاد.
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
آرش رئیسنژاد
امروز، آمریکا و اسرائیل دانشگاه صنعتی شریف را بمباران کردند؛ دانشگاهی که در سال ۱۳۴۴ (۱۹۶۶) با نام «دانشگاه صنعتی آریامهر» بنیان گذاشته شد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ به «شریف» تغییر نام داد. دانشگاهی که بر الگویی مشابه MIT ساخته شد و تا به امروز بهعنوان مهمترین نهاد مهندسی ایران شناخته میشود.
برای دههها، شریف کانون تعالی علمی بوده و نسلی از درخشانترین ذهنهای ایران را پرورش داده؛ از جمله چهرههایی مانند مریم میرزاخانی که نبوغش ریاضیات مدرن را دگرگون کرد.
من نیز بین سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ (۲۰۰۲–۲۰۰۶) دانشجوی مهندسی شیمی در همین دانشگاه بودم. جوان بودیم و در «جکوز» مینشستیم و کلاسهایمان در «اِبنِسْ (مخفف ابنسینا)» برگزار میشد. شریف برای ما فقط یک دانشگاه نبود؛ انبوهی بود از خاطرات، دوستیها و رؤیاها.
دانشگاهی که هیچگاه سایت نظامی نبود و در عوض، فخر ایران و گل سر سبد دانشگاههایش بود. جایی برای ایدهها، معادلات و آرزوها.
با این حال، بمباران آن از الگویی پیروی میکند که از روز دوم این جنگ دربارهاش هشدار داده بودم: «اکنون که تغییر رژیم فوری محقق نشده، استراتژی اسراییل-آمریکا وارد فاز بعدی خود شده است: تولید تدریجی یک دولت درمانده (Failed State)
@Iran_Simorq
🔻*ملاحظات راهبردی این دوره *
✍ مهدی خراتیان
۱. مذاکره و دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای میدانی و به پشتوانه میدان است، لذا دست نیروهای مسلح از روی ماشه نباید برداشته شود.
۲. دشمن در بازه زمانی کاهش فشار عملیات نظامی به شدت در حوزه جمعآوری اطلاعات فعال خواهد شد، لذا پروتکلهای حفاظتی مقامات برجسته کشور حفظ و حتی تقویت شود.
۳. تنگه هرمز باید طبق قواعد و تعاریف ایران «گشوده» شود و در هماهنگی با کشور عمان برای هر روز سهمیه مشخصی تعریف و برای آنروز اعلام شود و نظام اخذ عوارض از همان روز اول بازگشایی فعال شود.
۴. دشمن به شدت دغلکار و نیرنگباز است و نباید از هیچ حرکت خطا و خدعه وی به سادگی گذشت. ایالات متحده یا اسراییل ممکن است بخواهند با عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی محدود و زیر حد آستانه جنگ، برتری خود را دیکته کنند، لذا باید برای پاسخ به این اقدامات بانک اهداف و اقدامات مناسبی تهیه شود.
۵. باید حضور مردم در خیابانها با قدرت بیشتری ادامه یابد.
۶. اگر بندهایی که ایران مبنای مذاکرات اعلام کرده، در نهایت تثبیت شود، قطعا یک پیروزی تاریخی برای ملت ایران خواهد بود. روایت دستاوردهای نظامی و دیپلماتیک ایران در این جنگ تاریخ ساز باید در جهت تقویت دست مذاکره کنندگان و بالابردن روحیه نظامیان و مردم باشد.
۷. پیشنهاد این است که وساطت مذاکرات با یکی از قدرتهای بزرگ باشد. ایران از واسطه کردن قدرتهای منطقهای و کشورهای کوچک تا کنون سودی نبرده است.
۸. ما تنها نیمی از راه را رفتهایم و مسیری بسیار پیچیده و سخت همچنان در پیش روست.
*پ.ن:* فراموش نکنیم ما با وحوش آدم خوار، کودک کش، فریبکار، قاتل رهبرمان و بهترین فرزندان امت اسلام و ملت ایران مواجه هستیم لذا دست مان لحظه ای نباید از روی ماشه برداشته شود و عرصه از مردم خالی گردد.
#دفاع_از_ایران
#مقاومت
📖 *جامعه شناسی مردم *
✅ @Popular_Sociology